جملات زیبای کتاب نامه هایی در تربیت زیبایی شناختی | طاقچه
تصویر جلد کتاب نامه هایی در تربیت زیبایی شناختیsubscriptionAvailable

کتاب نامه هایی در تربیت زیبایی شناختی

نوع کتاب
۲.۸ امتیاز(از ۶ رأی)
انتشارات: 
نشر بیدگل

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
aminanjidani
۱۱
می‌توان گفت هر انسانِ منفردی، بر حسبِ استعداد و تعین، انسانِ ایدئالِ محضی را در بطنِ خویش دارد که مطابقت داشتن با وحدتِ تغییرناپذیرِ آن در همهٔ فرازونشیب‌های [زندگی] اش وظیفهٔ بزرگِ زندگیِ اوست.
Mohsen Panahi
۳
از فرزندِ طبیعت، اگر افراط بورزد، آدمی دیوانه پدید می‌آید؛ اما از دست‌پروردهٔ هنر، آدمی که شایستهٔ هیچ‌چیز نیست.
Mohsen Panahi
۲
زیبایی می‌تواند وسیله‌ای شود برای هدایتِ انسان از ماده به صورت، از احساس‌ها به قوانین، از وجودی محدود به وجودی مطلق.
چڪاوڪ
۱
فقط در جایی که تودهٔ مادی به‌طرزی سنگین و بی‌شکل حکم‌فرماست و خطوطِ کدر میانِ مرزهای نامطمئن نوسان می‌کنند، ترس پایگاهی دارد
کاربر ۱۲۰۰۸۲۰
۰
این هنرباید واقعیت را ترک کند و خودش را با جسارتی شایسته به ورای نیاز برکشد؛ زیرا هنریکی از دخترانِ آزادی است و می‌خواهد از ضرورتِ ارواح دستور بگیرد و نه از اضطرارِ ماده.
Mohsen Panahi
۰
جرئتِ فرزانه شدن داشته باش. قوتِ شهامت لازمهٔ نبرد با موانعی است که هم خمودگیِ طبیعت و هم جبونیِ دل در مقابلِ آموزش عَلَم می‌کنند. اینکه در آن افسانهٔ کهن خدابانوی فرزانگی با سازوبرگِ کامل از سرِ ‌  ژوپیتر   بیرون می‌آید، خالی از معنا نیست؛ زیرا همان نخستین وظیفه‌اش هم صبغهٔ جنگی دارد. در همان هنگامِ تولدش باید نبردی سخت با حواس انجام دهد که نمی‌خواهند آرامشِ شیرینشان آشفته شود.
کاربر ۱۲۰۰۸۲۰
۰
تعبیرِ شیلر عبارت است از «برساختنِ آزادیِ سیاسیِ حقیقی» (نامهٔ دوم). با وجودِ این، شیلرراه‌حلِ این مسئلهٔ سیاسی را نه در خودِ سیاست بلکه در «زیبایی‌شناسی» جست‌وجو می‌کند، زیرا «از طریقِ زیبایی است که به‌سوی آزادی روانه می‌شویم» (نامهٔ دوم).
Mohsen Panahi
۰
هنرمند اگرچه فرزندِ زمانهٔ خویش است، بدا به حالش اگر هم‌زمان شاگردِ آن یا حتی محبوبِ آن باشد.
چڪاوڪ
۰
اگر حقیقت قرار باشد در پیکار با نیروها پیروز شود، خود نخست باید مبدل به نیرو شود و رانه‌ای را در قلمروِ نمودها به‌عنوانِ مباشرِ خویش برگمارد؛ زیرا رانه‌ها یگانه نیروهای محرک در جهانِ حسی‌اند. اگر حقیقت تا کنون نیروی پیروزمندِ خود را چنین اندک به اثبات رسانده است، مقصر فاهمه نیست که نمی‌داند چگونه باید حقیقت را مکشوف ساخت، بلکه دلی است که گوشش بدهکارِ حقیقت نبوده و رانه‌ای است که در راهِ حقیقت عمل نکرده است.
ماریا
۰
«برای پروراندنِ استعدادهای متکثر در انسان هیچ طریقِ دیگری جز در تضاد نهادنِ آنها با یکدیگر در کار نبود. این تعارضِ نیروها ابزارِ فرهنگ است. [...] صرفاً از طریقِ منفک شدنِ نیروهای تکین در انسان و قائل شدنِ قانونگذاریِ انحصاری برای خویش است که این نیروها به کشمکش با حقیقتِ اشیا درمی‌آیند و حسِ مشترکی [یا عقیدهٔ عمومی‌ای] را که در غیرِ این‌صورت با نوعی کم‌توقعیِ خموده بر نمودِ بیرونی می‌آرَمَد مجبور می‌کنند که به ژرفناهای ابژه‌ها نفوذ کند.
ماریا
۰
ولی آیا نباید بتوانم از آزادی‌ای که جناب‌عالی به من می‌دهید استفاده‌ای بهتر  از معطوف ساختنِ توجهتان به عرصهٔ هنرِ  زیبا   بکنم؟ آیا درحالی‌که امورِ جهانِ اخلاقی علقه‌ای بسیار شدیدتر  فراهم می‌کنند و اوضاعِ زمانه به وجهی چنین صریح از روحِ پژوهشِ فلسفی طلب می‌کنند که خود را به کامل‌ترینِ همهٔ آثارِ هنری، به برساختنِ آزادیِ سیاسیِ حقیقی، مشغول بدارد، جُستنِ قانون‌نامه‌ای برای جهانِ زیبایی‌شناختی دستِ‌کم ناشی از وقت‌ناشناسی نیست؟
ماریا
۰
هنریکی از دخترانِ آزادی است و می‌خواهد از ضرورتِ ارواح دستور بگیرد و نه از اضطرارِ ماده.
ماریا
۰
آیا شرکت نجستن در این گفت‌وگوی همگانی برملاکنندهٔ نوعی بی‌تفاوتیِ نکوهیدنی در قبالِ رفاهِ جامعه نیست؟
ماریا
۰
اگر   اجتماع پست و مقام را معیارِ انسان سازد، اگر در یکی از شهروندانش فقط حافظه، در یکی دیگر [فقط] فاهمهٔ جدول‌ساز، و در سومی صرفاً ورزیدگیِ مکانیکی را ارج نهد، اگر در یک طرف، بی‌تفاوت نسبت به شخصیت، صرفاً بر معلومات تأکید ورزد و، در طرفِ دیگر، بر عظیم‌ترین ظلماتِ فاهمه مادام که با روحِ نظم و رفتارِ قانونی همراهی می‌کند به دیدهٔ اغماض بنگرداگر هم‌زمان بخواهد این ورزیدگی‌های تکین را از حیثِ شدت دقیقاً تا جایی افزایش دهد که سوژه را از وسعتِ آنها معاف بداردآیا آن هنگام باید تعجب کرد از اینکه در موردِ مابقیِ استعدادهای ذهن اهمال‌کاری می‌شود تا همهٔ توجهات معطوف به استعدادهای تکینی شود که موردِ احترام و به‌صَرفه‌اند؟
ماریا
۰
قانونگذارِ سیاسی می‌تواند قلمروِ خود را محصور کند، اما نمی‌تواند در آن حکم‌فرما باشد. می‌تواند دوستدارِ حقیقت را طرد کند، اما حقیقت پایدار است؛ می‌تواند هنرمند را تحقیر کند، اما هنر را نمی‌تواند تحریف کند.