جملات زیبای کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم | طاقچه
تصویر جلد کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستمsubscriptionAvailable

کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۳۹ رأی)
انتشارات: 
داهی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Sajad Gharache
۲۸
عشق همیشه تازه است، مهم نیست در زندگی یک‌بار، دو بار یا ده بار عاشق شده باشیم، در هر مرحله انسان خود را در برابر پدیده‌ای ناشناخته می‌بیند. عشق قادر است ما را به قعر دوزخ ببرد یا در بهترین نقطهٔ بهشت؛ اما همیشه عشق ما را به جایی خواهد برد
فاطمه
۱۸
«هرازگاهی غم عمیقی وجودمون رو پرمی کنه که توان مقابله باهاش رو نداریم. بعد می‌بینیم لحظهٔ جادویی اون روز رو بدون اینکه بهره‌ای ازش ببریم از دست دادیم و این‌طوری می‌شه که زندگی جادو و هنرش رو از ما مخفی می‌کنه.
AidA
۱۵
بودایی‌ها، هندوها، مسلمونا، یهودی‌ها و مسیحی‌ها همه‌شون حق داشتن، چون همه‌شون پیرو راهی بودن که به خدا ختم می‌شد و وقتی آدم با دل پاک و خلوص نیت توی راه ایمان قدم می‌ذاره می‌تونه به خدا نزدیک بشه و جزئی از وجودش بشه و همون‌جاس که معجزهٔ آفرینش اتفاق می‌افته؛ ولی فقط این کافی نیست. لازمه که آدم خودش راهش رو انتخاب کنه. من کلیسای کاتولیک رو انتخاب کردم؛ چون با این مذهب متولد شده بودم و تموم دورهٔ کودکی‌م با اسرار اون گذشته بود. اگه توی یه خونوادهٔ یهودی به دنیا می‌اومدم، حتماً راه موسی رو می‌رفتم و اگه توی یه خونوادهٔ مسلمان بودم راه محمد رو... اما خدا یکیه، اگه هزار تا اسم هم داشته باشه، آدم باید فقط یه اسم پیدا کنه که همیشه با همون اسم صداش بزنه...
رها
۱۴
«یادت نره که عشق زنده‌س و هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنه. این آدم‌ها هستن که تغییر می‌کنن.»
رها
۱۲
بدبخت کیست؟ کسی که از خطرکردن بترسد، شاید هیچ‌گاه افسرده و غمگین نشود، اما هرگز لحظات جادویی زندگی را درک نخواهد کرد. وقتی به گذشته می‌نگرد، ندایی در قلبش به او می‌گوید با معجزاتی که هر روز پروردگارت برای تو تدارک دیده بود چه کردی؟ با استعدادهایی که خدایت در وجودت به ودیعه گذاشته بود چه کردی؟ آیا همه‌چیز را در گور نادانی و ترس‌هایت مدفون ساختی؟ اگر این‌چنین باشد، حقیقتاً زندگی‌ات را باخته‌ای...
علی ناصری مقدم
۱۱
کسی که بتواند قلبش را مهار کند می‌تواند قله‌های دنیا را هم فتح کند
فاطمه
۱۰
چراکه عشق هیچ‌وقت کسی رو از رؤیاهاش دور نمی‌کنه.
الهام
۷
در توان هیچ‌کس نیست وقتی مستقیم به چشمان ما نگاه می‌کند، چیزی را کتمان کند یا موضوعی را انکار. یک زن با کمترین احساس می‌تواند عشق را در چشمان یک مردِ عاشق تشخیص دهد، هرچند این عشق در موقعیت زمانی و مکانی خاصی غیرممکن باشد یا غیرعادی به‌نظر برسد...
Mahshid Pourhosein
۷
خدا یکیه، اگه هزار تا اسم هم داشته باشه، آدم باید فقط یه اسم پیدا کنه که همیشه با همون اسم صداش بزنه...
AidA
۴
بله، این دنیا داره دوره‌ای رو می‌گذرونه که اکثر مردم پیام‌های یکسانی رو دریافت می‌کنن: دنبال آرزوهاتون برین، مسیری رو توی زندگی‌تون انتخاب کنین که به خدا ختم می‌شه، معجزه‌های زندگی‌تون رو محقق کنین، درمانگری کنین، شفا ببخشین، به ندای فرشتهٔ نگهبانتون گوش بدین، متحول بشین، برای رسیدن به خواسته‌هاتون بجنگین، از مبارزه‌ای که برای رسیدن به اهدافتون می‌کنین، دل‌شاد بشین. ریسک‌پذیر باشین.
من
۴
اینکه فکر کنی توی مسیر درستی قرار گرفتی یه چیزه و اینکه فکر کنی مسیر درست فقط همینه یه چیز دیگه‌س.
Mahshid Pourhosein
۳
یک زن با کمترین احساس می‌تواند عشق را در چشمان یک مردِ عاشق تشخیص دهد، هرچند این عشق در موقعیت زمانی و مکانی خاصی غیرممکن باشد یا غیرعادی به‌نظر برسد...
Z.a.h.r.a
۳
باید به نوای بچگی‌هامون که زمانی به شنیدنش عادت داشتیم گوش بدیم؛ بچه‌ای ک هنوز توی وجودمونه. اونه که لحظه‌های جادویی زندگی رو می‌فهمه و با سماجت بهمون ندا می‌ده. ما می‌تونیم ندای اون رو سرکوب کنیم، ولی هرگز نمی‌تونیم از وجودمون حذفش کنیم.
abolfazl mehdipour
۳
پروردگارا! تو از عشق من آگاهی، عشقم را بپذیر چراکه این تنها چیزی است که در این دنیای فانی، به‌راستی متعلق به من است. این عشق تنها دارایی من است که می‌توانم آن را با خود به سرای باقی ببرم. کمک کن تا این عشق پاک و منزه مانده و در برابر ناملایمات و دام‌های دنیای فانی زنده بماند.
Negar
۳
شاید عشق پیش از موعد پیرمان کند، وقتی هم که از پیری به جوانی بازگردیم دیگر جوان نیستیم، ولی مگر ممکن است که آن لحظات پرشور را فراموش کنیم؟
AidA
۲
اینکه هرچی از روی اعتقاد به خدا نزدیک‌تر بشیم، خدا ساده‌تر می‌شه و هرچی خدا توی ذهنمون ساده‌تر بشه، ارتباطمون باهاش قوی‌تر و شکوه و عظمتش بیشتر می‌شه.
Mahshid Pourhosein
۲
«عاقل فقط کسیه که عشق می‌ورزه و نادان فقط به این دلیل نادانه چون فکر می‌کنه می‌تونه از عشق سر دربیاره.
Z.a.h.r.a
۲
عشق مثل سدی است که اگر دیوارهٔ آن ترک کوچکی بردارد و آب از آن نفوذ کند، کم‌کم این درز بزرگ و بزرگ‌تر خواهد شد و زمانی می‌رسد که دیگر هیچ‌کس قادر نیست جلوی طغیان سیل را بگیرد. عشق هم همین‌طور است، اگر مجال پیدا کند، دیگر ممکن و غیرممکن برایش اهمیتی ندارد. برایش مهم نیست که بتوانیم در کنار معشوق خود باشیم یا نه. عشق یعنی ازخودبی‌خودشدن و عنان از کف دادن.
naarvan.bookworm
۲
بله دوست داشتم دقایقی را شاد، کنجکاو و خوشبخت زندگی کنم. دوست داشتم هر لحظه زنده باشم و با تمام وجودم زندگی کنم، به رؤیاهایم اعتماد کنم و برای به‌دست‌آوردن خواسته‌هایم بجنگم و به مردی که عاشقش بودم عشق بورزم.
naarvan.bookworm
۲
تنها کسی که خوشبخته می‌تونه خوشبختی رو به دیگران منتقل کنه.
علی ناصری مقدم
۲
شادی تنها چیزیه که با قسمت‌کردن، زیاد می‌شه.
علی ناصری مقدم
۲
«همهٔ آدمای روی زمین از موهبتی الهی برخوردارن که برای بعضی افراد خودبه‌خود بروز می‌کنه و بعضی دیگه برای پیداکردنش مجبورن ریاضت بکشن.
Bitt
۲
اما بدبخت کیست؟ کسی که از خطرکردن بترسد، شاید هیچ‌گاه افسرده و غمگین نشود، اما هرگز لحظات جادویی زندگی را درک نخواهد کرد.
من
۲
تحمل رنجی که به‌خاطر مأموریت و رسالت بر دوش می‌کشیم آسان است و به قلب انسان وسعت می‌بخشد؛ ولی رنج‌بردن به‌خاطر یک مرد را چگونه می‌شود توجیه کرد؟ توجیه چنین رنجی غیرممکن است. وجود چنین رنجی در زندگی یک جهنمِ واقعی است؛ دردی که نه اصالتی در آن دیده می‌شود و نه عظمتی؛ تنها فلاکت است و بس.
روباه شازده کوچولو
۲
می‌دانم که عشق مثل سدی است که اگر دیوارهٔ آن ترک کوچکی بردارد و آب از آن نفوذ کند، کم‌کم این درز بزرگ و بزرگ‌تر خواهد شد و زمانی می‌رسد که دیگر هیچ‌کس قادر نیست جلوی طغیان سیل را بگیرد. عشق هم همین‌طور است، اگر مجال پیدا کند، دیگر ممکن و غیرممکن برایش اهمیتی ندارد. برایش مهم نیست که بتوانیم در کنار معشوق خود باشیم یا نه. عشق یعنی ازخودبی‌خودشدن و عنان از کف دادن.
Negar
۲
هرگز موفق نشدم مفهوم واژهٔ توانستن را بفهمم، چون در تمام لحظه‌های زندگی‌مان رویدادهایی بوده‌اند که می‌توانستند اتفاق بیفتند، اما رخ نداده‌اند.
Negar
۲
من مدت‌ها بود که در جنگ با قلبم پیروز شده بودم و هرگز عاشق غیرممکن نمی‌شدم. چراکه حدومرزم را می‌شناختم و از توان و ظرفیتم برای درد و رنج آگاه بودم.
Z.a.h.r.a
۱
اما بدبخت کیست؟ کسی که از خطرکردن بترسد، شاید هیچ‌گاه افسرده و غمگین نشود، اما هرگز لحظات جادویی زندگی را درک نخواهد کرد. وقتی به گذشته می‌نگرد، ندایی در قلبش به او می‌گوید با معجزاتی که هر روز پروردگارت برای تو تدارک دیده بود چه کردی؟ با استعدادهایی که خدایت در وجودت به ودیعه گذاشته بود چه کردی؟ آیا همه‌چیز را در گور نادانی و ترس‌هایت مدفون ساختی؟ اگر این‌چنین باشد، حقیقتاً زندگی‌ات را باخته‌ای...
naarvan.bookworm
۱
سپس چراغ را خاموش کردم و در سکوت به ادامهٔ اندیشه‌هایم پرداختم و به یاد دقایقی افتادم که کنار هم نشستیم و لحظاتی که بینمان سپری شدند؛ لحظاتی که سراسر سکوت بودند و آن سکوت به من فهماند که چقدر به او نزدیکم. صحبت درمورد عشق، در لحظاتی که خود عشق حرف می‌زند بی‌فایده است.
zahra talebi
۱
کسی که بتواند قلبش را مهار کند می‌تواند قله‌های دنیا را هم فتح کند