
کتاب همه ما شبی در تخت هایمان خواهیم سوخت
انتشارات:
انتشارات خوب٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
fatemeh
۱
گفتم شب بهخیر.
جانی میگوید، چرا؟ برای چی؟ شبِ من به تو چه ربطی داره؟
fatemeh
۰
جانی میشنود که رفیق آن پایین چیزی زیر لب منمن میکند.
از لای دیوارها. چون همینطور است، اینطوری همهٔ ما را اینجا چپاندهاند تا بتوانیم صدای آروغ و گوز همدیگر را از میان این دیوارهای لعنتی بشنویم. کلبههای قیرگونی با برچسبهای قیمت بالا که چیدهاند پهلوی هم و بعد هم چسباندهاند کنار صخره، مثل احمقهایی که در یک آشفتهبازار ریختهاند روی هم. منتظر.
fatemeh
۰
چون اگر فکر میکنند این بار هم قرار است جانی درهای آتشگرفته را با لگد از جا بکند و بپرد داخل آتش تا دنبال آن پیریهای گوزو بگردد که در هر حال ممکن است همین فردا بیفتند و بمیرند، کور خواندهاند.