بنابراین آنچه ما سایه مینامیم، همین است. سایه در زندگی اغلب ما، آتشی عظیم نیست بلکه شعلهای کوچک است. وقتی حرف احمقانهای میزنید، فرد موردعلاقهتان را میرنجانید و احتمالاً رابطهای را نابود میکنید، این شعله کوچک خود شما هستید. یا وقتی که کاری غیرمنطقی انجام میدهید که باعث از دست دادن شغلتان میشود، یا با آنکه میدانید اعتیاد دارید و اگر به اعتیاد خود پایان ندهید این اعتیاد شما را از پا در میآورد، از مواد مخدر استفاده میکنید. بهعبارت دیگر طرح درون شماست که خوبی شما را نمیخواهد. این نیرو سایه شماست و فقط وقتی محو میشود که نور خود را به آن بتابانید.
عشق خداوند هر لحظه هم درون ماست و هم در بیرون از ما گسترده شده است. وقتی با خویشتن حقیقیمان هماهنگ هستیم، همانطور که خداوند ما را آفریده است، دائما عشق دریافت میکنیم و سپس این عشق را به بیرون از خود اشاعه میدهیم. زندگی در نور به همین معناست.
اما وقتی کسی بهگونهای رفتار کرده است که بهنظر میرسد لیاقت عشق ما را ندارد، بهنظر معقولانه نیست که عشقمان را نثار او کنیم. در چنین مواقعی ابراز عشق به چنین کسی کار اشتباهی بهنظر میرسد و احساس میکنیم باید عشقمان را از او دریغ کنیم. این لحظه که احساس میکنیم چنین افکاری منطقی هستند، سرآغاز تمام شرارتها است