عشق زمانی به سراغتان میآید که اصلاً دنبالش نیستید.
Mary gholami
اعتمادبهنفس همیشگی نیست اما بخشی از موجودیت انسان است. خصلتی است که میتوان با تمرین آن را بهدست آورد؛
تینا
عشق زمانی به سراغتان میآید که اصلاً دنبالش نیستید.
تینا
کنار هم بایستید اما نه خیلی نزدیک، چراکه ستونهای یک معبد با فاصله ایستادهاند، و درخت سرو و بلوط زیر سایۀ یکدیگر رشد نمیکنند.
تینا
یک روز بعدازظهر با یکی از دوستانم روی چرخوفلک نشسته بودیم که متوجه حضور یک میمون روی درخت آشوکا شدم؛ معمولاً میمونها روی درختهای کمارتفاعتر بازی میکنند - عاشق گووا هستند - اما آن روز میمونِ بالای سر ما در بلندترین نقطۀ درخت آشوکا نشسته بود. دوست کوچک ما در باز کردن یک موز به مشکل برخورده بود. وقتی متوجه این موضوع شدم زدم زیر خنده و حتی به میمون اشاره کردم. میمون با من چشمدرچشم شد، از درخت پایین آمد، یک سیلی در گوشم خواباند و دوباره بالای درخت برگشت. متعجب سرِ جایم خاموش نشسته بودم. دوستم خندۀ عصبی کرد. دیگر بچههای زمین بازی هم از این صحنۀ خندهدار به خنده افتاده بودند. در این فاصله میمون موفق شد موزش را پوست بکند و آن را بخورد.
sahar
مانند آب از میان شکافها رخنه کن. مدعی نباش بلکه خودت را با شرایط وِفق بده تا راهی از کنار یا درون آن بیابی...
اگر آب را داخل لیوان بریزی، شبیه لیوان، داخل بطری بریزی، شبیه بطری، و اگر داخل قوری بریزی، شبیه قوری میشود. آب میتواند جاری شود و رخنه کند.
دوست من! بهسانِ آب باش.
بروس لی
تینا