جملات زیبای کتاب هایکو ذن، فصل گل های سفید داودی | طاقچه
تصویر جلد کتاب هایکو ذن، فصل گل های سفید داودیsubscriptionAvailable

کتاب هایکو ذن، فصل گل های سفید داودی

شعر ژاپن

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۰ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
phoenix
۵
دهن دره‌ای بلند دو دوست را از همدیگر جدا کرد
phoenix
۵
روز پاییزی این سرماخوردگی از کجاست؟ از دلی که تنگ می‌شود به وقت جدایی
آنجلیِ جستجوگر
۵
با آرمیدن بر شانهٔ من آیا دنبال دوستی هستی تو ای سنجاقک قرمز
phoenix
۳
در حوضچه کهن غوکی جهید صدای آب
همچنان خواهم خواند...
۳
ماه بر می‌آید سایه‌های شکوفه آلو بر بالش سرم سر می‌نهند
phoenix
۲
شیون بلند فاخته گربه به سختی از لای در بیرون می‌آید
کاربر ۱۵۶۳۲۸۸
۲
بعید است کسی ندیده زیسته باشد درخت آلو را فانوس فروزنده!
Narges Ebrahimi
۲
درست پیش از من روحم حرکت می‌کند در نوک قلمم
آنجلیِ جستجوگر
۲
خرمالوی شیرین را از خاطر نبرید روزهای جوانی‌تان را که خام بودید
آنجلیِ جستجوگر
۲
نمی‌دانم چرا حس می‌کنم دل‌بستهٔ جهانی هستم که تنها برای مردن به آن پا گذاشته‌ایم
متین فرهادی
۱
جهان را فراپشت نهاده‌ام حتی خیابان‌های شلوغ در صحنه‌ای باستانی را
Narges Ebrahimi
۱
اوه! اوف! دریافتم بال و پر پرواز شکسته در مهد کودک
آنجلیِ جستجوگر
۱
نه به هیچ روی نه بخاطر شعر بخاطر سکوت ماه
آنجلیِ جستجوگر
۱
سوز و سرمای صبحگاهی شبانه‌های سرد به تنهایی سفر می‌کنم
آنجلیِ جستجوگر
۱
انعکاس رعد و برق هر بار آبشار در میانه رودخانه خود را نشان می‌دهد
آنجلیِ جستجوگر
۱
ماه به تنهایی رها شده در پهنهٔ شب هم از این است که نگاه‌تان می‌کند
آنجلیِ جستجوگر
۱
با آرمیدن بر شانهٔ من آیا دنبال دوستی هستی تو ای سنجاقک قرمز
LiLiKo
۱
درست پیش از من روحم حرکت می‌کند در نوک قلمم
LiLiKo
۱
به وقت خوش‌آمدگویی و سرخم کردن دانهٔ تگرگی از موی زن افتاد
کاربر ۴۶۲۵۰۳۱
۱
" چه چیزی جز یک رویا باقی می ماند؟"
کاربر ۶۳۸۸۷۳
۰
کفر پیشاروی جایگاه محراب دارد بازیگوشی می‌کند
Narges Ebrahimi
۰
زندگی من بسته به باریکی مویی‌ست لبهٔ باریک دشتی بی آب و علف
Hamid Reza
۰
به تنهایی سفر می‌کنم تمامی سطح چشم‌انداز را آسمان پاییزی
سیدآرمین عقیلی
۰
رویای سال نو نه به خاطر یافتن پول یا به خاطر مرگ
atena
۰
رویای یک شب کوتاه. دیگر زمانی برای به‌خاطر آوردنِ آنچه داشتم نیست
atena
۰
ماه به تنهایی رها شده در پهنهٔ شب هم از این است که نگاه‌تان می‌کند
avokado
۰
پاییز که فرا می‌رسد نور خورشید از لای تیرگی الوارهای سقف اریب رد می‌شود