
ixaryi
۱
پیرزن گفت: «این کارها این بچهها را خراب میکند. باید شلاق بخورد تا عمر دارد از یادش نرود.»
مارتین گفت: «مادربزرگ، مادربزرگ! خدا راضی نیست. اگر او برای یک سیب باید شلاق بخورد، پس خدا باید برای گناههای ما با ما چه کار کند؟»
پیرزن چیزی نگفت.


اشتراک بینهایت چیست؟