
بریدههایی از کتاب در باب انتظار
۲٫۷
(۱۳)
هنگام انتظار، لولای درِ زمان نمیچرخد و انتهای راهرو پیدا نیست. یک ساعتْ یک عمر به درازا میکشد و صف به جلو حرکت نمیکند. باید زمان را بهجای پیمودن، تاب آورد
Negar Bozorgi
انتظار کشیدن نه افسون مالیخولیایی کسالت و ملال را دارد و نه رمانتیسم حرمانزدۀ اشتیاق را. انتظار میان پهنههای خالی احساسات و عقلانیت، میان امید و ناامیدی، ملال و اشتیاق و یا حصول و بیحاصلی جا خوش میکند. کسانی که در این وادی سرگرداناند یا ناخواسته از آن سربرمیآورند، خود را در گرفتاری وجودیِ ویژهای مییابند: زمانی پیش روی آنهاست که آن را نمیخواهند.
کورش
آدام فیلیپس در کتاب بوسیدن، قلقلک دادن و ملول بودن مینویسد: «دشوار بتوان از بودن با کسانی لذت برد که مدت زیادی چشمبهراهشان بودهایم.»
101
انتظار میان پهنههای خالی احساسات و عقلانیت، میان امید و ناامیدی، ملال و اشتیاق و یا حصول و بیحاصلی جا خوش میکند.
101
هنگام انتظار، لولای درِ زمان نمیچرخد و انتهای راهرو پیدا نیست. یک ساعتْ یک عمر به درازا میکشد و صف به جلو حرکت نمیکند. باید زمان را بهجای پیمودن، تاب آورد
Negar Bozorgi
باید زمان را بهجای پیمودن، تاب آورد. بهجای اندیشیدن به آن، باید حسش کرد. هنگام انتظار زمان سنگین و کند میشود. چشمانتظاری چیزی است ورای تأخیری ناخواسته، اهمیت آن بیش از خودِ زمانی است که صرف میشود.
Amir Reza Rashidfarokhi
«دشوار بتوان از بودن با کسانی لذت برد که مدت زیادی چشمبهراهشان بودهایم.»
zima
«فرهنگ پول وجهِ مبادلهای جز خودش را به رسمیت نمیشناسد. پول حتی زمان را هم از جنس خودش به جا میآورد.»
zima
«اگر قرار باشد که منتظر رسیدن به مقصد نمانیم، پس دیگر برای چه انتظار بکشیم؟»
zima
«اگر قرار باشد که منتظر رسیدن به مقصد نمانیم، پس دیگر برای چه انتظار بکشیم؟» این پرسش را پل ویریلیو، نظریهپرداز اجتماعی، مطرح میکند و خود اینگونه بدان پاسخ میدهد: «در انتظار رسیدن چیزی خواهیم بود که ماندنی باشد.»
zima
«... سرنوشت غمبار ویرگول خود استعارهای است از چیزی بزرگتر؛ چگونگی رویکرد ما در مواجهه با سرشت بیتاب و بیقرار زندگی مدرن. فرصتی برای درنگ کردن نیست. توقف و مکث غیرمجاز است.»
zima
«ساعت به ما نه ادراکی از زمان، بلکه ادراکی از انتزاعات فضایی میدهد. فهمیدن این که دیرند زمانی چیست بیشتر محتاج دانش و معرفت ژرفتر است تا اندازهگیریهای ریاضی فضایی.»
zima
