
کتاب نان و پنیر موزارلا
مجموعه داستان
انتشارات:
انتشارات مهراندیش٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر ۹۹۵۲۹۴۳
۰
مامان از دو ماه پیش موهایش را رنگ نکرد. ریشهٔ سفید موهایش زده بود بیرون. بهخاطر همین هم دو ماه از خانه بیرون نرفت. این جز عظیمترین فداکاریهای مادرانهاش بود. کسی تابهحال منیژه خانم را بدون هفتقلم آرایش ندیده بود. خودش را تازهعروس حساب میکرد. راجع به من هم جوری حرف میزد که انگار یک خوردگی روی گلگیر سمت شاگرد بودم که بیرنگ درآمده بود. اگر جایی از دستم درمیرفت و بهجای منیژه «مامان» صدایش میکردم، زود درمیآمد: «نگاه به لنگ دراز این نکنیدا. یهو قد کشید. تا پارسال میشاشید به خودش.»
