جملات زیبای کتاب قرار در بهشت | طاقچه
تصویر جلد کتاب قرار در بهشت

بریده‌هایی از کتاب قرار در بهشت

نویسنده:رضا آبیار
انتشارات:نشر معارف
امتیاز
۴.۸از ۲۶ رأی
۴٫۸
(۲۶)
دلشوره و نگرانی بدتر از همیشه، همهٔ وجودم را گرفته بود. شده بودم مثل طوفان‌زده‌ها؛ مثل مرغ پرکنده‌ای که آرزو می‌کرد زودتر او را ذبح کنند!
Mahdizadeh
آخرین قرارِ من با او شد همان اولین مکان بعد از عقدمان؛ گلزار شهدا، همان قطعه‌ای که با هم سلام دادیم و پیمان زندگی‌مان را محکم کردیم، قدم زدیم و شاید همین جایی که امروز مرقد او شده است، محل نشستن آن روزِ من و محمد بود.
الف. میم
محمد ردپای شهادت را پیدا کرده بود؛ همان که وقتی می‌آید، زن و مرد نمی‌شناسد؛ همهٔ انسان‌های پاک و منتظر را عاشق خودش می‌کند و محمد حالا عاشق شده بود و شهادت را دوست داشت؛ حتی از طاهره بیشتر.
الف. میم
اما هر بار از او سؤال می‌کردم، چهره‌اش نور می‌داد و با حال عجیبی دوباره می‌گفت: «طاهره، فقط عاقبت بخیری!» می‌گفتم: «آخه این‌که نمی‌شه. این همه آرزوهای دیگه هم من و تو داریم. خُب یه چیزای دیگه هم از امام رضا بخوایم. اون‌ها که بخیل نیستن!» خوب که برایش منبر می‌رفتم، می‌گفت: «درسته، اما تنها آرزوی من اینه که عاقبت بخیر بشم.»
fatemeh

حجم

۴۸۴٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۶۰ صفحه

حجم

۴۸۴٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۶۰ صفحه

قیمت:
۳۰,۰۰۰
تومان