جملات زیبای کتاب روشن‌نگری چیست، روشنی‌یابی چیست؟ | طاقچه
تصویر جلد کتاب روشن‌نگری چیست،  روشنی‌یابی چیست؟

بریده‌هایی از کتاب روشن‌نگری چیست، روشنی‌یابی چیست؟

نویسنده:ارهارد بار
انتشارات:انتشارات آگاه
امتیاز
۳.۸از ۶ رأی
۳٫۸
(۶)
«از جانتان بگذرید برای سرزمین مادری‌تان. ما سی میلیونیم و آن‌ها صد و پنجاه‌هزار نفر. یک باد آن‌ها را با خود می‌برد. از توپ‌ها کاری برنمی‌آید. تک‌انگشت‌ها را می‌توان شکست، ولی انگشتان گره‌شده را نه! مشت‌ها را نمی‌توان شکست. (او این سخن را تکرار می‌کند و مردم گل به پایش می‌ریزند)»
mahdi
چیزها و امور واقع وقتی حاصل می‌شود که چگونگی و چرایی رویداد آن‌ها چنان به‌خوبی آزموده و دانسته شود که هر پژوهنده‌ای بی‌غرض و مستقل را راضی کند. امّا در باب تصورات و مفاهیم و احکام و اعتقاداتِ انسان روشن‌نگری هنگامی به دست می‌آید که حقیقت و کذب و درست و نادرست به خوبی از یکدیگر جدا شود و همه‌ی پیچیدگی‌ها باز و گشوده شود، هر موضوعِ ترکیبی به اجزاء ساده‌تر و سازنده‌اش تجزیه شود و هر جزء ساده‌ای تا ریشه و بن شکافته و پی‌جویی شود و به طورکلی، هیچ‌یک از تصورات و مدعاهایی که آدمیان از دیرباز به نام حقیقت طرح و عنوان کرده‌اند، جواز این را نیابد که از دایره‌ی بررسی و پژوهش بی‌امان و نامحدود کنار گذاشته شود. برای این‌که انبوه خطاها و خام‌داوری‌های زیان‌بخشی که عقل آدمی را چنین تاریک و سیاه کرده است، اندک ـ اندک کاستی بگیرد، هیچ وسیله‌ی مطمئن و ابزار کارآمدتری وجود ندارد.
محمد طاهر پسران افشاریان
ارزش آدمی به این نیست که «حقیقت» را فراچنگ آورده است ــ و یا گمان می‌برد که آورده است ــ بلکه ارزش او به تلاش خستگی‌ناپذیر و صمیمانه‌ای است که برای دست یافتن و رسیدن به حقیقت می‌کند؛ زیرا که نه از راه تملک حقیقت بلکه از راه جستجوی پی‌گیر آن است که توانمندی‌های آدمی که تنها سرچشمه‌ی کمال و بالندگی اوست، شکوفا می‌شود و گسترش می‌یابد.
Hanie_Nasiri
روشن‌نگری، خروج آدمی‌ست از نابالغیِ به تقصیرِ خویشتنِ خود. و نابالغی، ناتوانی در به کار گرفتن فهم خویشتن است بدون هدایت دیگری.
Hanie_Nasiri
به نظر من، یکی از جنبه‌های جذاب روشنی‌یابی این است که مرز و محدودیت را به رسمیت نمی‌شناسد. چه مرز میان ملت‌ها و چه محدودیت در زمینه‌ی اصول[ فکری ]را
mahdi
نابالغی آسودگی‌ست. تا کتابی هست که برایم اسباب فهم است، تا کشیش غمگساری هست که در حکم وجدان من است و تا پزشکی هست که می‌گوید چه باید خورد و چه نباید خورد و... دیگر چرا خود را به زحمت اندازم اگر پول‌اش فراهم باشد مرا چه نیازی به اندیشیدن است؟ دیگران این کار ملال‌آور را برایم[ وبه جایم ]خواهند کرد.
Hanie_Nasiri
هراندازه که موقعیت اجتماعی مردمانی از راه تلاش‌ها و آفرینندگیِ هنری‌شان، با غایت هستی آدمی همسازتر و هماهنگ‌تر شود به رتبه‌ی بالاتری از فرهیختگی دست می‌یابند. فرهیختگی تجزیه‌پذیر است به فرهنگ و روشن‌نگری.
Hanie_Nasiri
همواره خوداندیشیدن؛ این است اصلِ پایه‌یِ روشن‌نگری کانت
Hanie_Nasiri
هیچ کس نباید از این‌که کله‌ی آدم‌ها روشنی بیش‌تری پیدا کند ترسی به دل راه دهد؛ مگر کسانی که منافع‌شان چنین ایجاب می‌کند که درون کلّه‌ها تا ابد تاریک باقی بماند.
حان‌حان
باقی بمانید، همچنان در این خام‌خیالی که بخشایش گناهان‌تان در ید قدرت کشیشان است. امّا با چنین پنداری، از مزیت‌های این آزادی ناب نیز همزمان چشم بپوشید که فقط در محضر خداوند عالم و در پیشگاه وجدان خودتان است که پاسخگو هستید.
حان‌حان
دانش بشری به خاستگاهی پذیرفتنی نیاز دارد، خواه عقل، خواه تجربه. سنت و اعتقاد عامه را نمی‌توان به عنوان سرچشمه‌ی مشروع دانش بشری به رسمیت شناخت.
حان‌حان
هر کجا «فهم‌ناپذیری» سخن بر قدر و منزلت آن بیفزاید و سخن روشن و فهم‌پذیر بی‌قدر و منزلت شود، آسیب‌دیدگی فکری در کار است. کارکرد اصلی سخن (گفتن و نوشتن) فهمیدن و فهماندن است. چه سود اگر گفتار و نوشتار به زبانی باشد درنیافتنی و فهم‌ناپذیر؟
حان‌حان
خداوند از چه روی نیروی فهم را به انسان عطا فرموده است اگر او نمی‌بایست از آن به تمامی بهره برگیرد؟»
حان‌حان
کانت علت این را توضیح می‌دهد که چرا با آن‌که بخش بزرگی از آدمیان دیرزمانی است به بلوغ رسیده‌اند و این توانایی را دارند که «خود بیندیشند» همچنان در تمام طول زندگی با رغبتِ کامل نابالغ می‌مانند. علتِ آن بزدلی و کاهلی است. زیرا نابالغی آسودگی می‌بخشد، کار پرزحمت و ملال‌آور خود اندیشیدن و تفکر مستقل را می‌شود به‌راحتی بر دوش دیگران نهاد. کسی که طبیبی در دسترس خود دارد، خود نباید فکر و داوری کند از خوردن چه بپرهیزد و از چه نپرهیزد، و به جای آن‌که خود در پی دانستن برآید می‌تواند کار را بر خود آسان کند و کتابی بخرد و به خود بگوید «اینک دانشی که در دسترس من است!» و یا اگر وسع‌اش برسد می‌تواند کشیشی را به خدمت گیرد واز «وجدان خود» بی‌نیاز شود.
حان‌حان
جماعت‌ها اندک ـ اندک به روشن‌نگری می‌رسند. با یک انقلاب شاید براندازی خودکامگی فردی و زورگویی آزمندانه و یا قدرت‌پرستانه به دست آید. امّا اصلاح واقعیِ شیوه‌ی تفکر از آن برنمی‌آید و خام‌داوری‌های تازه در کنار خام‌داوری‌های کهن افزار راهبری توده‌ی عظیم اندیشه‌باختگان می‌شود.
حان‌حان
برای[ دستیابی به ]این روشن‌نگری به هیچ‌چیز نیاز نیست مگر آزادی؛ تازه آن هم به کم‌زیان‌ترین نوع آن، یعنی: آزادی کاربرد عقل خویش در امور همگانیبه تمام و کمال. امّا از همه سو می‌شنوم که فریادبرمی‌دارند که عقل نورزید! نظامی می‌گوید: عقل نورزید! مشق بکنید! مدیر مالیه می‌گوید: عقل نورزید! پول بسلفید! کشیش می‌گوید: عقل نورزید! ایمان بیاورید!
حان‌حان
از جانتان بگذرید برای سرزمین مادری‌تان. ما سی میلیونیم و آن‌ها صد و پنجاه‌هزار نفر. یک باد آن‌ها را با خود می‌برد. از توپ‌ها کاری برنمی‌آید. تک‌انگشت‌ها را می‌توان شکست، ولی انگشتان گره‌شده را نه! مشت‌ها را نمی‌توان شکست.
حان‌حان
گاهی پیش آمده که از من به عنوان متخصص قرن هژدهم بپرسند آیا دلم می‌خواهد که در آن دوره زندگی می‌کردم. پاسخ من این بوده است: نخست به شرط این‌که در طبقه‌ای فراتر از طبقه‌ی روستاییان زاده می‌شدم و دوم این‌که هرگز دندان درد نمی‌گرفتم. در هزاران نامه‌ای که از مردم قرن هژدهم، از طبقه‌ها و صنف‌های گوناگون به جای مانده و من آن‌ها را خوانده‌ام، همه از دندان‌درد می‌نالند.
حان‌حان
«به‌راستی روشن‌نگری چیست؟» به این پرسش که کمابیش به اندازه‌ی پرسش «حقیقت چیست؟» اهمیت دارد، می‌بایست چه بسا پیشتر از آن‌که به روشن‌نگری روی آورند، پاسخ داده می‌شد! امّا من به واقع هیچ کجا ندیده‌ام که به این پرسش مهم پاسخی درخور داده شده باشد!
Hanie_Nasiri
فرهیختگی، فرهنگ و روشن‌نگری جلوه‌های گونه‌گون زندگی اجتماعی‌اند، آثار تلاش‌ها و کوشیدن‌های آدمیان‌اند برای به‌کردِ موقعیتِ اجتماعی‌شان.
Hanie_Nasiri
نویسنده‌ای عبرانی می‌گوید: هرچه چیزی به کمال آراسته‌تر، در فساد چندش آورتر: شاخه‌ی چوبِ پوسیده به‌زشتیِ شاخه‌ی گُلِ گندیده نیست، و این نیز چندان دل‌آشوب نیست که جانوری گندیده، و آن نیز بدان زشتی نیست که انسان گندآلوده. و هم‌چنین است حال فرهنگ و روشن‌نگری که هرچه شکوفایی‌شان ناب‌تر، فساد و گندیدگی‌شان زشت‌تر و زننده‌تر.
حان‌حان
پس از آن‌که امور بشری روالی به خود گرفته است غریب و نامنتظر، که در پی آن، همه چیز کمابیش به تناقضی بزرگ دچار شده، به نظر من چنین می‌رسد که ایمان داشتن کاری به مراتب صعب‌تر است از کوه‌ها را از جاکندن، از مشق نظامی کردن و تصفیه‌حساب با نابالغان تا دینار آخر
حان‌حان
اگر کار مردم چندان طاقت‌فرسا باشد که فرصت پرداختن به زندگی شایسته‌ی انسانی از ایشان سلب و موجب شود مثل حیوانات در جهالت نگه داشته شوند، آن مردم حق می‌یابند دست به انقلاب بزنند؛ اما برای مردم مشکل است که بتوانند این حق خود را به کار بندند و خیال حاکمان و خواص به‌راستی راحت می‌بود اگر مردم فقط احساسِ حق می‌داشتند و از احساسِ دین محروم بودند. چنین مردمی را خداوند، از راه دین، از ذلّتِ بردگی نجات می‌بخشد.
حان‌حان
«اجنبی![ خطاب به سفیر ناپلئون ]نمی‌دانم این قدرتی که شما را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق‌زمین از اروپا کمتر است یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما بر ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از سر شماست، یا خدایی که مراحم‌اش بر جمیع ذرات عالم یکسان است، خواسته شما را بر ما برتری دهد. گمان نمی‌کنم. اجنبی حرف بزن، بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم؟»
حان‌حان
کاربرد عقل در امور همگانی و آزادی جز پس‌غذایی، پس‌غذایی خوب و دلچسب نیست. کاربرد خصوصی همان نان روزانه است که باید محض خاطر آنان از خود دریغ کنیم، نابالغی به تقصیر خود نیز دهن‌کجی دیگری است، مانند همان دهن‌کجی که وی به تمامی جنس لطیف می‌کند. چیزی که هیچ یک از «۳» دختر من تحمل‌اش را برخود روا نمی‌دارند. آری من نیز قیم هستم!
حان‌حان
اکنون همان‌طور که می‌توان درباره‌ی مردم و ملت‌ها گفت که نابالغی‌شان «به تقصیر خویشتن خود» است، درباره‌ی دولت‌ها نیز می‌توان گفت که رویداد انقلاب «به تقصیر خود خویش» آن‌هاست. زیرا دولت‌ها هستند که از انطباق دادن خود با مراتب بلوغ ملت‌هاشان سر باز می‌زنند و از پذیرش حقوق انسانی مردم، به درجاتی که ایشان بر آن آگاهی می‌یابند، خودداری می‌کنند.
حان‌حان
مفهوم روشن‌نگری را با فرهنگ و فرهیختگی پیوند می‌زند و از فرهیختگی معنایی را مورد نظر دارد که جامعِ مفاهیم روشن‌نگری و فرهنگ، و به این دو «زیر مفهوم» تجزیه‌پذیر است. فرهنگ مربوط می‌شود به وجه عملی زندگی اجتماعی، و روشن‌نگری برعکس، به وجوه نظری آن. مندلسزون برای نمایاندن به‌تر مقصود خود مصداق‌های مفاهیم مورد بحث را در زبان مثال می‌آورد. زبان از راه دانش‌ها[ جنبه‌ی نظری ]روشن‌نگری می‌یابد و از راه مراودات اجتماعی و شعر و ادب و بلاغت[ جنبه‌ی عملی ]فرهنگ می‌پذیرد.
حان‌حان
وی در جای دیگری می‌گوید: «فکر دیگران را به قالب عقل خود ریختن فروکاستن کارکرد عقل آدمی است به حدّ یک قالب گچی» ، درجا زدن و فروماندن در اندازه‌هایی است که پیشینیان فرا داده‌اند. اندیشه زایا و پیشرونده نیست. «آن‌چه می‌باید آموخت فکرها نیستند، بلکه چگونگی اندیشیدن است. می‌توان کتابی از قفسه‌ها بیرون کشید و به خود بشارت داد: اینک، دانشی که در چنگ من است.[ امّا ]یک آموزگار چه‌بسا به وظیفه‌ی خود پشت کند اگر به جای گسترش دادن توانایی‌های ذهنی جوانانی که به دست وی سپرده شده‌اند و به جای تربیت آنان به پرورش بینش مستقل با تظاهر به بهره‌مندی از دانشی کامل آنان را فریب دهد» .
حان‌حان

حجم

۲۲۱٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

حجم

۲۲۱٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

قیمت:
۹۵,۰۰۰
تومان