
بریدههایی از کتاب آدم ها را دوست داشته باشید، از اشیا استفاده کنید، چون برعکسش اصلا جواب نمی دهد
۳٫۵
(۱۱)
«اگر قرار بود پولمان را مثل وقتمان هدر بدهیم، همهمان ورشکست میشدیم».
ادبجو
اگر چیزی خلق میکنید که مسئلهای را حل میکند یا ارزشی به زندگی دیگران میافزاید، شما خلاق هستید. پیچیدهتر از این نیست.
ادبجو
ما به چیزی میچسبیم که برایمان آشناست، چون تغییر گران تمام میشود.
ادبجو
پاندمی این واقعیت را به رخ ما کشید و درس مهمی یادمان داد: وسایل ما مانعی در برابر چیزهایی شدهاند که واقعاً ضروریاند: روابطمان. روابط انسانی چیزی است که از زندگی ما کم شده و نمیشود آن را خرید. روابط فقط ساختنی است. برای این کار، باید زندگی را سادهسازی کنیم و سادهسازی از وسایل شروع میشود و کمکم به جنبههای دیگر زندگی راه مییابد.
sbabayan
انجام دادن یک کار واقعی بهتر از اسیر کردن ایدهای تماموکمال در ذهن است.
ادبجو
وقتی مردم در خانه اسیر شدند، با این حقیقت روبهرو شدند که داراییهای مادیشان آنقدرها هم که فکر میکردند مهم نبوده است. حقیقت دورهشان کرده بود.
عباس
اگر میخواهید رها شوید، باید دنبال تجربه کردن چیزهای جدید بروید ــ خیلی چیزها که اغلب هم ناموفق از آب درمیآید. سکندری خواهید خورد، بر زمین خواهید افتاد و در راه پیشرفت ناکام خواهید ماند. یا به توصیهٔ ساموئل بکت، نویسندهٔ ایرلندی، «دوباره سعی کنید. دوباره شکست بخورید. بهتر شکست بخورید.»
ادبجو
داراییهای مادی ما تجلی فیزیکی زندگی درونی ما هستند.
°•●☆ آسمان شب ☆●•°
شما نمیتوانید آدمهای دوروبرتان را تغییر دهید، اما میتوانید آنها را عوض کنید.
ادبجو
در بیست و سهسالگی یک لکسوس خریدم. دومین لکسوس را در بیست و چهارسالگی. یک لندروور در بیست و پنجسالگی. هر بار فکر میکردم رضایت از زندگی درست پشت این در پنهان شده است. اما در را که باز میکردم، آدرنالین فرومیخوابید و تنها چیزی که پشت آن میدیدم حسرت و تمنای بیشتر بود. تمنا برای چیزی بهتر، چیزی متفاوت، چیزی برای پر کردن خلأ. داشتم ذرهذره گودالی بزرگ میکندم. و فقط من اینطور نبودم.
ادبجو
فارغ از اینکه چقدر دلتان میخواهد کسی را تغییر دهید، این کار بیهوده است. در نتیجه، دو گزینه برای روابط متزلزل پیشِ رویمان میماند: پذیرفتن یا رها کردن.
ادبجو
کافی ممکن است طی زمان تغییر کند.
کافی دیروز شاید برای امروز خیلی زیاد باشد.
کافی یعنی چقدر؟
کمتر از کافی محرومیت است.
بیشتر از کافی ریختوپاش است.
کافی دقیقاً نقطهٔ وسط است، جایی که عمل آگاهانه با رضایت تلاقی میکند، جایی که حرص راه خلق چیزی معنادار را نمیبندد.
مطمئناً شما میتوانید دنبال بیشتر باشید.
اما اینکه «میتوانید» دلیل خوبی برای این نیست که انجامش دهید.
کافی زمانی کافی است که شما تصمیم بگیرید.
golbahar_bookish
چیزی که باعث شد برای اولینبار به نکتهای پی ببرم: خاطرههای ما در وسایلمان نیست، در درونمان است
Aliteymouri
هر آنچه منِ مینیمالیست دارم در خدمت هدفی است یا به زندگیام شادمانی میآورد. همهٔ چیزهای دیگر مرخص میشوند.
Aliteymouri
وسایل ما مانعی در برابر چیزهایی شدهاند که واقعاً ضروریاند: روابطمان. روابط انسانی چیزی است که از زندگی ما کم شده و نمیشود آن را خرید. روابط فقط ساختنی است. برای این کار، باید زندگی را سادهسازی کنیم و سادهسازی از وسایل شروع میشود و کمکم به جنبههای دیگر زندگی راه مییابد.
°•●☆ آسمان شب ☆●•°
بیشتر مردم مفلساند.
بیشتر مردم عالی به نظر میرسند، ولی مفلساند.
خرجشان بیشتر از دخلشان است.
طبق درآمدشان خرج نمیکنند؛ برای زندگیشان برنامه ندارند.
برای موقعیتهای اضطراری پول کنار نمیگذارند.
با همسرشان دربارهٔ خرجوبرج توافق ندارند.
چشم امیدشان برای دوران بازنشستگی به دست دولت است.
بیشتر مردم در زمینهٔ مالی ابلهاند؛ سلب مالکیت دوباره دارد رواج پیدا میکند.
بیشتر مردم هر چه درمیآورند خرج میکنند و بهسختی از پس هزینههایشان برمیآیند.
ادبجو
به نظر میرسد هر عمل خلاقانهای ــ چه نوشتن کتاب باشد چه راهاندازی باشگاه یوگا چه پختن کیک ــ در اصل یکسری پرسش است. خلاقیت بهکلی از سؤال کردن مداوم سرچشمه میگیرد و آفریدههای ما صرفاً پاسخ این سؤالات است.
این کار برای چه کسانی مفید است؟
راهحل من چه ویژگی جالب یا متمایزی دارد؟
بیشترین نیاز به رویکرد من کجاست؟
چرا این مشکل تا حالا حل نشده است؟
چطور میتوانم با خلاقیتم بهتر به دیگران کمک کنم؟
ادبجو
مینیمالیسم لزوماً به خلاق شدن شما کمک نمیکند، اما کنار زدن چیزهای اضافی در زندگی اغلب به افراد کمک میکند بُعد خلاق خودشان را کشف کنند
ادبجو
«شما هیچوقت به آن خوبی که میگویند نیستید؛ هیچوقت به آن بدی که میگویند هم نیستید.» وقتی چیزی خلق میکنید، این جمله را در ذهنتان داشته باشید. از انتقادها دوری کنید، چون برای شما نیستند. به جایش، دنبال بازخورد گرفتن از کسانی باشید که میخواهند کمکتان کنند تا بهتر کار کنید.
ادبجو
این جملهٔ معروف که «چیزهایی که مالکشان هستیم در نهایت مالک ما میشوند» این روزها بیش از همیشه درست به نظر میرسد.
اما نباید اینطور باشد.
golbahar_bookish
واقعاً ریشهٔ همهٔ تصمیمگیریهای زیانآور ما ــ و به شکل طنزی نارضایتیهایمان ــ را میتوان در آرزویمان برای دستیابی به خوشبختی پیدا کرد. دلیلش این است که ما اغلب خوشبختی را با ارضای فوری نیازها یکی میکنیم.
Aliteymouri
مینیمالیسم زندگی آگاهانه است. گرچه مینیمالیسم از اشیا شروع میشود، در نهایت مباشر کل زندگی است.
گلنار
اگر بگذاریم انتظارات دیگران آرزوها و رفتارهای ما و در نهایت زندگی ما را شکل دهد، همیشه به احساس گناه و شرم میرسیم، چون ما هرگز نمیتوانیم مطابق ارزشهای متناقض همهٔ افراد زندگی کنیم. تا جایی که باعث آسیب کسی نشوید، باید فقط براساس استانداردهای خودتان زندگی کنید ــ هر چیز دیگری به ناخشنودی ختم میشود. صراحتاً بگویم: وقتی زندگیتان منطبق بر ارزشها باشد، هرگز نیازی نیست نگران پاک کردن تاریخچهتان باشید.
Aliteymouri
بحران در نقطهٔ تلاقی خطر و فرصت قرار دارد.
°•●☆ آسمان شب ☆●•°
در صحنهای از فیلم مخمصه، شخصیت اصلی میگوید: «خودت رو درگیر هیچچیزی نکن که نخوای در کمتر از سی ثانیه ازش بگذری.» وای، چه خشن!
🌊
بهترین راه برای کشتن علاقهتان به یک سرگرمی این است که خودتان را مجبور کنید از آن پول دربیاورید. پول انگیزه و دلیل کار نیست، محصول جانبی آن است.
ادبجو
آرزوی وایرال شدن آرزویی متناقض است. ما در تمام جنبههای دیگر زندگی از ویروس پرهیز میکنیم ــ دستهایمان را میشوییم، توی آستینمان سرفه میکنیم، از افراد بیمار فاصله میگیریم ــ اما بحث دستیابی به مخاطب که پیش میآید، دنبال ویروسی شدن میدویم بیاینکه بدانیم این نوع توجه هم خودش بیمارگونه است.
ادبجو
ما خانههایمان را از خرتوپرت پر میکنیم، اما با وجود اینهمه وسایل از درون احساس تهی بودن میکنیم.
ادبجو
چیزهایی که روابط بینفردی ما را به هم میزند معمولاً روابط درونی ماست. پیش از آنکه بتوانیم بر پرورش روابط معنادار با دیگران متمرکز شویم، باید اول مشکلات خودمان را بشناسیم.
ادبجو
دوروبرتان را با کسانی پر کنید که شما را به خاطر آنچه هستید دوست دارند، در بیماری و در سلامت.
ادبجو
حجم
۳۴۹٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۹۶ صفحه
حجم
۳۴۹٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۹۶ صفحه
قیمت:
۹۹,۰۰۰
تومان