
Negar Bozorgi
۷
هنگام انتظار، لولای درِ زمان نمیچرخد و انتهای راهرو پیدا نیست. یک ساعتْ یک عمر به درازا میکشد و صف به جلو حرکت نمیکند. باید زمان را بهجای پیمودن، تاب آورد
کورش
۲
انتظار کشیدن نه افسون مالیخولیایی کسالت و ملال را دارد و نه رمانتیسم حرمانزدۀ اشتیاق را. انتظار میان پهنههای خالی احساسات و عقلانیت، میان امید و ناامیدی، ملال و اشتیاق و یا حصول و بیحاصلی جا خوش میکند. کسانی که در این وادی سرگرداناند یا ناخواسته از آن سربرمیآورند، خود را در گرفتاری وجودیِ ویژهای مییابند: زمانی پیش روی آنهاست که آن را نمیخواهند.
101
۱
آدام فیلیپس در کتاب بوسیدن، قلقلک دادن و ملول بودن مینویسد: «دشوار بتوان از بودن با کسانی لذت برد که مدت زیادی چشمبهراهشان بودهایم.»
101
۱
انتظار میان پهنههای خالی احساسات و عقلانیت، میان امید و ناامیدی، ملال و اشتیاق و یا حصول و بیحاصلی جا خوش میکند.
zima
۱
اگر خواب اوج رخوت بدنی باشد، ملالْ اوج رخوت ذهنی است.
zima
۱
«مهربانی به همه بدون هیچگونه تمایزگذاری دربردارندۀ خطر بیتفاوتی و دور شدن از هرکدام آنهاست»
Negar Bozorgi
۰
هنگام انتظار، لولای درِ زمان نمیچرخد و انتهای راهرو پیدا نیست. یک ساعتْ یک عمر به درازا میکشد و صف به جلو حرکت نمیکند. باید زمان را بهجای پیمودن، تاب آورد
Amir Reza Rashidfarokhi
۰
باید زمان را بهجای پیمودن، تاب آورد. بهجای اندیشیدن به آن، باید حسش کرد. هنگام انتظار زمان سنگین و کند میشود. چشمانتظاری چیزی است ورای تأخیری ناخواسته، اهمیت آن بیش از خودِ زمانی است که صرف میشود.
zima
۰
«دشوار بتوان از بودن با کسانی لذت برد که مدت زیادی چشمبهراهشان بودهایم.»
zima
۰
«فرهنگ پول وجهِ مبادلهای جز خودش را به رسمیت نمیشناسد. پول حتی زمان را هم از جنس خودش به جا میآورد.»
zima
۰
«اگر قرار باشد که منتظر رسیدن به مقصد نمانیم، پس دیگر برای چه انتظار بکشیم؟»
zima
۰
«اگر قرار باشد که منتظر رسیدن به مقصد نمانیم، پس دیگر برای چه انتظار بکشیم؟» این پرسش را پل ویریلیو، نظریهپرداز اجتماعی، مطرح میکند و خود اینگونه بدان پاسخ میدهد: «در انتظار رسیدن چیزی خواهیم بود که ماندنی باشد.»
zima
۰
«... سرنوشت غمبار ویرگول خود استعارهای است از چیزی بزرگتر؛ چگونگی رویکرد ما در مواجهه با سرشت بیتاب و بیقرار زندگی مدرن. فرصتی برای درنگ کردن نیست. توقف و مکث غیرمجاز است.»
zima
۰
«ساعت به ما نه ادراکی از زمان، بلکه ادراکی از انتزاعات فضایی میدهد. فهمیدن این که دیرند زمانی چیست بیشتر محتاج دانش و معرفت ژرفتر است تا اندازهگیریهای ریاضی فضایی.»
zima
۰
«وقتی میگوییم زمان میگذرد این ماییم که در واقع میگذریم.»
zima
۰
آدورنو گفته بود «ما پرسوناهایی توخالی هستیم که بهواقع جهانْ درونمان طنین میاندازد.»
zima
۰
همان حال که فرد منتظرْ پایان اسارت خود را در زندان آگاهی وجودی خویشتن انتظار میکشد، اشیا نیز منتظر رها شدن از نگاه خیرۀ او و بازگشت به نامرئی بودنشان در جریان تام کل تماماند.
zima
۰
میتوان گفت که حقیقت خود وابسته به ضربآهنگ ماندن با امر جزئی است، و صبر و استمرار در درنگ کردن.
تئودور آدورنو، اخلاق صغیر
zima
۰
«من چندان علاقهای به کارهای بزرگ ندارم. برای خوب بودن کار نیازی به بزرگی نیست.»
zima
۰
ما انسانها نهچندان چشمگیریم نه آنچنان ارزشمند و نه شاهکار هنری؛