سارتر در مقالهای در ۱۹۶۰ این موقعیت دراماتیک را که وصف حال روشنفکران دههٔ پنجاه و شصت است، چنین صورتبندی میکند: «همکاری با حزب کمونیست هم لازم است و هم محال.»
چرا لازم است؟ زیرا سوسیالیسم تنها پاسخ اساسی به مسائل انسان است، و چون مبارزه برای سوسیالیسم در طبقهٔ کارگر مجسم میشود. پس چرا محال است؟ زیرا گرچه مارکسیسم «فلسفهٔ شکستناپذیر زمان ماست»، حزب کمونیست جزمگراست، وگرچه اتحاد جماهیر شوروی زادگاه سوسیالیسم و «تنها کشور بزرگی است که لغت پیشرفت در آن معنایی دارد»، این کشور دستخوش استحالهٔ ایدئولوژیک ژرفی شده که آن را به تجاوز، بیعدالتی و حتی جنایات بزرگ به نام سوسیالیسم کشانده است.