
٪۷۰
کتاب این منم!
سفری از درماندگی به التیام
انتشارات:
انتشارات میلکان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
نــےآیش🐋
۴۳
عشق این نیست که با پلیوری قشنگ از کنار زمین فوتبال شاهد بهبارنشستن تلاشهایم باشند؛ عشق این است که شلخته و با صورتی رنگورورفته کنار تخت بیمارستانم بنشینند و شاهد ذرهذره آبشدنم باشند. میفهمم که عشق یعنی برای کسی آشفتهحال شوی. عشق یعنی سخت تلاش کنیم زرهی پولادین را برای محافظت تنمان کنیم و بعد، همان زره را برای محافظت از عزیزمان روی تنش بنشانیم. یعنی برهنهایستادن و لرزیدن در برابر چیزی که از آن واهمه داریم تا به آنچه بیش از هرچیزی در دنیا دوستش داریم ادای احترام کنیم. این عشقی است که دگرگونم میکند
نــےآیش🐋
۲۴
زیر آن پوست نهچندان بد و موی زیبایم درد در حال خروش است. کاش میشد بعضی روزها این درد زشت و پرقدرت را مثل تیشرت به تن کنم تا خودش را نشان میداد و آنوقت دیگران متوجه میشدند که نباید از من توقع زیادی داشته باشند.
Elika
۲۱
طبق قانون نویسندهٔ کتاب هری پاتر، جِیکِی رولینگ، تاریکی هیچگاه نمیتواند با قدرت روشنایی زورآزمایی کند و نیروهای شیطانی هیچگاه نمیتوانند خوبیها را از پای دربیاورند. دلم بدجوری چنین عدالت سادهای میخواهد.
نــےآیش🐋
۲۰
و هر دو از این بابت خوشحالیم که اقیانوسها به معنای واقعی کلمه بینمان فاصله انداختهاند؛ چون حالا دیگر میتوانیم تقصیرها را گردن فاصلهٔ بینمان بیندازیم
نــےآیش🐋
۱۸
سالها که مشغول رسیدگی به درد من بود، خودش داشت آسیب میدید و کسی نبود که مرهم دردهایش باشد و حالا این زخمِ بزرگ دهن باز کرده بود.
ثنا🌱
۱۲
آدمها بهجای اینکه مثل «بشر» زندگی کنند، خودشان را درگیر «کارهای بشری» میکنند.
baran
۷
زندگی پر از تغییر است. انعطافپذیر باش.
آیسودا
۷
گاهی چیزی اذیتتان میکند و با خودتان میگویید «خب! دیگر چیزی وجود ندارد که بتواند بیش از این آزارم دهد» تا اینکه در وجودتان به جایی سر میزنید که قبلاً حتی نمیدانستید وجود دارد.
re8za8
۶
عشق میتواند قوی و درعینحال آرام باشد.
🌊tanin
۵
هوش تو به رابطهات با آدما مربوطه. تو اجتماعی هستی. اجتماعیبودن نعمت قشنگیه که نصیبت شده. همه دوستت دارن چون تو میدونی چطوری دوستشون داشته باشی
Safa
۴
یاد میگیرم که تقریباً همه میخواهند احساس کنند به شخصی تعلق دارند، من هم اجازه میدهم بدانند که برایم مهم هستند.
🌊tanin
۴
تو باعث شدی چشمهایم را باز کنم. من را با سبزیِ علفها، خاک و مهربانیکردن آشنا کردی. به من آموختی هوای آنهایی را داشته باشم که به عشق و پناه نیاز دارند و وجودم را از خوشی لبریز کردی. بهخاطر تو جهانی را میشناسم که در آن عشق مثل پیچکهای وحشی میروید. تو قهرمان این قصهای و هر جا که باشم، در قلبم خواهی بود.
Elika
۴
میفهمم که نباید همیشه عشق را در بوق و کرنا کرد. عشق میتواند قوی و درعینحال آرام باشد.
Elika
۴
به نظر نمیرسید که به نجاتدادهشدن نیاز داشته باشم، اما خودم حس میکردم که باید نجاتم دهند. هنوز هم همین حس را دارم.
سپیده
۴
وقتی تمام روز با عمیقترین صدمههای روحیتان دستوپنجه نرم میکنید چیز زیادی هم برای گفتن نخواهید داشت
reykhj
۴
مدرسه اولین درد است
reykhj
۴
یاد میگیرم که تقریباً همه میخواهند احساس کنند به شخصی تعلق دارند،
Safa
۳
تظاهر اطرافیانم را خوشحال و راضی نگه میدارد؛ پس همرنگ جماعت میشوم و مثل دوستانم رژ لب میزنم. راستش رژ صورتی به من میآید.
🌊tanin
۳
لبخندزدن درس سومم است؛ لبخندزدن کمک میکند تا با همه ارتباط برقرار کنید.
آیسودا
۳
کاش میشد بعضی روزها این درد زشت و پرقدرت را مثل تیشرت به تن کنم تا خودش را نشان میداد و آنوقت دیگران متوجه میشدند که نباید از من توقع زیادی داشته باشند.
reykhj
۳
ترجیح میدهم در خانه با عروسکهایم بازی کنم تا اینکه بخواهم خودم را شبیه یکی از آن عروسکها کنم.
Khorshid
۲
فراموشکردن و حرکت به جلو آرامشبخش و درعینحال ناراحتکننده است.
Khorshid
۲
اینجا میگویند آدمها بهجای اینکه مثل «بشر» زندگی کنند، خودشان را درگیر «کارهای بشری» میکنند. میگویند برای شغل خودمان و بقیه بیش از حد ارزش قائل میشویم. اینها چیزهایی هستند که به هویت درونیمان ارتباطی ندارند
Elika
۲
میفهمم که عشق یعنی برای کسی آشفتهحال شوی. عشق یعنی سخت تلاش کنیم زرهی پولادین را برای محافظت تنمان کنیم و بعد، همان زره را برای محافظت از عزیزمان روی تنش بنشانیم. یعنی برهنهایستادن و لرزیدن در برابر چیزی که از آن واهمه داریم تا به آنچه بیش از هرچیزی در دنیا دوستش داریم ادای احترام کنیم. این عشقی است که دگرگونم میکند.
Nirvana
۲
میفهمم که نباید همیشه عشق را در بوق و کرنا کرد. عشق میتواند قوی و درعینحال آرام باشد.
Nirvana
۲
حتی اگر در میان مصیبت دریچهٔ قلب خود را به روی پروردگار بگشایید، میتوان به پیروزی دست یافت
Nirvana
۲
آخر وقتی دارید عاشق کسی میشوید، تعریفکردن داستان زندگیتان برای هم بخشی از تشریفات است
reykhj
۲
مهم نیست چه لباسی بپوشم، عاشقانه دوستم دارند.
reykhj
۲
اما تمام حواسم به این است که او چقدر زیباست، موهایش مثل ستارههای جذاب سینما روی یکی از چشمانش را پوشانده است؛ همان ستارههایی که در فیلمها سیگار میکشند و در جاده برعکس رانندگی میکنند.
leili L
۱
عشق یعنی برای کسی آشفتهحال شوی. عشق یعنی سخت تلاش کنیم زرهی پولادین را برای محافظت تنمان کنیم و بعد، همان زره را برای محافظت از عزیزمان روی تنش بنشانیم. یعنی برهنهایستادن و لرزیدن در برابر چیزی که از آن واهمه داریم تا به آنچه بیش از هرچیزی در دنیا دوستش داریم ادای احترام کنیم.
