جملات زیبا از متن کتاب غروب نارنجی اوگاندا | طاقچه
تصویر جلد کتاب غروب نارنجی اوگانداsubscriptionAvailable

کتاب غروب نارنجی اوگاندا

۴.۸(از ۵ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۷۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

پیش از عمل فکر کن. خشم از بین می‌رود، آنچه می‌ماند عمل توست.
Book
۴
بهتر است یک راز بین دو نفر بماند تا سه نفر.
Book
۲
آخه تو... من... ما با هم فرق داریم.» «هیچ‌وقت مهم نبوده. اصلاً کی اهمیت می‌ده؟»
Book
۱
تو... یه کاری کردی پیش چشم همه احمق به نظر بیام.
Book
۰
بقیه بهم گفتن نمی‌آی، اما من باور نکردم. گفتم محاله.
Book
۰
یسافو گفت: «اسی دیدش و قبل از بیرون اومدن، چندتا از مهره‌ها رو برداشت و با خودش آورد. واسه همینه که چهارتاست. فقط همین‌ها رو تونست پیدا کنه.» و مهره‌ها را یکی‌یکی انداخت میان دست آشا و گفت: «قرمز به یاد گل‌های سرخ بوته‌های ختمی، قهوه‌ای به یاد علفزارهای پوشیده از سوییت‌گرس، آبی به یاد آبی بی‌کران دریاچهٔ ویکتوریا و نارنجی به یاد غروب نارنجی اوگاندا.» آخرین مهره را کف دست آشا انداخت.
آذین
۰
یسافو به آشا نگاه کرد. آشا گفت: «شب جشن تولدم بهم گفتی ما با هم فرق داریم. اون موقع نفهمیدم منظورت چیه، اما الان خوب می‌فهمم چی می‌گی. من واقعاً هیچ‌وقت فکر نکردم زندگی تو با زندگی و دنیای من متفاوته.»
آذین
۰