
کتاب زندگی و سلوک علامه سید محمد حسین طباطبایی
پدیدآورندگان:
نرگس علی مردانیانتشارات:
نشر وزرا٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
معجزهیِ سپاسگزاری.
۲۸
«از خصوصیات مرحوم علامه طباطبایی این بود که هیچ گاه از کسی بدگویی نمیکردند. در طی ۳۵ سال ارتباطم با ایشان حتی یک بار هم بدگویی کسی را از ایشان نشنیدم. عیب کار کسی را اظهار نمیکرد. از جمله درسهایی که من از این مرد بزرگ گرفتم و برایم آموزنده بود این بود که در همه لحظات، مراقب خویش بود و کنترل خود را به دست داشت، خدا شاهد و گواه است که در این مدت یک غیبت از او نشنیدم، یک کلمه در تعریف و تمجید از خودشان نشنیدم.
رهگذر
۲۵
در اوایل تحصیل که به صرف و نحو اشتغال داشتم علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این روی هر چه میخواندم نمیفهمیدم و چهار سال به همین نحو گذرانیدم پس از آن یک باره عنایت خدایی دامن گیرم شده عوضم کرد و در خود یک نوع شیفتگی و بی تابی نسبت به تحصیل کمال حس نمودم به طوری که از همان روز تا پایان ایام تحصیل که تقریباً هفده سال کشید هرگز نسبت به تعلیم و تفکر درک خستگی و دلسردی نکردم
Sajjad Nikmoradi
۲۴
ایشان در برابر هجوم ناملایمات زندگی به خصوص اهانتها و بی احترامیهایی که به ایشان میشد بسیار صبور بود و هیچ گاه از آنها ناراحت نمیشد. او معتقد بود انسان نباید هرگز کینه دیگران را به دل بگیرد.
«وقتی دوستانشان میگفتند چرا در جواب کسانی که اسائه ادب میکنند و یاوه گو هستند هیچ حرفی نمیزنید؟ ایشان میگفتند اشکالی ندارد، آدم نباید این چیزها را به دل بگیرد، حتی در ناراحتیها هم تبسم از لبانش جدا نمیشد و در واقع از این لحاظ وارث انبیاء بود.»
Sajjad Nikmoradi
۲۰
تأکید علامه در انجام اعمال بیش از هر چیزی بر روی محاسبه نفس و مراقبه بود. او یاد خدا را کلید حل مشکلات دنیوی و اخروی میدانست.
ــسیّدحجّتـــ
۱۸
میگفتند: دستگاه امام حسین (ع) باید توسعه یابد و در دستورات اخلاقی خود به این نکته تأکید داشت که هیچ کس به هیچ مرتبهای از معنویت نرسید و گشایش و فتح بابی نکرد، مگر در حرم مطهر حضرت امام حسین (ع) و یا در توسل به آن حضرت.
Sajjad Nikmoradi
۱۷
در سیره عملی ایشان آمده است که هیچ گاه بلند سخن نمیگفت، در مورد کسی بد نمیگفت و هرگز کسی از ایشان غیبت نشنید، سخن کسی را قطع نمیکرد و به صحبت دیگران خوب گوش میداد، متواضع، مؤدب، متین و باوقار بود و هیچ وقت عصبانی نمیشد. اهل گذشت و عفو بود و از بحث و جدل دوری میکرد و در برخورد با دیگران تحکم نمیکرد.
رهگذر
۱۳
بساط معاشرت غیر اهل علم را به کلی برچیدم و در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی به حداقل ضروری قناعت نموده باقی را به مطالعه میپرداختم. بسیار میشد به ویژه در بهار و تابستان که شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه میگذراندم و همیشه درس فردا را شب پیش مطالعه میکردم و اگر اشکالی پیش میآمد با هر خودکشی بود حل مینمودم و وقتی که به درس حضور مییافتم از آنچه استاد میگفت قبلاً روشن و هرگز اشکال و اشتباه درس پیش استاد نبردم.»
رهگذر
۱۳
در همان بدو ورود به نجف رو به بارگاه حضرت علی (ع) نموده و استمداد میطلبد تا او را در راهی که پیش گرفته یاری کند:
«یا علی، من برای ادامه تحصیل به محضر شما شرفیاب شدهام ولی نمیدانم چه روشی در پیش گیرم و چه برنامهای را انتخاب کنم، از شما میخواهم که در آنچه صلاح است مرا راهنمایی کنید.»
معجزهیِ سپاسگزاری.
۱۱
زلال حکمت
در اخلاق، آداب زندگی و سیر و سلوک
زندگی و سلوک عارف بالله علامه سید محمد حسین طباطبایی
|قافیه باران|
۱۰
هرگز کلمه «من» را از او نشنیدم، درعوض لفظ «نمیدانم» را بارها در پاسخ سوالات از ایشان شنیدم
نادر
۹
علامه سید محمد حسین طباطبایی
معجزهیِ سپاسگزاری.
۹
محاسبه و مراقبه
علامه در پاسخ به جوانی که راه دوری از گناه را پرسیده بودند پاسخی مرقوم داشتند. سوال به همراه جوابی که ایشان دادهاند به شرح زیر است: «جوانی هستم ۲۲ ساله که تنها ممکن است شما باشید که به این سوال من پاسخ گویید. در محیط و شرایطی زندگی میکنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساختهاند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شدهاند. درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفا نصیحت نمیخواهم بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. (۱۳۵۵/۱۰/۲۳)»
ــسیّدحجّتـــ
۸
علامه بخصوص برای دخترانشان بسیار احترام قائل بودند و همیشه آنها را با پسوند سادات صدا میکرد.
معجزهیِ سپاسگزاری.
۷
من اگر خارم و گر گل چمن آرائی هست که از آن دست که میپروردم میرویم
ــسیّدحجّتـــ
۷
خود علامه به روشهای ورزشی و دفاعی علاقه وافر داشت و لذا برای خودش اسلحه کمری و تفنگ برنو تهیه کرده بود، در پیاده روی و در انواع شنا ید طویل داشت، در هیچ کاری از خستگی خبری نبود،
farzane
۶
یکی از شاگردان ایشان میگوید:
«در طول سی سال که افتخار درک محضر ایشان را داشتم، هرگز کلمه «من» را از او نشنیدم، درعوض لفظ «نمیدانم» را بارها در پاسخ سوالات از ایشان شنیدم، همان عبارتی که افراد کم مایه از گفتن آن عار دارند، ولی این دریای پرتلاطم علم و حکمت، از فرط تواضع و فروتنی به آسانی میگفت.»
িមተєကє .నមժមተ
۶
«هنگامی که به قم آمدم، مطالعهای در برنامه درسی حوزه کردم و آن را با نیازهای جامعه اسلامی سنجیدم و کمبودهایی در آن یافتم و وظیفه خود را تلاش برای رفع آنها دانستم، مهمترین کمبودهایی که در برنامه حوزه وجود داشت در زمینه تفسیر قرآن و بحثهای عقلی بود و از این رو درس تفسیر و درس فلسفه را شروع کردم
kamrang
۵
در اوایل تحصیل که به صرف و نحو اشتغال داشتم علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این روی هر چه میخواندم نمیفهمیدم و چهار سال به همین نحو گذرانیدم پس از آن یک باره عنایت خدایی دامن گیرم شده عوضم کرد و در خود یک نوع شیفتگی و بی تابی نسبت به تحصیل کمال حس نمودم به طوری که از همان روز تا پایان ایام تحصیل که تقریباً هفده سال کشید هرگز نسبت به تعلیم و تفکر درک خستگی و دلسردی نکردم و زشت و زیبای جهان را فراموش نموده و تلخ و شیرین حوادث در برابر میپنداشتم. بساط معاشرت غیر اهل علم را به کلی برچیدم و در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی به حداقل ضروری قناعت نموده باقی را به مطالعه میپرداختم. بسیار میشد به ویژه در بهار و تابستان که شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه میگذراندم و همیشه درس فردا را شب پیش مطالعه میکردم و اگر اشکالی پیش میآمد با هر خودکشی بود حل مینمودم و وقتی که به درس حضور مییافتم از آنچه استاد میگفت قبلاً روشن و هرگز اشکال و اشتباه درس پیش استاد نبردم.
Sajjad Nikmoradi
۵
فلسفه الهی چیزی جز مفاهیم استخراج شده از قرآن در رابطه با خدا، انسان و جهان نیست.
|قافیه باران|
۵
هنگامی که عیال و یا یکی از اولادشان وارد اطاق میشدند، ایشان در جلوی پای آنها تمام قامت برمی خواست، این قدر خلیق و مؤدب بود.
Aseman📚🌿🌦
۵
وقتی از علامه میپرسیدند چرا حتی یکی از کشورهای اسلامی جزو سرزمینها مترقی و پیشرفته نیست؟ این واقعیت تلخ را تایید میکرد و میگفت: «باید دید در کدام یک از این کشورها که نام اسلامی دارند، قوانین اسلام اجرا میشود. گذشته از این که اسم دین روی اینها گذاشته شده، آیا از حقیقت اسلام هم بهرهای بردهاند یا فقط بعضی عبادات اسلامی مثل نماز و روزه و حج را از روی عادت انجام میدهند؟ آیا چیزی از قوانین فردی، اجتماعی، جزایی و حقوقی اسلام را زنده نگه داشتهاند؟ اگر نه، آیا مسخره نیست که انحطاط کشورهای اسلامی را به گردن اسلام بیندازیم؟»
kamrang
۴
ایشان میفرمود: اگر من کار کنم و روزی سه تومان مزد بگیرم برای من گواراتر است از اینکه به خانه کسی بروم و اظهار حاجتی کنم و وابستگی با شخصیتی پیدا کنم.»
علامه از هیچ کس ولو به عنوان وجوه شرعی کمک مالی قبول نمیکرد و امورات خود را با همان عایدی حاصل از ارثیه پدری و مختصری حق التألیف آثارش میگذراند. یکی از نزدیکان و دوستان ایشان نقل میکند: «تاجری نیکو کار برای تهیه مسکن علامه مبلغ معتنابهی پول توسط من برای علامه فرستاد. پول را به نزد ایشان بردم، فرمود: آدم خوبی است، خدا جزای خیرش دهد ولی فعلاً مبلغی ارث پدری به من رسیده و از سهم امام مصرف نمیکنم، پول را برگردانم، ولی آن بازرگان گفت: بگو هدیه است نه سهم امام. برگشتم دوباره استاد علامه فرمود: فعلاً نیاز ندارم. برای بار دیگر ماجرای پول را به صاحبش گفتم: او در پاسخ گفت: به آقا بفرمایید که پول خدمتتان باشد، به هر که میخواهید بدهید و هر جا که صلاح میدانید مصرف کنید، به علامه عرض کردم، فرمود: من نمیتوانم خودت میدانی و پول را برگردانید.»
معجزهیِ سپاسگزاری.
۴
«جوانی هستم ۲۲ ساله که تنها ممکن است شما باشید که به این سوال من پاسخ گویید. در محیط و شرایطی زندگی میکنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساختهاند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شدهاند. درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفا نصیحت نمیخواهم بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. (۱۳۵۵/۱۰/۲۳)»
|قافیه باران|
۴
میفرمود حکمتی که بر جان ننشیند و لزوم پیروی از شریعت را به دنبال خود نیاورد، حکمت نیست.
Aseman📚🌿🌦
۴
بسیار کم حرف بودند و دیگران را هم به کم حرفی سفارش میکردند. پرحرفی را موجب کمی حافظه میدانستند.
محمد مهدی
۳
آیت الله ابراهیم امینی از شاگردان بارز ایشان میگوید:
«استاد علامه در مراتب عرفان و سیروسلوک معنوی مراحلی را پیموده بود. اهل ذکر و دعا و مناجات بود در بین راه که او را میدیدم غالبا ً ذکر خدا را بر لب داشت در جلساتی که در محضرشان بودیم وقتی جلسه به سکوت میکشید دیده میشد که لبهای استاد به ذکر خدا حرکت میکرد. به نوافل مقید بود حتی گاهی دیده میشد که در بین راه مشغول خواندن نماز نافله است. شبهای ماه مبارک رمضان تا صبح بیدار بود، مقداری مطالعه میکرد و بقیه را به دعا و قرائت قرآن و نماز و اذکار مشغول بود.»
Dexter
۳
«یا علی، من برای ادامه تحصیل به محضر شما شرفیاب شدهام ولی نمیدانم چه روشی در پیش گیرم و چه برنامهای را انتخاب کنم، از شما میخواهم که در آنچه صلاح است مرا راهنمایی کنید.»
Dexter
۳
او صبحها در مسجد سلماسی درس فلسفه (اسفار ملاصدرا) را تدریس مینمود و عده زیادی از طلاب از درس ایشان استفاده مینمودند اما برای عدهای این کار علامه چندان خوشایند نبود زیرا آنان با مفهوم فلسفه اسلامی چندان سازگاری نداشتند و لذا عدهای از افراد بدبین و رشک ورز به بدگویی از ایشان نزد علمای اعلام چون آیت الله بروجردی پرداختند و به تدریج جلسه درس ایشان به سستی گرایید و تعطیل شد.
ــسیّدحجّتـــ
۳
علامه طباطبایی شاگردان بسیاری را تربیت نمود که نام برخی از آنان به شرح زیر است:
سید جلال الدین آشتیانی، دکترغلامحسین ابراهیمی دینانی، احمد احمدی، سیدمحمد علی ابطحی، سید محمد باقر ابطحی، علی احمدی میانجی، یحیی انصاری، شیخ عباس ایزدی، ابراهیم امینی، سید محمد حسینی بهشتی، عبدالله جوادی آملی، حسن حسن زاده آملی، سید مهدی روحانی، عزالدین زنجانی، محمد صادقی تهرانی، امام موسی صدر، سیدمحمد حسین لاله زاری، محمد تقی مصباح یزدی، محمد مفتح، مرتضی مطهری، ناصر مکارم شیرازی، حسین نوری همدانی، سید یحیی یثربی، عبدالحمید شربیانی، ابوطالب تجلیل، حسین علی منتظری، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی.
ــسیّدحجّتـــ
۳
آثار منتشر نشده
حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری
رسالهای در مبداء و معاد
رساله در نبوت
رساله در باب عشق
رسالهای در مشتقات
منظومهای در باب خط نستعلیق