جملات زیبای کتاب استیو جابز غلط کرد با تو | طاقچه
تصویر جلد کتاب استیو جابز غلط کرد با تو

بریده‌هایی از کتاب استیو جابز غلط کرد با تو

نویسنده:آزاده رحیمی
انتشارات:نشر اطراف
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۸از ۵۱ رأی
۳٫۸
(۵۱)
بیشتر کارفرماها یک سوپرکارمند با آرزوهای بزرگ و ایده‌های فراوان با حقوق وزارت کار می‌خواهند که به احتمال نود و نه درصد شما نیستید
امیر
اگر شانس آوردید و از میان خیل مشتاقان، پرینت رزومهٔ شما سر از میز مدیر منابع انسانی درآورد و به مصاحبه راه پیدا کردید، تازه متوجه می‌شوید که همهٔ آن مهارت‌ها به کارتان نمی‌آید، یکی را می‌خواهند که از گوگل عکس پیدا کند، چند خط کپشن بنویسد و بگذارد توی اینستاگرام. البته این چند خط کپشن با آن تصویر قرار است بترکاند و سرنوشت مجموعه را از این رو به آن رو کند و گونی‌گونی پول بریزد توی جیب شرکت.
امیر
همه‌چیز به رزومه ختم نمی‌شود و باید هرطور شده خودمان را به آن یاروی مصاحبه‌کننده اثبات کنیم. فن بیان و اعتمادبه‌نفس خیلی زیاد، شرکت در همایش‌ها و رویدادها، استفاده از جملات انگیزشی، دانستن اخبار و خرده‌ماجراهای شرکت‌های معروف دنیا و زیر و بم زندگی استیو جابز و ایلان ماسک و گُنده‌های این حوزه، پراندن واژه‌های انگلیسی لابه‌لای مکالمه و گاهی پر کردن درست برگه‌های تست و آزمون‌های مختلف، در به دست آوردن آن موقعیت‌های شغلی نقش بزرگی دارند.
امیر
نمی‌دانم این مطالعهٔ رزومه در محل را چه کسی باب کرده ولی هر کس که بوده، احتمالاً دوره‌های بازجویی را گذرانده بوده است.
maryhzd
نود و نه درصد آگهی‌های استخدام در اکوسیستم استارت‌آپی دقیقاً معلوم نیست از شما چه می‌خواهند.
امیر
معادل فارسیِ تیم، واژهٔ گروه است اما در اکوسیستم می‌گویند که تیم و گروه در عمل با هم تفاوت دارند. تفاوت‌شان در این است که در تیم هر فرد وظیفهٔ مشخصی دارد اما در گروه همهٔ افراد کاری یکسان انجام می‌دهند.
امیر
نمی‌دانم مدیران سراسر جهان با دیوار چه مشکلی دارند. قرار است با برداشتن دیوارها همدلی میان کارمندان موج بزند و همه شاد و خوش و نغمه‌زنان به صلابت شرکت‌های جوان، کنار هم کار کنند؟ صمیمیت فقط با نزدیک کردن میزها اتفاق نمی‌افتد. ما پخش شده بودیم توی یک سالن دویست‌متری ولی اسم همکارهای آن طرف سالن را نمی‌دانستیم
صبح
خوبی شرکت‌های کوچک این است که هر کارمندی می‌تواند برای خودش مدیر یک تیم یک‌نفره باشد.
امیر
قهرمان‌های تدتاکی در لایهٔ اول صحبت‌های صمیمی و شوخی‌های استادانه‌شان، مجاب‌مان می‌کنند که بپذیریم مؤثرترین عامل پیروزی یا شکست، خودمانیم. در لایهٔ بعدی، زندگی، نبرد دیوانه‌وار و بی‌پایانی معرفی می‌شود که برای مواجهه با آن باید همیشه آماده باشیم.
امیر
فهمیدم قصهٔ زندگی‌ام را باید از جای دیگری شروع می‌کردم. قصهٔ شکست بزرگم را در پیداکردن شغلی متناسب با رشتهٔ تحصیلی‌ام شرح دادم و گفتم چون علاوه بر دانشمندشدن، خیلی کتاب می‌خواندم، سر از مطبوعات درآوردم. بعد... و «خلاصه گذشت و گذشت تا الان که خدمت شمام.»
maryhzd
دوست داشتم پنجشنبه و جمعه سرم به موفقیت‌هایم با ماشین لباس‌شویی و جاروبرقی گرم باشد و مهمانی بروم و دو ساعت بیشتر بخوابم. یک آخر هفتهٔ این‌شکلی، بهترین موفقیت در چارت زمان‌بندیِ یک‌هفته‌ای‌ام است.
امیر
مدیرعامل‌مان دائم تکرار می‌کرد که نکات راهبری و آموزشی‌اش حتی برای زندگی شخصی یا مشترک‌مان هم مفید و کارآمد است. به زندگی شخصی ما چکار داشت؟ شنیدن هزاربارهٔ ماجراجویی‌های شخصی‌اش و چالش‌های همسرداری و بچه بزرگ کردنش ملال‌انگیز بود. من مسائل زندگی و رابطه‌ام را مدت‌ها قبل حل کرده بودم و بعد از ده سال زندگی مشترک، می‌خواستم روی خط تجربی خودم حرکت کنم و به آموزه‌های راهبرمان نیاز نداشتم.
صبح
راهبَری که بالای میز کنفرانس نشسته و دارد برایمان دربارهٔ خلق آینده صحبت می‌کند، ترجیح می‌دهد میزان تأثیر رویدادهای اتفاقی و پیشرانه‌هایی مثل داشتن پارتی یا پول را از سخنرانی پرشورش فاکتور بگیرد. ولی ما به شکل تجربی فهمیده‌ایم که فقط نباید روی تلاش‌های فردی و ترسیم نقشه‌های بلندپروازانه حساب باز کنیم. کارمندهای قدرندیدهٔ زیادی را دور و برمان دیده‌ایم که علی‌رغم داشتن مهارت و تجربهٔ کافی، مدتی طولانی کارمندی دون‌پایه باقی مانده‌اند و فوقش با ارتقاء رتبه بعد از سی سال کار کردن، در ردهٔ کارمند ارشد بازنشست شده‌اند.
صبح
نشر اطراف مجموعه‌کتاب‌های «روایت تجربه» را برای مستندسازی تجربه‌های زندگی در موقعیت‌های نوظهور و به منظور ثبت آنچه دنیای معاصر را شکل و تغییر می‌دهد، منتشر می‌کند. از شاخه‌های مهمِ روایت تجربه، «تجربهٔ محیط کار» است که فرصتی است برای روایت فراز و فرود کسب‌وکارهای نو و شرح زندگی و گذران روزها در این مشاغل؛ روایت دگرگونی نقش‌ها، حس‌ها و فکرها در سبک زندگی فناورانه.
maryhzd
از تیم سی و پنج‌نفرهٔ ما همیشه فقط چند اسم در رویدادهای مختلف حاضر می‌شدند، این‌ها همکاران محبوب مدیر تیم‌مان بودند که به نظر می‌رسید هر جا رویداد یا دورهٔ آموزشی برگزار می‌شود، به‌صورت خودکار با هزینهٔ شرکت ثبت نام می‌شدند و پایه‌های شبکه‌سازی‌شان روزبه‌روز قوی‌تر می‌شد. باقی ما می‌توانستیم با هزینهٔ شخصی خودمان در دوره‌های گران‌قیمت و رنگارنگ شرکت کنیم یا این‌که کلاً قیدش را بزنیم
صبح
تا وقتی داخل اکوسیستم بودم، نمی‌توانستم از دور به آن نگاه کنم و این از بیرون ندیدن، روی کیفیت قضاوتم اثر می‌گذاشت. حدود بیست و نه ماه در اکوسیستم استارت‌آپی ایران کار کردم و حالا می‌بینم چندان هم بی‌حاصل نبود؛ اگر بخواهم از پشت تریبون برایتان گنده‌گویی کنم، می‌گویم حاصلش این بود که تا حدودی نسبت خودم را با جهان پیرامونم شناختم ولی اگر خودمانی‌تر باشم، حاصلش این بود که پیشنهاد نوشتن این کتاب را پذیرفتم.
صبح
برای این‌که روحیه‌ای شاد و دل‌انگیز در فرهنگ سازمانی قوام بگیرد، نیاز است که آدم یادش نیاید این سرپرستی که مقابلش ایستاده و خیلی پرشور برایش دست و سوت می‌زند، همانی است که در فرم ارزیابیِ مجموعه در بخش رعایت فرهنگ سازمانی بهش امتیاز خوبی نداده و ممکن است بعداً امتیازهای بیشتری هم کم کند.
صبح
شاید شرکت‌ها و ادارات، اول اتاق کنفرانس بوده‌اند، بعدا دست و پا و پول درآورده‌اند و شده‌اند شرکت.
Saeed Afshari
اگر سبک‌وسیاقی را مدتی طولانی در کار اجرا کرده باشید، صرفاً با تهیهٔ سند استراتژی نمی‌شود آن را تغییر داد اما مدیران علاقهٔ شدیدی به تماشای اسناد روی پرده یا صفحهٔ تلویزیون دارند. آوردن مثال‌هایی از شرکت‌های موفق سراسر دنیا و مقایسهٔ عملکردتان با آن‌ها، قفل دل مدیران را می‌شکند. اخبار استراتژی و شیوه‌های بازایابیِ شرکت‌های بزرگ اکوسیستم را در سراسر جهان رصد کنید و برای مدیران‌تان بفرستید. در گفت‌وگو با مدیران، از روش‌های هوشمندانهٔ بازاریابی شرکت‌های بزرگ آمریکایی، سختکوشی و انعطاف‌پذیری شرکت‌های چینی و روش‌های خاص و متفاوت مدیریتی مدیران شرکت‌های ژاپنی صحبت کنید. این از هر سندی مهم‌تر است.
Lia Tavakoli
موفقیت هم یعنی داشتن پول، خیلی پول. انگار در سراسر تاریخ بشر هیچ آدم موفقی با درآمد متوسط وجود نداشته و تاریخ از لحظهٔ سر برآوردن وارن بافِت و بیل گیتس و جک ما آغاز شده است.
Gloria
یکی از تفاوت‌های مهم آدمیزاد با بقیهٔ موجودات زنده بعد از قدرت تکلم، همین فضولی بی‌حد و حصرش است که باعث می‌شود دوربین را بزند زیر بغلش و برود عمق دریا ببیند آن‌جا چه خبر است
elnaz
می‌توانم نخ و سوزن بردارم و سوراخ لایهٔ اوزن را بدوزم یا در کسری از ثانیه زیربغل مار را پیدا کنم
elnaz
معادل فارسیِ تیم، واژهٔ گروه است اما در اکوسیستم می‌گویند که تیم و گروه در عمل با هم تفاوت دارند. تفاوت‌شان در این است که در تیم هر فرد وظیفهٔ مشخصی دارد اما در گروه همهٔ افراد کاری یکسان انجام می‌دهند.
Zahra Darvishi
کارجوهایی که بلدند آن‌طور که باید خودشان را «پرزنت» کنند، کم و انگشت‌شمارند و مدیران شرکت‌های خوشحال و پولدار برای قرارداد بستن با ما که در مقایسه با حرفه‌ای‌ها در لیگ دسته‌دو توپ می‌زنیم، هیجانی ندارند. همه‌چیز به رزومه ختم نمی‌شود و باید هرطور شده خودمان را به آن یاروی مصاحبه‌کننده اثبات کنیم. فن بیان و اعتمادبه‌نفس خیلی زیاد، شرکت در همایش‌ها و رویدادها، استفاده از جملات انگیزشی، دانستن اخبار و خرده‌ماجراهای شرکت‌های معروف دنیا و زیر و بم زندگی استیو جابز و ایلان ماسک و گُنده‌های این حوزه، پراندن واژه‌های انگلیسی لابه‌لای مکالمه و گاهی پر کردن درست برگه‌های تست و آزمون‌های مختلف، در به دست آوردن آن موقعیت‌های شغلی نقش بزرگی دارند.
Zahra Darvishi
هر چه سنم بالاتر می‌رود، به حرف‌هایی که آدم‌ها می‌زنند کمتر توجه می‌کنم و فقط نگاه می‌کنم که چه کار می‌کنند./ اندرو کارنگی
Zahra Darvishi
برای خودم موقعیت‌های گل‌درشت شغلی در نظر گرفته بودم چون آدم در نوجوانی همه‌چیزش گل‌درشت است؛ دماغش، جوش‌های صورتش، زود عاشق‌شدن و فارغ‌شدنش، رؤیاها و دعواها و اصطکاکش با محیط خانه و جامعه، همه‌شان از حد و اندازه‌ای که آدم بعدها تجربه می‌کند بزرگ‌ترند و در آن بزرگ‌تر از قد و قواره بودن، حد و اندازهٔ چیزها را ندانستن و دائم با خود و دیگران ناسازگار بودن، معصومیتی هست که بعدها کم‌کم از دست می‌رود.
Zahra Darvishi
فرهنگ سازمانی، مجموعه‌ای از ارزش‌های تعریف‌شدهٔ یک مجموعه است که مدیران سازمان دائم در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌هایشان آن‌ها را تکرار می‌کنند ولی در عمل، آن‌ها را اجرا نمی‌کنند. درواقع اولین کسانی که زیر بار فرهنگ سازمانی نمی‌روند، خود مدیران سازمان هستند.
Zahra Darvishi
فن بیان و اعتمادبه‌نفس خیلی زیاد، شرکت در همایش‌ها و رویدادها، استفاده از جملات انگیزشی، دانستن اخبار و خرده‌ماجراهای شرکت‌های معروف دنیا و زیر و بم زندگی استیو جابز و ایلان ماسک و گُنده‌های این حوزه، پراندن واژه‌های انگلیسی لابه‌لای مکالمه و گاهی پر کردن درست برگه‌های تست و آزمون‌های مختلف، در به دست آوردن آن موقعیت‌های شغلی نقش بزرگی دارند.
گیله مرد
مدیرعامل‌مان دائم تکرار می‌کرد که نکات راهبری و آموزشی‌اش حتی برای زندگی شخصی یا مشترک‌مان هم مفید و کارآمد است. به زندگی شخصی ما چکار داشت؟
امیر
شاید فکر می‌کرد نیروی محتوا شبیه وایکینگ‌های دون‌پایه‌ای است که در سفرهای دریایی، به ستون یک، پشت سر هم می‌نشینند و تحت فرمان یک وایکینگِ مهم و رده‌بالا که فریاد می‌زند «پارو بزنید، پارو بزنید!» عرق‌ریزان تند و تند پارو می‌زنند. در حالی که من فکر می‌کردم قرار است عضو یک تیم فوتبال بشوم
صبح

حجم

۸۲۵٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

حجم

۸۲۵٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

قیمت:
۸۰,۰۰۰
۲۴,۰۰۰
۷۰%
تومان