
Mostafa F
۴
برتون با دلتنگی گفت: «چه زمانهٔ مزخرفی شده مردم دیگر از چیزی یکه نمیخورند.»
پویا پانا
۱
بورخس که به درستی نوشت: «اتفاقات کمی برایم رخ داده و کتاب فراوان خواندهام.»
پویا پانا
۱
آنها میتوانند بیادبیات به خوبی سر کنند و تشنگی خود را برای چیزهای غیر واقعی با تماشای مزخرفات تلویزیون یا خواندن داستانهای پیش پا افتادهٔ عاشقانه فرو بنشانند.
پویا پانا
۱
ادبیات به خودی خود ادعانامهٔ ترسناکی است علیه هستی تحت هر رژیم یا ایدئولوژی: شهادتی شعلهور است دربارهٔ نارساییها و ناتوانی آن در ارضای ما. و به همین دلیل فرسایندهٔ مدام هر ساختار قدرتی است که مایل است افراد را راضی و خشنود نگه دارد.
Mostafa F
۰
آیا یادتان میآید وقتی آن آثار برانگیزاننده را ارائه دادید بورژوازی پاریس چقدر به وحشت افتاد، یادتان هست افتتاح سگ اندلسی چقدر رسوایی و عصر طلایی چقدر خشم به بار آورد؟ حالا این فیلمها را در بهترین سینماهای پاریس نشان میدهند، و حتی اگر خوشتان هم نیاید، بورژواها به شما احترام میگذراند و تحسینتان میکنند
پویا پانا
۰
شاعر محکوم به مردن از گرسنگی بود
پویا پانا
۰
خوان کارلوس اونتّی رُماننویس زمانی گفت که فرق من و او در نویسندگی این است که من رابطهای زناشویی با ادبیات دارم، در صورتی که او رابطهای زناکارانه با آن دارد.
پویا پانا
۰
من آگاهانه علیه همهٔ اَشکال «ناسیونالیسم» مبارزه کردهام، زیرا آن را یکی از نقایص بزرگ بشر و بهانهای برای بدترین شکل فریب میدانم.
پویا پانا
۰
«سفر به اروپا» در نظر من و بسیاری از جوانان همنسلم در امریکای لاتین به منزلهٔ شرط لازم تربیت درست روشنفکری بود. اروپا از لحاظ فرهنگی بر ما تسلط داشت،
پویا پانا
۰
چرخش روزگار را ببین که از تو بورژوا ساخته.
پویا پانا
۰
از سفر نفرت داشت و بیزار بود که از خانهاش بیرون برود. افزود: «هر وقت خیلی لازم باشد، به دلیل کاری از خانه بیرون میآیم، مثل حالا. اما این هم آخرین بار خواهد بود. آخرین سفر، آخرین فیلم. دیگر تمام شد، از این به بعد در آرامش به سر میبرم، بیآنکه دیگر از خانه بیرون بیایم.»
پویا پانا
۰
چرا وقتی آدم میتواند در آرامش به سر ببرد، زندگی را دشوار کنیم؟
پویا پانا
۰
(مالرو زمانی حرف تند و تیزی دربارهٔ سارتر زد: «هنگامی که من علیه نازیها میجنگیدم، سارتر نمایشنامههایی در پاریس مینوشت که سانسور آلمان به آن اجازهٔ انتشار میداد»).
پویا پانا
۰
سارتر در مقالهای در ۱۹۶۰ این موقعیت دراماتیک را که وصف حال روشنفکران دههٔ پنجاه و شصت است، چنین صورتبندی میکند: «همکاری با حزب کمونیست هم لازم است و هم محال.»
چرا لازم است؟ زیرا سوسیالیسم تنها پاسخ اساسی به مسائل انسان است، و چون مبارزه برای سوسیالیسم در طبقهٔ کارگر مجسم میشود. پس چرا محال است؟ زیرا گرچه مارکسیسم «فلسفهٔ شکستناپذیر زمان ماست»، حزب کمونیست جزمگراست، وگرچه اتحاد جماهیر شوروی زادگاه سوسیالیسم و «تنها کشور بزرگی است که لغت پیشرفت در آن معنایی دارد»، این کشور دستخوش استحالهٔ ایدئولوژیک ژرفی شده که آن را به تجاوز، بیعدالتی و حتی جنایات بزرگ به نام سوسیالیسم کشانده است.
پویا پانا
۰
طبیعت را نباید ویران کرد، چون سراپا خردمندی است.
پویا پانا
۰
شاید شرایطی استثنایی وجود داشته باشد که در آن نباید چیزهایی را گفت، اما ضمانت میکنم که هرگز به نفع دولت دروغ نگفتهام.»
پویا پانا
۰
هاول در یکی از مقالاتش از یوجین اونیل نقل قول هولناکی میکند: «سالها آنقدر برای چیزهای کوچک جنگیدیم که خودمان هم کوچک شدیم.»
پویا پانا
۰
ملیگرایی شکلی از فقدان فرهنگ است که بر همهٔ فرهنگها مسلط میشود و با همهٔ ایدئولوژیها همزیستی میکند
پویا پانا
۰
ملیگرایی شکلی از فقدان فرهنگ است که بر همهٔ فرهنگها مسلط میشود و با همهٔ ایدئولوژیها همزیستی میکند
پویا پانا
۰
انسان تنها با حقیقت زندگی نمیکند؛ بلکه به دروغ نیز نیاز دارد: دروغهایی که آزادانه اختراعش کرده باشد، نه آنهایی که به او تحمیل میشود؛ دروغهایی که هر آنچه مینماید باشد، نه دروغهای لاپوشانیشده زیر نقاب تاریخ. داستان به وجود انسان غنا میبخشد، کاملش میسازد، و به طور گذرا این وضع مصیبتبار را که قسمت ماست جبران میکند: همیشه پیش از آنکه بتوانیم عملاً به غنا و کمال دست یابیم آرزویش میکنیم و رؤیا در سر میپزیم.