جملات زیبای کتاب وقتی یتیم بودیم | طاقچه
تصویر جلد کتاب وقتی یتیم بودیمsubscriptionAvailable

کتاب وقتی یتیم بودیم

نوع کتاب
۳.۱ امتیاز(از ۲۰ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Behnaz Dz
۸
باز هم تنهایی، باز هم روزهایی که هیچ چیز در زندگی‌مان نیست مگر آن چیزی ــ هرچه هست ــ که مدام به ما می‌گوید هنوز آن قدرها کاری انجام نداده‌ایم.
Bluelily
۷
تو وانمود می‌کنی اطلاعاتت خیلی بیشتر از آن چیزی است که واقعآ می‌دانی. مغرورتر از آن هستی که به آنچه نمی‌دانی اعتراف کنی. تعریف من از احمق دقیقآ همین است.
میم الف
۵
آنچه از لحظه ورودم مرا عمیقآ ناراحت کرده این است که در اینجا هیچ‌کس حاضر نیست بپذیرد که جّدآ مقصر است.
Bluelily
۳
از دید ناظر بی‌طرف، جنایتکار امروزی روزبه روز باهوشتر می‌شود. بلندپروازتر شده، نترستر شده، و علمْ مجموعه جدیدی از ابزارهای پیچیده در اختیارش گذاشته.
میم الف
۳
فقط این را می‌دانم که همه این سالها را در جستجوی چیزی هدر داده‌ام، یک جور گنج که فقط در صورتی آن را به دست می‌آوردم که حقیقتآ کاری می‌کردم که استحقاقش را پیدا کنم.
Bluelily
۲
پسرم، لابد معتقدی که دنیای امروز خیلی پلیدتر از دنیای سی سال پیش است، درست است؟ که تمدن در آستانه سقوط است و از این جور چیزها؟ بدون تعارف گفتم: راستش را بخواهید، قربان، به نظر من همین‌طور است. ــ یادم می‌آید من هم زمانی همین‌طور فکر می‌کردم.
میم الف
۱
وقتی فهمیدم آنها دو آدم مختلف هستند، لرزه‌ای در جانم دوید. جیغهای ترحم‌انگیزشان، که به استغاثه‌های یأس‌آمیز بدل می‌شد، و بعد دوباره به صورت جیغ در آمد، چنان شبیه بود که فکر کردم لابد همه ما در زمان مرگ همین مراحل را طی می‌کنیم ــ که این صداهای وحشتناک به اندازه گریه نوزادان عمومیت دارد.
فاطمه
۱
او از پدرت آدم بهتری ساخته. خیلی بهتر.
روباه پیر
۱
ممکن است همه چیز پخش وپلا شود. شاید حق با تو باشد. فکر می‌کنم این مسئله‌ای نیست که به این سادگیها از دستش خلاصی داشته باشیم. مردم نیاز دارند احساس تعلق کنند. به یک ملت، به یک نژاد. در غیر این صورت، کسی چه می‌داند چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ ممکن است این تمدن ما خیلی راحت از هم بپاشد. و همه چیز، به قول تو، پخش وپلا شود.
روباه پیر
۱
همه این آدمها را که اینجا هستند می‌بینی، پافین. همه این آدمها. کافی است از آنها بپرسی تا همه ادعا کنند که باری خودشان اصولی دارند. ولی وقتی بزرگتر می‌شوی، می‌بینی که در واقع فقط چند نفرشان هستند که برای خودشان اصولی دارند.
Maede NikAein
۱
تقدیرمان این است که یتیم با دنیا روبه‌رو شویم، و طی سالیان متمادی سایه والدین نیست‌شده را دنبال کنیم. هیچ راهی وجود ندارد جز آنکه سعی کنیم و رسالتمان را تا انتها، به بهترین نحوی که می‌توانیم به انجام برسانیم، چون تا زمانی که این کار را نکرده‌ایم، روی آرامش را نمی‌بینیم.
Behnaz Dz
۰
بعد بلند شد نشست و به پرده کرکره‌ای یکی از پنجره‌ها اشاره کرد که آن موقع تا نیمه پایین بود. گفت که ما بچه‌ها مثل بندی هستیم که کرکره‌ها را به هم متصل می‌کند. این را زمانی یک راهب ژاپنی به او گفته بود. غالبآ از درک این مسئله عاجز بودیم، ولی ما بچه‌ها بودیم که نه تنها خانواده، بلکه کل دنیا، را به هم متصل می‌کردیم. اگر ما نقش خودمان را ایفا نمی‌کردیم، کرکره‌ها می‌افتادند زمین و پخش وپلا می‌شدند.
میم الف
۰
انگار آن جمع علاقه‌اش را به جنگِ آن سوی کانال به‌کلّی از دست می‌داد، هرچند آن صداها هنوز به وضوح در پسِ موسیقی شاد به گوش می‌رسید. گویی برای این آدمها یک سرگرمی به پایان رسیده و سرگرمی دیگری آغاز شده بود.