
behrad ghasemzade
۳
ـ من حکومتمان را دوست ندارم. سردمداران نه قلب دارند و نه وجدان!
ت ت
۳
برای کمک کردن عشق لازمه، نه قدرت.
behrad ghasemzade
۲
در روزهای خونین دهشتناک
شما باشکوه زیستید
و زیبا از دنیا رفتید
behrad ghasemzade
۲
همچین کمونیسمی نصیبمان میشه. کمونیسم زندان!
آلگ پرسید:
ـ تو چه کمونیسمی میخوای؟ اصلاً تو میدانی کمونیسم چیه؟
ـ خیال خام؟
ـ از آن هم بدتر! افسانهٔ کودکانه است. از خودشان درآوردند که: «به هر کس براساس نیازهایش!». کمونیسم رؤیای بیکارها و مفتخورهاست. آدم بیکار توانایی و استعدادی ندارد، فقط نیازمنده. بهترین تبلیغگرِ کمونیسمه و براش غیرتی میشه و سینه چاک میکنه. کمونیسم نه به مارکس رحم کرد و نه به انبوه بیشمار فیلسوفان شوروی.
ت ت
۲
آنتون نگاه کرد و با خودش گفت: چرا ماگدا غمگین نمیشه، ولی عصبانی میشه؟ خیلی غمانگیز بود.
ت ت
۲
همانطور که شاعر گفته بود: «تو پرواز خواهی کرد و همهٔ آن چیزی که جا گذاشته بودی را نخواهی یافت».
ت ت
۲
این عقل زن نیست که او را زیبا میکند، بلکه دلسوزی اوست.
ت ت
۲
آنتون یاد جملهای از کانت افتاد: «دو چیز در جهان مرا خوشحال میکند: آسمان پر ستارهٔ بالای سرم و وجدانی آسوده.»
behrad ghasemzade
۱
ولی من اصلاً نمیخوام برای این دولت کار کنم. آنها فقط برای خودشان و افراد مورد علاقهشان تلاش میکنند. خانههای لوکس، قایق تفریحی، هواپیما، همهٔ چیزهای فوقالعاده و شیک. همهٔ این وکلا و وزرا... همانطور که همه قبلاً میخواندند: «ما حق داریم مالک زمین باشیم، اما انگلها - هرگز!» زرشک!
آنتون گفت:
ـ بله، البته، کشور را غارت میکنند. آدم راستگو کم مانده. چه کشوری را تخریب کردند!
گرینبرگ اضافه کرد:
ـ در عوض تعداد افرادی که مدرک دکترا دارند روزبهروز زیادتر میشه.
behrad ghasemzade
۱
مادر برایش داستانی تعریف کرده بود که در آن فرشته از آدم پرسیده بود: «میخوای از همینجا زندگی خودت را ببینی؟» آدم در جواب گفته بود: «بله، میخوام». فرشته او را به بالای زمین برده بود: «این ردپای سفر زندگی توئه». آدم نگاه کرد. دو رد پای موازی دیده میشد. پرسید: «چرا دو رد پا اینجاست؟» ـ ـ «یکی ردپای توئه و آن یکی رد پای من. من در همهٔ سالهای زندگی با تو بودم». آدم پرسید: «پس چرا بعضی جاها فقط یک رد پاست؟» فرشته جواب داد: «چون گاهی وقتها که حالت خیلی بد بود، من تو را بغل میکردم.». آدم گفت: «تو که خیلی کوچکی!» فرشته جواب داد: «برای کمک کردن عشق لازمه، نه قدرت.»
کاربر ۱۵۲۶۵۲۹
۱
تاریخ بشر به رهبران وابسته نیست، تاریخ نه در کرملین ساخته میشه و نه در کاخ سفید. در واقع در آزمایشگاهها و در میان شتابدهندهها و دستگاههای تقطیر ساخته میشه. کنجکاوی بر ایدئولوژی غلبه میکند.
ت ت
۱
فرمول پوشکین، «نبوغ و جنایت یکجا نمیگنجد»
ت ت
۱
قهرمان اثر ولتر مدام تأکید میکرد: «همهچیز در این جهانِ بهترین، خیر است.»
ت ت
۱
وقتی استالین درگذشت، شستاکوویچ۴۳ گفت: «خدا را شکر! حالا دیگر میشه گریه کرد.» تا قبل از این اتفاق همهٔ مردم شوروی باید خوشبخت میبودند!
ت ت
۱
ما از پیری نمیمیریم، از زخمهای قدیمیه که میمیریم.
ت ت
۱
ز خدا زندگی راحتی میخواستم،
درحالیکه باید مرگ آسانی طلب میکردم
ت ت
۱
خوشبختی نزدیک رودهایی بود بینام و نشان
و نوشیدن چای سیاه و تلخ از پیالهای کهنه و کثیف
کاربر ۱۵۲۶۵۲۹
۰
استعداد و شهرت مواردی هستند که بیشک به انسان رحم نمیکنند
کاربر ۱۵۲۶۵۲۹
۰
ماندگاری افرادی مثل نرون، ساونارولا، هروستراتوس، استالین و مالیوتا اسکوراتوف در حافظهٔ تاریخ بسیار بیشتر از پاستور یا فارادی است که به بشریت کمک کردهاند.
nahid nikparsa
۰
تنهایی مفیده. هنرمندها در تنهایی آثار هنری خلق میکنند. پژوهشگرها، نظریهپردازها و نویسندهها تو تنهایی کار میکنند. مردم ما به افراد تنها و به طور کلی به تنهایی با سوءظن نگاه میکنند، با حس ترحم؛ مثل کسانی که زندگی بهشون داده نشده. در واقع انسان باید خلوتی داشته باشد، هرچه بیشتر، بهتر.
ت ت
۰
آنها مجازند، چون فاشیستند. ما فاشیست نیستیم، ولی کسی که کار آنها را تقلید کند به دادگاه کشیده میشه!