جملات زیبای کتاب زندان زمان | طاقچه
تصویر جلد کتاب زندان زمانsubscriptionAvailable

کتاب زندان زمان

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۲۱ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ketabi💕
۲
او فرار کرده بود. جایش امن بود. صاف نشست و پاهایش را بغل کرد. اشک دوباره در چشم‌هایش جمع شد، ولی این بار از خوشحالی بود. لبخند زد، متوجه شد که واقعاً فکر نمی‌کرد بتواند فرار کند. اما فرار کرده بود.
وامبت بدعنق!
۰
اگه زندگی با عقل جور درمی‌اومد، خیلی حوصله‌سربر می‌شد.