جملات زیبای کتاب فریفته تصادف | طاقچه
تصویر جلد کتاب فریفته تصادف
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب فریفته تصادف

نقش پنهان شانس در زندگی و بازار

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۴۹ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Saba
۲۴۹
تنها زمانی سخن بگو که کلامت از سکوت بهتر باشد.
سعیدا
۶۰
من از آدم‌هایی که، بدون گذراندن وقت کافی در کتابخانه‌ها، فکر می‌کنند درمورد موضوعی خاص دیدگاهی نسبتاً بدیع و روشن‌فکرانه دارند بدم می‌آید
Anahita
۴۱
نمی‌شود از سرایدار فصل اول که برندهٔ لاتاری شد، اگر هزار سال هم عمر کند، انتظار داشت در قرعه‌کشی‌های بیشتری برنده شود. آن‌هایی که علی‌رغم مهارت‌هایشان در زندگی بدشانسی آورده باشند، سرانجام موفق می‌شوند. احمق خوش‌شانسی که در زندگی‌اش شانس آورده، در درازمدت، به‌آرامی، به یک احمقِ کمتر خوش‌شانس تغییر وضعیت می‌دهد. هرکسی درنهایت به ویژگی‌های درازمدتش برمی‌گردد.
Anahita
۴۰
(در دنیای واقعی بیشتر باید مشکل را حدس زد تا راه‌حل را).
Anahita
۲۲
(فهمیدن این نکته که «مطالعهٔ سی‌وچند ساعت اخبار در ماه گذشته نه به توانایی پیش‌بینی‌هایتان در دورهٔ فعالیت‌هایتان اضافه کرده و نه به دانشتان از جهان، به درون‌نگری زیادی نیاز دارد.
Anahita
۲۰
ظاهراً شواهدی وجود دارد مبنی‌بر این‌که، برای تعالی فکری، گفت‌وگو و مکاتبه با افراد اندیشمند نیروی محرکهٔ بهتری است تا مطالعهٔ زیاد کتابخانه‌ای (صمیمیت انسانی: چیزی درون طبیعت ما هست که، در حین ارتباط اجتماعی و دوستانه با دیگر افراد، به رشد ایده‌هایمان کمک می‌کند).
Anahita
۱۶
احمق‌های خوش‌شانس نمی‌دانند که احمقِ خوش‌شانس‌اند؛ اصولاً ذاتشان این‌طوری است که نمی‌دانند در چنین دسته‌ای قرار دارند
Anahita
۱۲
بااین‌حال بیش از آن‌که یک شیوهٔ محاسباتی باشد، یک روش فکری است. ریاضیات اصولاً ابزاری برای تأمل است تا محاسبه.
Anahita
۱۰
ما با احساسات خود فکر می‌کنیم و راهی برای دورزدن این واقعیت وجود ندارد
Ahmad
۱۰
شغل خبرنگاری هدفش سرگرمی است، نه جست‌وجوی حقیقت؛ به‌خصوص وقتی پای رادیو و تلویزیون در میان باشد.
Anahita
۶
خطای دکارت قضیهٔ بسیار ساده‌ای را ارائه می‌دهد: با عمل جراحی قسمتی از مغز آدمی را برمی‌داریم (مثلاً به قصد برداشتن یک تومور و بافت اطرافش) که نتیجهٔ آن ناتوانی در ثبت احساسات است، نه چیز دیگری (ضریب هوشی و سایر توانایی‌های او مثل قبل باقی می‌ماند). این کار یک آزمایش کنترل‌شده برای تفکیک هوش فرد از احساسات او است. حالا یک انسان کاملاً منطقی و بدون عواطف و احساسات داریم. ببینیم چه اتفاقی می‌افتد: داماسیو گزارش داد که این آدم کاملاً بی‌احساس حتی قادر به ساده‌ترین تصمیم‌گیری‌ها هم نیست. او نمی‌تواند صبح‌ها از رختخواب بیرون بیاید و روزهایش را بی‌ثمر با سنجیدن زیاده‌ازحد تصمیم‌هایش خراب می‌کند.
hasan behjoo
۶
من به این نتیجه رسیده‌ام که ما برای اجرای برنامه‌های مشخص و دقیق ساخته نشده‌ایم. ما آدم‌ها ساخته شده‌ایم تا مانند آتش‌نشان‌ها زندگی کنیم، با زمان استراحت برای وقت تلف‌کردن و مراقبه میان تماس‌هایی که به ادارهٔ آتش‌نشانی گرفته می‌شود
کاربر ۳۴۰۹۵۲۸
۵
افت بازار آن‌قدر هم زیاد نبود. فقط قدرت نفوذ بسیار زیادی داشت.
Anahita
۴
بااین‌که نرو به دیدن صحنهٔ پول‌دارترشدن هرروزهٔ معامله‌گران (و تلاششان برای رده‌بالا نشان‌دادن خود، با نمایش عشقشان به اپرا) عادت کرده بود، همسرش به‌ندرت با نوکیسه‌های سرخورده مواجه شده بود؛ یعنی آن آدم‌هایی که در یک‌جایی از زندگی‌شان نیش فقر را حس کرده‌اند و دلشان می‌خواهد تمام مال و اموالشان را به مردم نشان دهند
Anahita
۴
یکی از راه‌پردازها از من پرسید «شما خرسی هستی یا گاوی؟» جواب دادم که کلمات خرسی و گاوی را، خارج از زمینهٔ صرفاً جانورشناختی آن‌ها، درک نمی‌کنم.
Anahita
۴
به یاد داشته باشید آدم‌هایی که با دیدن ببر شروع می‌کنند به نظریه‌پردازی درمورد نوع ببر یا میزان خطرش، درنهایت، ببر آن‌ها را می‌خورد.
Anahita
۳
درنهایت، در هشداردادن به افراد راجع به امور انتزاعی عامل ناسپاسی هم وجود دارد (بنا به تعریف، هرچیزی که رخ نداده انتزاعی است).
Anahita
۳
در دنیایی زندگی می‌کنیم که رویدادهای مهم را نمی‌شود پیش‌بینی کرد.
Anahita
۳
آنچه معامله‌گران واقعی مانند سوروس را از بقیه متمایز می‌کند همین است که فعالیت‌هایشان عاری از وابستگی به مسیر پیشین است. آن‌ها کاملاً از اعمال گذشتهٔ خود رهایند. هر روز یک لوح کاملاً پاک است.
Anahita
۳
در دنیای تحلیل‌گران کمّی، اصلاح کت‌وشلوار خالی برای افرادی به کار می‌رود که ازلحاظ ظاهر خوب‌اند؛ اما چیزی جز ظاهر نیستند. به بیان بهتر، آنچه دارند مهارت در ارتقای خود در یک شرکت است، نه مهارت ناب در تصمیم‌گیری بهینه که آن را «مهارت سیاسی شرکتی» می‌نامیم. این‌ها افرادی‌اند که بیشتر برای استفاده از پاورپوینت در سخنرانی‌هایشان آموزش دیده‌اند.
hasan behjoo
۳
(در دنیای واقعی بیشتر باید مشکل را حدس زد تا راه‌حل را)
me
۳
تمایل به تغییر داستان: این آدم‌ها وقتی پول‌هایشان را از دست می‌دهند، می‌شوند سرمایه‌گذاران «طولانی‌مدت» و میان جایگاه معامله‌گر و سرمایه‌گذار جابه‌جا می‌شوند، تا بالأخره یک‌جا شانس بیاورند.
Anahita
۲
ظاهراً شواهدی وجود دارد مبنی‌بر این‌که، برای تعالی فکری، گفت‌وگو و مکاتبه با افراد اندیشمند نیروی محرکهٔ بهتری است تا مطالعهٔ زیاد کتابخانه‌ای (صمیمیت انسانی: چیزی درون طبیعت ما هست که، در حین ارتباط اجتماعی و دوستانه با دیگر افراد، به رشد ایده‌هایمان کمک می‌کند).
حسین یزدی
۲
فهمیدم بیشتر از این‌که اطلاعات موردنظر مقاله را درک کنم (که البته نمی‌شد به‌هیچ‌وجه جدی‌شان بگیرم)، درحال فهرست‌برداری از سوگیری‌های ذهنی خبرنگار بوده‌ام (چرا بیشتر خبرنگاران درنهایت متوجه نمی‌شوند خیلی کمتر از آن چیزی می‌دانند که خودشان فکر می‌کنند؟ دانشمندان نیمی از قرن گذشته را در بررسی پدیدهٔ «متخصصانی» که از شکست‌های گذشته‌شان درس نمی‌گیرند صرف کردند. ممکن است در تمام زندگی‌تان همه‌چیز را اشتباه پیش‌بینی کنید و همچنان فکر کنید دفعهٔ بعد درست پیش‌بینی خواهید کرد).
Anahita
۲
با برخی شرارت‌های ساختار تصادفی‌بودن، آدم سودآوری مانند جان، که در درازمدت یک بازندهٔ محض است و به‌این‌ترتیب برای بقا اصلح نیست، در کوتاه‌مدت درجهٔ مطلوب و مقبولی از واجد شرایط بودن را نشان می‌دهد و به تکثیر ژن‌های خود تمایل دارد. تأثیر هورمونی بر حالت بدن و تأثیر سیگنال‌دهی آن به سایر جفت‌های بالقوه را به یاد بیاورید. موفقیت او (یا شبه‌موفقیت ناشی از شکنندگی‌اش) در ویژگی‌هایش مانند یک فانوس دریایی نمایان می‌شود. یک زوج بی‌گناهِ دارای ظرفیت فریب‌خوردن (بدون‌قیدوشرط)، تا زمانی‌که اتفاق نادری رخ نداده، فکر می‌کنند او ترکیب ژنتیکی برتری دارد. به نظر می‌رسد سولون به این موضوع پی برده بود. حالا سعی کنید این موضوع را برای یک داروینیست ساده‌لوح در عالم تجارت (یا همسایهٔ ثروتمند خانهٔ آن‌طرف خیابان) توضیح دهید.
radmehr
۲
من از آدم‌هایی که، بدون گذراندن وقت کافی در کتابخانه‌ها، فکر می‌کنند درمورد موضوعی خاص دیدگاهی نسبتاً بدیع و روشن‌فکرانه دارند بدم می‌آید
Anahita
۲
بااین‌حال، من از نتایجی که می‌دانستم صرفاً نویز هستند خوشحال و هیجان‌زده شده‌ام و از نتایجی اظهار نارضایتی کرده‌ام که کمترین اهمیت آماری نداشته‌اند. نمی‌توانم برای آن کاری کنم، احساساتی‌ام و بخش عمده‌ای از نیرویم را از احساساتم می‌گیرم. پس راه‌حل در رام‌کردن قلبم نیست.
Anahita
۲
بسیاری از مردم تا زمان مرگ در ازدواج با عقاید خود باقی می‌مانند. درصورتی‌که توالی ایده‌ها به‌گونه‌ای باشد که اولی غالب باشد، باورها وابسته به مسیرند.
Ahmad
۲
در این کتاب، توجه به این‌که پیشامدهای دیگری ممکن بود رخ دهد، توجه به این‌که جهان ممکن بود جور دیگری باشد، هستهٔ اصلی تفکر احتمالاتی در نظر گرفته شده است.
Ahmad
۲
پیام کتاب این بوده: «رخدادها بیش از آنچه فکر می‌کنیم تصادفی‌اند» و منظورش این نبوده که «همهٔ رخدادها تصادفی‌اند.» پس مجبور شدم با چنین برداشت‌هایی مواجه شوم: «طالب شک‌گرایی است که فکر می‌کند همه‌چیز تصادفی است و افراد موفق فقط خوش‌شانس‌اند.» فریبندگی رخدادهای تصادفی حتی مناظرهٔ اتحادیهٔ کمبریج را (که خیلی هم برای آن تبلیغ شده بود) تحت تأثیر قرار داد، چون استدلال من مبنی بر این‌که «بیشتر افراد زرنگ شهر احمق‌های خوش‌شانس‌اند»، تبدیل شد به «همهٔ افراد زرنگ شهر احمق‌های خوش‌شانس‌اند.»