اگر از رزمندگان سالهای دفاع مقدس بپرسید: «آن زمان چه آرزویی داشتید، حتماً به این دو گزینه اشاره خواهند کرد: ۱ـ بروند حوزه علمیه و روحانی شوند، ۲ـ به خیل عشاق مداحی بپیوندند!»
maasadi78
همه را برق میگیرد، ما را مادرزن ادیسون!
کاربر شماره n ام
چه بهار سرخیه که بوی خون میاد همهاش
عوض گل برامون نعش جوون میاد همهاش
ملیکا
من هم یکی از کلیههایم را در آورده بودند و جفت دستانم شکسته و در گچ بود. ماشاءالله هم که از دیدن زیبایی جهان راحت شده بود. بهقول خودش چشمانش را زودتر از خودش به بهشت فرستاده بود تا چشمچرانی کنند!
زهرا علمی
کم مونده بود خودم صدام کافر را کتبسته اسیر کنم که ناغافل ترکش خوردم و صدام با خوشاقبالی از چنگم فرار کرد! خیلی شانس آورد، و الا میآوردمش اسدآباد خودتون
amilimo