
بریدههایی از کتاب جنایات آلمانی، مکافات روسی
نویسنده:دانیل گرانین
مترجم:نازیلا حاجیوا، فضه نظری
انتشارات:انتشارات نیستان هنر
دستهبندی:
امتیاز
۲.۸از ۶ رأی
۲٫۸
(۶)
ـ من حکومتمان را دوست ندارم. سردمداران نه قلب دارند و نه وجدان!
behrad ghasemzade
برای کمک کردن عشق لازمه، نه قدرت.
ت ت
در روزهای خونین دهشتناک
شما باشکوه زیستید
و زیبا از دنیا رفتید
behrad ghasemzade
همچین کمونیسمی نصیبمان میشه. کمونیسم زندان!
آلگ پرسید:
ـ تو چه کمونیسمی میخوای؟ اصلاً تو میدانی کمونیسم چیه؟
ـ خیال خام؟
ـ از آن هم بدتر! افسانهٔ کودکانه است. از خودشان درآوردند که: «به هر کس براساس نیازهایش!». کمونیسم رؤیای بیکارها و مفتخورهاست. آدم بیکار توانایی و استعدادی ندارد، فقط نیازمنده. بهترین تبلیغگرِ کمونیسمه و براش غیرتی میشه و سینه چاک میکنه. کمونیسم نه به مارکس رحم کرد و نه به انبوه بیشمار فیلسوفان شوروی.
behrad ghasemzade
آنتون نگاه کرد و با خودش گفت: چرا ماگدا غمگین نمیشه، ولی عصبانی میشه؟ خیلی غمانگیز بود.
ت ت
همانطور که شاعر گفته بود: «تو پرواز خواهی کرد و همهٔ آن چیزی که جا گذاشته بودی را نخواهی یافت».
ت ت
این عقل زن نیست که او را زیبا میکند، بلکه دلسوزی اوست.
ت ت
آنتون یاد جملهای از کانت افتاد: «دو چیز در جهان مرا خوشحال میکند: آسمان پر ستارهٔ بالای سرم و وجدانی آسوده.»
ت ت
ولی من اصلاً نمیخوام برای این دولت کار کنم. آنها فقط برای خودشان و افراد مورد علاقهشان تلاش میکنند. خانههای لوکس، قایق تفریحی، هواپیما، همهٔ چیزهای فوقالعاده و شیک. همهٔ این وکلا و وزرا... همانطور که همه قبلاً میخواندند: «ما حق داریم مالک زمین باشیم، اما انگلها - هرگز!» زرشک!
آنتون گفت:
ـ بله، البته، کشور را غارت میکنند. آدم راستگو کم مانده. چه کشوری را تخریب کردند!
گرینبرگ اضافه کرد:
ـ در عوض تعداد افرادی که مدرک دکترا دارند روزبهروز زیادتر میشه.
behrad ghasemzade
مادر برایش داستانی تعریف کرده بود که در آن فرشته از آدم پرسیده بود: «میخوای از همینجا زندگی خودت را ببینی؟» آدم در جواب گفته بود: «بله، میخوام». فرشته او را به بالای زمین برده بود: «این ردپای سفر زندگی توئه». آدم نگاه کرد. دو رد پای موازی دیده میشد. پرسید: «چرا دو رد پا اینجاست؟» ـ ـ «یکی ردپای توئه و آن یکی رد پای من. من در همهٔ سالهای زندگی با تو بودم». آدم پرسید: «پس چرا بعضی جاها فقط یک رد پاست؟» فرشته جواب داد: «چون گاهی وقتها که حالت خیلی بد بود، من تو را بغل میکردم.». آدم گفت: «تو که خیلی کوچکی!» فرشته جواب داد: «برای کمک کردن عشق لازمه، نه قدرت.»
behrad ghasemzade
تاریخ بشر به رهبران وابسته نیست، تاریخ نه در کرملین ساخته میشه و نه در کاخ سفید. در واقع در آزمایشگاهها و در میان شتابدهندهها و دستگاههای تقطیر ساخته میشه. کنجکاوی بر ایدئولوژی غلبه میکند.
کاربر ۱۵۲۶۵۲۹
فرمول پوشکین، «نبوغ و جنایت یکجا نمیگنجد»
ت ت
قهرمان اثر ولتر مدام تأکید میکرد: «همهچیز در این جهانِ بهترین، خیر است.»
ت ت
وقتی استالین درگذشت، شستاکوویچ۴۳ گفت: «خدا را شکر! حالا دیگر میشه گریه کرد.» تا قبل از این اتفاق همهٔ مردم شوروی باید خوشبخت میبودند!
ت ت
ما از پیری نمیمیریم، از زخمهای قدیمیه که میمیریم.
ت ت
ز خدا زندگی راحتی میخواستم،
درحالیکه باید مرگ آسانی طلب میکردم
ت ت
خوشبختی نزدیک رودهایی بود بینام و نشان
و نوشیدن چای سیاه و تلخ از پیالهای کهنه و کثیف
ت ت
استعداد و شهرت مواردی هستند که بیشک به انسان رحم نمیکنند
کاربر ۱۵۲۶۵۲۹
ماندگاری افرادی مثل نرون، ساونارولا، هروستراتوس، استالین و مالیوتا اسکوراتوف در حافظهٔ تاریخ بسیار بیشتر از پاستور یا فارادی است که به بشریت کمک کردهاند.
کاربر ۱۵۲۶۵۲۹
تنهایی مفیده. هنرمندها در تنهایی آثار هنری خلق میکنند. پژوهشگرها، نظریهپردازها و نویسندهها تو تنهایی کار میکنند. مردم ما به افراد تنها و به طور کلی به تنهایی با سوءظن نگاه میکنند، با حس ترحم؛ مثل کسانی که زندگی بهشون داده نشده. در واقع انسان باید خلوتی داشته باشد، هرچه بیشتر، بهتر.
nahid nikparsa
آنها مجازند، چون فاشیستند. ما فاشیست نیستیم، ولی کسی که کار آنها را تقلید کند به دادگاه کشیده میشه!
ت ت
حجم
۱۴۶٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۴۳ صفحه
حجم
۱۴۶٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۴۳ صفحه
قیمت:
۳۲,۱۷۵
تومان