
کاربر ۴۲۸۸۹۲۲
۳۱
ما درحال خرج کردن پول برای خریدن چیزهایی هستیم که به آنها نیاز نداریم تا افرادی را تحتتأثیر قرار دهیم که دوستشان نداریم
Mina
۱۸
«سَم! به چهچیزِ این دنیا چسبیدیم؟»
«آقای فرودو، در جهان چیزهای خوبی هست که ارزش جنگیدن دارد.»
کاربر ۴۲۸۸۹۲۲
۱۶
هرچه مردم از نظر اقتصادی بیشتر برابر باشند، مردم بیشتر به یکدیگر اعتماد میکنند
katy
۶
مانند بسیاری از چیزها، هرچه از چیزی مقدار بیشتری داشته باشیم، شادی کمتری از آن کسب میکنیم.
احسان رضاپور
۴
اگر به گزارش رضایت جهانی نگاه کنیم، میبینیم که یک فاصلۀ چهار نقطهای بین شادترین و ناراحتترین کشورها وجود دارد و شش عامل دلیل سه تا از این نقطههاست: با هم بودن یا حس همبستگی، پول، سلامتی، آزادی، اعتماد و مهربانی.
katy
۴
ثروت، ارتباطی به داشتن داراییهای زیاد ندارد؛ بلکه ثروت یعنی داشتن خواستههای اندک.
katy
۴
در انتخاب شغل نباید روی درآمدهای بالقوهاش تمرکز کنید. «قرار است بخش بزرگی از زندگیتان کار کنید، پس باید چیزی باشد که از آن لذت میبرید.»
katy
۳
«تحمل ناراحتیهای زندگی سختتر است وقتی هیچ فحشی نمیدانی»
ساغر
۳
شادترین افراد کسی را دارند که میتوانند در زمان نیاز به او تکیه کنند.
احسان رضاپور
۲
آنچه هم در موسسۀ تحقیقاتی شادی و هم گزارش رضایت جهانی مییابیم این است که شادترین کشورها حس همبستگی قویای دارند و شادترین افراد کسی را دارند که میتوانند در زمان نیاز به او تکیه کنند. به همین دلیل برحسب تصادف نیست که دانمارکیها نهتنها در میان شادترین افراد جهان هستند بلکه از جمله افرادی هستند که اغلب اوقات به دیدار دوستان و خانوادهشان میروند و اطمینان دارند که اگر شکست بخورند، دوستانشان به دادشان میرسند.
احسان رضاپور
۱
اساس یک زندگی خوب، ارتباط و هدفمندی است. معیار ارزشمان، اندازۀ حساب بانکیمان نیست؛ بلکه ارزش ما نهفته در استحکام پیوندهایمان، سلامتی عزیزانمان و درجۀ سپاسگزاریمان است. این شادی به داشتن ماشین بزرگتر ربطی ندارد بلکه بسته به این است که بدانیم ما جزئی از چیزی بزرگتر هستیم – بخشی از یک جامعه – و همه با هم هستیم.
ساغر
۱
تاکنون من بهجز میل به عشق، دوستی و همبستگی عامل قوی دیگری برای توضیح شادی انسانی نیافتهام. پس مردم میخواهند حس تعلق داشته باشند؛ ولی مطمئن نیستند این اتفاق را چطور محقق کنند.
با پیشرفت فناوری این چالش حتی بزرگتر هم شده است. ما مثل قبل به هم متصل نیستیم و احساس تنهایی میکنیم. روابطمان پیچیده، سخت و آشفته است، سعی میکنیم با فناوری روابط را رفعورجوع کنیم. بهجای دیدار حضوری، ترجیح میدهیم تماس بگیریم و بهجای تماسگرفتن ترجیح میدهیم پیام دهیم.
ساغر
۱
نکته این است که اگر پولمان را خرج چیزهایی کنیم که به آنها نیاز نداریم فقط برای اینکه مردم را تحتتأثیر قرار دهیم، به شادی نزدیکتر نمیشویم. فقط درگیر مسابقهمیشویم. به همین دلیل است که اگر درپوشی روی چیزهای پر زرقوبرق بگذاریم، وضعیت همه بهتر میشود.
ساغر
۱
وقتی صحبت از خوشبختی میشود، حرص نه خوب است و نه کارساز؛ ابزار احمقانهای به نظر میرسد.
ساغر
۰
از آدمهای سراسر دنیا خواستهام که به اوقات خوششان فکر کنند. اغلب اوقات در این خاطرهها افراد با کسان دیگری هستند. این موضوع اهمیت حضور دیگران را نشان میدهد وقتی پای شادی در میان است.
ساغر
۰
هرچه از چیزی مقدار بیشتری داشته باشیم، شادی کمتری از آن کسب میکنیم. اولین تکۀ کیک: عالی. برش پنجم: چندان خوب نیست. اقتصاددانان این را قانون کاهش مطلوبیت حاشیهای مینامند و یکی از دلایلی است که چرا برخی کشورها و افراد ثروتمندتر میشوند؛ اما شادتر نمیشوند.
ساغر
۰
در دانمارک و در سراسر کشورهای اسکاندیناوی، به دلیل یانتلوون یا قانون یانته، مصرفگرایی نمایان تا حدودی محدود شده است. این «قانون» برگرفته از رمانی از فردی نروژی دانمارکی به نام آکسل ساندموز در سال ۱۹۳۳ است و میتوان آن را اینطور خلاصه کرد: «تو بهتر از ما نیستی.» این قانون فرهنگی را ترویج میکند که در آن افراد دارای موقعیت بالا مورد انتقاد قرار میگیرند؛ زیرا بهعنوان افرادی بهتر از همتایان خود طبقهبندی شدهاند و یا وانمود میکنند که بهتر هستند. در زبان انگلیسی به آن سندروم شقایق بلند میگویند.
این بحث یکی از مؤلفههای بزرگ فرهنگ اسکاندیناوی است و به همین دلیل است که شما خودروهای لوکس بسیار کمی در دانمارک خواهید دید. البته اینکه مالیات خودرو ۱۵۰ درصد است هم بیتأثیر نیست؛ اما یانتلوف عمیقتر و وسیعتر از ماشین است.
ساغر
۰
به گفتۀ محققان، الیزابت دان و مایکل نورتون، اگر بهدنبال خرید شادی هستیم، عاقلانهتر این است که بر روی تجربیات سرمایهگذاری کنیم و نه چیزها؛ زیرا «مطالعاتِ پیدرپی [نشان میدهد که] مردم وقتی دربارۀ خریدِ تجربهفکر میکنند، حسوحال بهتری دارند. آن را بهعنوان «پولی که خوب خرج شده» توصیف میکنند. اگر از مردم خواسته شود خریدهایی که با هدف افزایش شادی انجام دادهاند مقایسه کنند، مثلاً چیز ملموسی که خریدهاند (مانند آیفون با روکش طلایی یا بدون روکش) و تجربهای که خریدند (شاید یک سفر) و بعد از آنها خواسته شود که بگویند کدام خرید آنها را شادتر کرده، ۵۷ درصد تجربه و ۳۴ درصد شیءِ ملموس را میگویند. خرید تجارب برای ایجاد شادی خوب است، اگر این تجربیات شما را به افراد دیگر نزدیک کند و اگر این تجارب به خود واقعیتان ربط داشته باشد.