
کتاب وقتی افتاد، آوازش بلندتر شده بود
پدیدآورندگان:
جمال میرصادقیانتشارات:
نشر آواهیا٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
حوریا
۴
«میگم آدم تنهاست، همیشه تنها بوده. تنهایی با آدمه، با آدم به دنیا میاد و با آدم به خاک میره.»
حوریا
۲
«وقتی حقیری رو از خودت بیرون بکشی، زندگی برایت معنا پیدا میکنه. شرافتِ انسانی به اینه که حقیر نباشه، شرافت انسانی به اینه که خودش باشه، ایدئولوژی زده نباشه...»
حوریا
۱
«برخیز ومخور غم جهانِ گذران
خوش باش و دَمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران»
حوریا
۱
«حالیا دست سیاه تو برین سینهٔ ما
همچون ماریست در این بیسر و بیسامانی
وقت آن گشت که این لحظه، رهایی یابم
زین پریشانی و آشفتگی و ویرانی»
حوریا
۰
«به یاد یار و دیار آنچُنان بگریم زار
که از جهان، ره و رسم سفر براندازم»