
Mehrdad Pourkhazaeyan
۱۴
شاعر فيلسوف شيللر حتماً آشناييد که میگويد «گرسنگی و عشق است که دنيا را میچرخاند»
کاربر ۲۰۰۹۱۱۶
۸
اگر سؤالی در رشته فيزيک يا شيمی برای شما پيش بيايد کسانی که «دانش فنی» ندارند جلو دهان خود را خواهند گرفت اما اگر نکتهای درباره روانشناسی به زبان بياوريد موج قضاوت و مخالفت از هر جانب سرازير خواهد شد. ظاهراً در اين رشته داشتن «دانش فنی» معنی ندارد. هر کس صاحب يک زندگی روانی است پس به همين دليل خود را يک روانشناس میداند.
esrafil aslani
۷
محتوی بارز رؤيا جانشين تغيير يافتهای برای افکار رؤيايی ناخودآگاه است و اين تغييرات ناشی از فعاليتهای قوای دفاعی نيروهای اگو يا به عبارت ديگر مقاومتها است. در زمان بيداری مقاومتها به کلی مانع از ورود خواستهای واپسزده ناخودآگاه به مرحله خودآگاه میگردد و در حالت آرامش يافته خواب قدرت آنان به اندازهای است که لااقل چادری از ابهام بر روی خواستها میکشند. پس از اين امر صاحب رؤيا همان قدر قادر به درک معنی رؤيای خود است که بيمار هيستريک میتواند ارتباط و اهميت پديدههای مرضی خويشتن را درک کند.
Fahime Bdgh
۴
تعبير رؤيا در حقيقت شاهراهی برای رسيدن به دانش ناخودآگاه است و محکمترين پايه بنای روانکای را تشکيل میدهد
narges
۳
چنانچه به وجود آوردن مکتب روانکاوی افتخاری محسوب شود بايد اعتراف کنم در اين امر بیشريک نيستم يا در حقيقت کوچکترین سهمی در آغاز اين جنبش نداشتم. در زمانی که يک دانشجوی ساده پزشکی بودم و خود را برای امتحانات رشتهام آماده میکردم پزشک وينی ديگری به نام دکتر جوزف بروير در ساليان ۸۲ ـ ۱۸۸۰ برای نخستين بار از اين روش در معالجه دختر جوانی که مبتلا به بيماری هيستری بود استفاده کرد.
کاربر ۲۰۰۹۱۱۶
۲
ديده شده است اشخاصی که در دورههای بعدی زندگی دچار بيماری عصبی میشوند همواره با زنجيری ناگسستنی به بيماری دوران کودکی مربوط بودهاند؛ حتی اگر اين بيماری در زمان خود چشمگير نبوده باشد.
bookwormnoushin
۱
اگر در پی دانش روزمره گام برداريم در هر انسان يک دستگاه شعوری خواهيم شناخت که ميان دو قطب يعنی نخست قطب تحريکات عصبی و احساس احتياجات بدنی و سپس قطب واکنشهای حرکتی مربوطه قرار دارد و اين دستگاه نقش ميانجی را در امور خاص ميان دو قطب بازی میکند.
ما اين دستگاه را «اگو» يعنی «من» میناميم.
کاربر ۲۰۰۹۱۱۶
۱
بياييد زياد هم نسبت به حرف و حرافی احساس نفرت نکنيم چون گذشته از هر چيز اسلحه پرقدرتی است که از طريق آن احساسات خود را به ديگران منتقل میسازيم و يا مردم را با آن تحت نفوذ در میآوريم. چه نيکیهای نگفتی و چه زخمهای مرهم نيافتنی که همين حرف میتواند به وجود آورد.
کاربر ۲۰۰۹۱۱۶
۱
آيا تا به حال متوجه شدهايد که هر فيلسوفی، هر نويسنده دارای نيروی تجسم يا هر مورخ و يا مؤلف احوال بزرگان برای خود يک روانشناسی شخصی دارد و فرضيههای خاصی درباره همبستگیها و هدفهای فعاليت روانی پيش میگذارد که همگی آن قابل قبول و به همان شدت غيرقابل اعتماد است؟ به طور آشکار میتوان ديد که يک پايه واقعی و مشترک وجود ندارد. و به همين دليل است که در رشته روانشناسی به اصطلاح هيچ گونه حرمت و قدرتی ديده نمیشود.
کاربر ۲۰۰۹۱۱۶
۱
اما در مورد يک خواست پافشاری خواهم کرد و آن هم اين که هيچ کس نبايد دست به درمان بيماران از طريق روانکاوی بزند مگر اين که اين حق را پس از طی دوره آموزشی خاصی به دست آورده باشد. حالا ديگر شخص گواهی پزشکی دارد يا ندارد مهم نيست.
کاربر ۲۰۰۹۱۱۶
۱
با کمی تيزبينی در خواهيم يافت اگر موارد ممنوعيت محدود باشد همگی رعايت خواهد شد ولی اگر افراد اجتماع در هر قدمی که بر میدارند با سد قانونی روبرو شوند به اجبار برای آن احترامی قائل نخواهند گرديد.
کاربر ۲۰۰۹۱۱۶
۱
اگر میخواهيد قوانين و موازين مورد احترام قرار گيرد، آنها را در اموری که میدانيد رعايت نخواهد شد يا فقط به صورت ورق پارهای ديگر باقی خواهند ماند وضع نکنيد.
pouya
۰
حقيقت را دريافتم که خاطرات از ياد رفته هرگز از ميان نمیرود.