جملات زیبای کتاب زنان فریادخواه | طاقچه
تصویر جلد کتاب زنان فریادخواهsubscriptionAvailable

کتاب زنان فریادخواه

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
اوریپید ، غلامرضا شهبازی
انتشارات: 
نشر بیدگل

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
erkana
۶
دلی که تلخ است لب‌ها را نیزتلخ می‌کند.
@a.h.shokri98
۶
زنان خردمند همواره باید بگذارند مردان آن کاری را کنند که سود زنان در آن است.
علی دائمی
۴
مرد تهی‌دست می‌تواند بر مرد دارا چیره گردد اگر دادگری پشتیبان او باشد.
sahar
۳
نه، جایی که قدرت دست مردمان است، آنها می‌توانند با شادی بسیار بالیدن جوانان شهرشان را تماشا کنند. آن هنگام که تنها یک تن فرمان می‌راند چنین نیست. او از چنین چیزی بیزار است. آن دم که یکی را می‌بیند که در کاری، نامی بلند یافته است، هراسان می‌شود که مبادا دیهیمش را از کف بدهد و از این رو او را از سر راه برمی‌دارد. چنین شهری چگونه می‌تواند ببالد؟ آن شهر چگونه می‌تواند نیرومند گردد آن هنگام که یکی این‌سو و آن‌سو می‌رود و جوانان زیرکش را دست‌چین می‌کند و تباه می‌سازد، همچون یکی کشتگر که در بهار سر گندم‌هایش را می‌زند؟
علی دائمی
۳
دلاوری هیچ نیست اگر خدایان یاریگر آن نباشند.
علی دائمی
۲
زندگی خود یکی تیره‌بختی‌ست. در این دریای تیره‌بختی، شادی اندک و کمیاب است.
تلخاتون
۲
جنگیدن «به‌خاطر صلح» رواست
@a.h.shokri98
۱
آنان، کشته با زوبین جنگ، اینجا بی‌آنکه در گورشان کنند بر جای مانده‌اند، و این ننگین‌کاری‌ست برخلاف قانون خدایان.
مدوسا
۱
آن شهر چگونه می‌تواند نیرومند گردد آن هنگام که یکی این‌سو و آن‌سو می‌رود و جوانان زیرکش را دست‌چین می‌کند و تباه می‌سازد، همچون یکی کشتگر که در بهار سر گندم‌هایش را می‌زند؟
مدوسا
۱
من مرگ را بهتر از این می‌دانم که دخترانم را برخلاف خواستشان به‌زور به بستر عروسی بَرَند!
مدوسا
۱
در باب آنچه از آن سخن گفتیم، ما هم‌رای خواهیم بود که هم‌رای نباشیم.
مدوسا
۱
خردمندان می‌دانند چه هنگام هیچ کاری نکنند، زیرا حتی هیچ کاری نکردن آن هنگام که نیازی به انجام دادن کاری نیست، چه‌بسا کاری از سر دلیری باشد.
مدوسا
۱
زنان خردمند همواره باید بگذارند مردان آن کاری را کنند که سود زنان در آن است.
@a.h.shokri98
۰
او از من خواسته تا به‌لابه از پسرم بخواهم، تا بکوشم پسرم را راضی کنم کالبدهای این مردان را، یا با گفتار یا با زوبین، به مادرانشان باز گرداند، تا ایشان آنها را آن‌گونه که آیین‌ها می‌گویند در خاک کنند.
sahar
۰
برای یک شهر باری سنگین‌تراز تاب آوردن یکی فرمانروا نیست. نخست آنکه، شهری چنین، قوانینی ندارد که برای تمامی شهروندانش یکسان باشد. نمی‌تواند داشته باشد. آنجا جایی‌ست که تمامی قوانین شهر در دستان یک مرد است و او آنها را هرگونه که بخواهد به‌زور به کار می‌بندد. پس برابری چه می‌شود؟
مدوسا
۰
گوهر آزادی در این واژگان است: «هر آن‌کس که اندیشه‌ای نیک برای شهر دارد، بگذارید در برابر شهروندان آن شهر بر زبانش آرد.» می‌بینی؟ این‌گونه، هر آن‌کس که اندیشه‌ای نیک برای شهر دارد ستوده می‌شود. دیگران هم آزادند که خاموش بمانند. آیا برابری‌ای بزرگ‌تر از این هست؟