جملات زیبای کتاب به وقت رهایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب به وقت رهاییsubscriptionAvailable

کتاب به وقت رهایی

مجموعه داستان

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
گروه نویسندگان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۳۹۰۰۲۶۲
۵
آن روز به‌خاطر فشار سنگینی که از طرف خانوادهٔ نامزدم به من وارد شده بود کلافه بودم. می‌گفتند دو سال عقد، جلوی دروهمسایه و فک‌وفامیل خوبیت ندارد. انگار وقتی لنگ دوزاری یک شاهی هستی، همه صف کشیده دست کمک سمتت دراز می‌کنند! نه آقا! این حرف‌ها کجا بود! تا بفهمند نیازی در تو لانه کرده، خانه به دوش می‌گیرند و می‌روند حاجی حاجی مکه! گفتم من به حرف مردم زندگی نمی‌کنم. به تریج قباشان برخورد و بحث‌مان شد. یکی نیست بگوید بابا! گل‌بهار هم دیگر جزو خانوادهٔ شماست، فکر نکنید هرچه نیش زبان به او بزنید، خودتان بالا می‌روید.