
٪۵۰
ELNAZ
۱۵۲
سرِ انسان، هرچه تهیتر باشد، میلِ کمتری به پرشدن نشان میدهد
sara
۳۸
مثلاً سرِ انسان، هرچه تهیتر باشد، میلِ کمتری به پرشدن نشان میدهد
Ahmdrza
۱۱
آدمهای سرکش استقلال را دوست دارند، آدمهای خردمند نظم را، اما نظمی در کار نیست...»
zahra rahimzadeh
۱۱
سرِ انسان، هرچه تهیتر باشد، میلِ کمتری به پرشدن نشان میدهد و این یگانه استثنا از قاعدهٔ کلیِ طبیعت است.
Porosha
۹
آدمهای بیش از حد فرهیخته به هر سوراخی سرک میکشند و اغلب هم به سوراخهایی که هیچ ربطی به آنها ندارد...
کاربر ۵۴۲۷۶۹۱
۷
«چه دغدغههای حقیری داری، ای انسان غفلتکار و بیبنیاد.»
Rose
۷
عمارتهایمان جدید است و سنتهایمان کهنه
رسول شعبانی
۵
- چه دغدغههای حقیری داری، ای انسان غفلتکار و بیبنیاد! من با تو دربارهٔ نظریات مهم حرف میزنم، آنوقت تو...
Porosha
۴
آسودهخاطر باش و از خوشیهای زندگی روی نگردان.
Porosha
۴
جسارتاً باید بگویم فقط در حالت لمیده- میشود سرنوشت انسانها را دگرگون کرد. تمام نظریهها و جنبشهای بزرگِ مندرج در روزنامهها و مجلههایمان را، ازقرارمعلوم، همین لمندهها پدید آوردهاند. بیدلیل نیست که به آنها میگویند نظریههای پشتمیزنشینان.
کاربر ۸۲۵۱۵۸۷
۳
من قصد دارم یک نظام اجتماعی کامل ابداع کنم، و باورت نمیشود که این کار چقدر ساده است! کافی است در جایی پرت، در گوشهای با خودت خلوت کنی یا حتی سر از شکم تمساح دربیاوری و چشمهایت را ببندی تا بلافاصله یک بهشت واقعی برای نسل بشر بیافرینی
مهدی
۳
«چه دغدغههای حقیری داری، ای انسان غفلتکار و بیبنیاد.»
سپیده اسکندری
۲
ظاهراً تا رهایی از خرافهپرستی هنوز راه درازی در پیش داریم. عمارتهایمان جدید است و سنتهایمان کهنه - هرچند عمارتهایمان نیز جدید نیستند، دستکم پلههایشان.
Tisa
۲
«چه دغدغههای حقیری داری، ای انسان غفلتکار و بیبنیاد.»
Vesal
۲
تمساح چه ساختاری باید داشته باشد تا بتواند آدمها را ببلعد؟ پاسخی باز واضحتر: باید ساختاری تهی داشته باشد. علم فیزیک بسیار پیش از این ثابت کرده که طبیعت با فضای تهی ناسازگار است. از همین رو شکم تمساح هم باید تهی باشد تا در تضاد با آن پیوسته ببلعد و شکمش را با هرچه دمِ دستش است پر کند. علاقهٔ تمساحها به بلعیدنِ بنیبشر را فقط اینطور میشود توضیح داد. درعینحال، ساختار انسان اینگونه نیست: مثلاً سرِ انسان، هرچه تهیتر باشد، میلِ کمتری به پرشدن نشان میدهد و این یگانه استثنا از قاعدهٔ کلیِ طبیعت است.
Vesal
۲
من از نقد هراسی ندارم، زیرا نقد خودش در وضعی شایستهٔ نقد به سر میبرد.
mahshid
۲
اطلاعات علوم طبیعی من دربارهٔ هیولایی که درونش ساکنم، ارزشمند است.
هَستی
۲
چه دغدغههای حقیری داری، ای انسان غفلتکار و بیبنیاد!
•●فاطمه✍●•
۲
سرِ انسان، هرچه تهیتر باشد، میلِ کمتری به پرشدن نشان میدهد
•●فاطمه✍●•
۲
«مهمانناخوانده از تاتارِ غارتگر بدتر است»
koreame mo
۲
سرِ انسان، هرچه تهیتر باشد، میلِ کمتری به پرشدن نشان میدهد
zahra rahimzadeh
۱
داستایفسکی موضوع «روسیه و غرب» را که دلمشغولیِ آن دوره از حیات و فعالیت ادبیاش بود، در قالبی نمادین با خواننده در میان میگذارد. او به یاری نماد تمساح میکوشد تصویری کلی از جامعهٔ روسیه در سالهای ۱۸۸۰ ارائه دهد: جامعهای که وجدان را به فراموشی سپرده است و فقط به بلعیدن گرایش دارد و بس.
sara
۱
«چه دغدغههای حقیری داری، ای انسان غفلتکار و بیبنیاد.»
عاطفه
۱
من ثابت خواهم کرد که حتی در حالتِ لمیده -و جسارتاً باید بگویم فقط در حالت لمیده- میشود سرنوشت انسانها را دگرگون کرد. تمام نظریهها و جنبشهای بزرگِ مندرج در روزنامهها و مجلههایمان را، ازقرارمعلوم، همین لمندهها پدید آوردهاند. بیدلیل نیست که به آنها میگویند نظریههای پشتمیزنشینان.
رایا🫗
۱
چه دغدغههای حقیری داری، ای انسان غفلتکار و بیبنیاد.
mahshid
۱
آدمهای سرکش استقلال را دوست دارند، آدمهای خردمند نظم را، اما نظمی در کار نیست...»
کاربر ۹۵۵۹۳۶۸
۱
اینجا مرا شبی بیکران احاطه کرده است
کاربر ۹۵۵۹۳۶۸
۱
سرِ انسان، هرچه تهیتر باشد، میلِ کمتری به پرشدن نشان میدهد و این یگانه استثنا از قاعدهٔ کلیِ طبیعت است.
مهتاب
۱
- موافقم، اما ایوان ماتویچ در تمام مسیر خدمتش در حرکت بهسمت چنین پایانی بود. زرنگ و حتی میشود گفت متکبر، و مدام پیِ ترقی و ایدههای جورواجور. این هم نتیجهٔ ترقیخواهی!
- ولی این اتفاقْ بسیار غیرعادی است و به هیچ عنوان نمیشود آن را قاعدهای کلی برای تمام آدمهای ترقیگرا دانست...
- خیر، قبول کنید که میشود. میدانید... مسبب این اتفاق فرهیختگیِ بیش از حد است. باور کنید. چون آدمهای بیش از حد فرهیخته به هر سوراخی سرک میکشند و اغلب هم به سوراخهایی که هیچ ربطی به آنها ندارد...
مهتاب
۱
سرِ انسان، هرچه تهیتر باشد، میلِ کمتری به پرشدن نشان میدهد و این یگانه استثنا از قاعدهٔ کلیِ طبیعت است
