جملات زیبای کتاب نان و پنیر موزارلا | طاقچه
تصویر جلد کتاب نان و پنیر موزارلاsubscriptionAvailable

کتاب نان و پنیر موزارلا

مجموعه داستان

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۱۴ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۹۹۵۲۹۴۳
۰
مامان از دو ماه پیش موهایش را رنگ نکرد. ریشهٔ سفید موهایش زده بود بیرون. به‌خاطر همین هم دو ماه از خانه بیرون نرفت. این جز عظیم‌ترین فداکاری‌های مادرانه‌اش بود. کسی تابه‌حال منیژه خانم را بدون هفت‌قلم آرایش ندیده بود. خودش را تازه‌عروس حساب می‌کرد. راجع به من هم جوری حرف می‌زد که انگار یک خوردگی روی گلگیر سمت شاگرد بودم که بی‌رنگ درآمده بود. اگر جایی از دستم درمی‌رفت و به‌جای منیژه «مامان» صدایش می‌کردم، زود درمی‌آمد: «نگاه به لنگ دراز این نکنیدا. یهو قد کشید. تا پارسال می‌شاشید به خودش.»