جملات زیبای کتاب رویای بی قرار | طاقچه
تصویر جلد کتاب رویای بی قرارsubscriptionAvailable

کتاب رویای بی قرار

نوع کتاب
۲.۰ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
فاطمه مسعودی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
((: noor
۳
«می‌دونی چرا حرف‌های اصلی یادت می‌ره؟ چون فکرت پیش فرعیات زندگی گیر می‌کنه.»
((: noor
۲
«خانم معلم، خدا آزمایش می‌گیره، نه فقط از من و تو که از پیامبران و امامانش هم گرفته. این‌قدر ناشکیبایی برازنده مومن نیست.»
((: noor
۲
از وقتی رسیده‌ایم، در حرم حضرت ابوالفضل بست نشسته‌ام و هنوز به زیارت ارباب نرفته‌ام. ادب می‌خواهد زیارت حضرت ارباب که من هنوز از آن بی‌بهره‌ام. دست‌هایم را دور زانوهایم قلاب می‌کنم. ادب یعنی معرفت و شناخت عباس نسبت به امام زمانش! و چه کسی غیر از عباس می‌تواند دستان خالی‌ام را پر کند. دلم پر است از خالی!
((: noor
۱
می‌گفتند یکباره قلبش گرفته است، اما من می‌گویم غم فرزند نم‌نم قلبش را از کار انداخته است.
((: noor
۱
«زندگی بالا و پایین زیاد داره. یکی پول‌داره، فقیر می‌شه، یکی سالمه، مریض می‌شه. یکی خوشگله، اسید می‌پاشن روی صورتش، یکی نقص عضو می‌شه. قرار نیست توی این شرایط همدیگر رو تنها بذاریم.»
((: noor
۱
این عادت را چند سالی است با خودم دارم. حس می‌کنم همه اتفاقات بد با بسم الله من به خوب تبدیل می‌شوند.
((: noor
۱
«خدا ظرفیت همه بنده‌هاش رو می‌دونه، خیالت راحت. فقط حواست باشه با این بهونه‌گیری‌هات این امتحان رو که می‌تونه سکوی پرتابت باشه تبدیل به محل سقوطت نکنی.»
((: noor
۱
«از دل این شوخی‌ها حرف‌های جدی بیرون می‌آد.»
((: noor
۰
دل خوندن سواد می‌خواد، هر کسی بلد نیست. اگر قرار بود همه دل همدیگه رو بخونن، پس چرا خداوند عقل و زبان رو به آدم داد؟!» «اما وقتی حرف دلت رو می‌خونه لذت‌بخش‌تره!»