جملات زیبا از متن کتاب مرگ آن را تلخ می نوشد | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرگ آن را تلخ می نوشدsubscriptionAvailable

کتاب مرگ آن را تلخ می نوشد

۲.۸(از ۲۴ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
وجدی الکومی، کریم پورزبید
انتشارات: 
نشر افکار

قیمت:

۷۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

هنگامی که منحنی‌ها و پیچش‌ها از حرکت باز می‌ایستند و خط سبز دیگر کشیده نمی‌شود و درازکش، حالتی مستقیم به خود می‌گیرد و آژیر ممتد به صدا در می‌آید،
HP
۳
بیرون رفتن در خیابان‌های مرکز شهر در روز، خفه‌کننده شده است، تلاش برای رسیدن به یک روح پیش از پروازش هم کار محالی شده. زخمی‌ها به خاطر شلوغی خیابان‌ها می‌میرند. تنها قهوهٔ قهوه‌فروشی است که در رگ‌هایم «آدرنالین» مخصوص مبارزه با شلوغی را تزریق می‌کند.
mobina
۲
بیرون رفتن در خیابان‌های مرکز شهر در روز، خفه‌کننده شده است، تلاش برای رسیدن به یک روح پیش از پروازش هم کار محالی شده. زخمی‌ها به خاطر شلوغی خیابان‌ها می‌میرند. تنها قهوهٔ قهوه‌فروشی است که در رگ‌هایم «آدرنالین» مخصوص مبارزه با شلوغی را تزریق می‌کند. کار در مأموریت‌های شبانه مناسب‌تر است برایم. حداقلش مرا از صف اشباح دور و بر تختخوابم دور می‌کند. ولی طارق صلیحه اصرار دارد که زیر تلسکوپش باقی بمانم به همین خاطر مرا به مأموریت‌های روزانه می‌فرستد. هیچ کس به جز من و عبده خارج از شبکهٔ عنکبوتی‌اش باقی نمانده است.
mobina
۰
از میان سربازان رد شدیم و افسر جوان را دیدیم که با چهره‌ای بر افروخته ایستاده و نگاه‌هایی خشمناک به ما انداخته، پیش از آنکه بگوید: «این بار این یکی را هم با خودتان نمی‌برید بیمارستان، این یکی فعال سیاسی است و من ترجیح می‌دهم همین جا بمیرد تا آنکه او را برای درمان ببرید.»
mobina
۰