جملات زیبای کتاب پری‌خوانی عشق و سنگ مجموعه ۳ نمایشنامه | طاقچه
تصویر جلد کتاب پری‌خوانی عشق و سنگ مجموعه 3 نمایشنامه
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب پری‌خوانی عشق و سنگ مجموعه 3 نمایشنامه

نوع کتاب
۵.۰(از ۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
چیستا یثربی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
R.Khabazian
۲
سیاوش فقط همسر ما نیست. رسالت همه پهلوانان حقیقت‌گو و مطرود تاریخ بر دوش او سنگینی می‌کند.
R.Khabazian
۱
پدر خندید و میان خنده بغض کرد و گریست. خنده پدر آفتاب بود و بغض او تاریکی.
R.Khabazian
۰
دختر لبخند خداست. لبخندت را در صحرا جا گذاشته‌ای مرد صحرانشین!
R.Khabazian
۰
اشک می‌ریختم و سنگ می‌زدم و دلم می‌‌خواست بگریزد آن مرد از آن کوچه. اما نمی‌‌گریخت. فریاد می‌زد: «نیست خداوندی به جز او.»
R.Khabazian
۰
و گریز اسبان نشانه بود که بدانم بی اسب و ره‌توشه باز جاده پابرجاست و خانه دوست پیدا.
R.Khabazian
۰
که هر قصه‌ای، خود، زندگی است.
R.Khabazian
۰
من زندانی روح خویشتنم. این است قصه مردی که از چاه بیرون نمی‌رود، چون خود نمی‌خواهد بیرون برود.
R.Khabazian
۰
می‌بینی آن تک‌سوار را بر اسب سپیدش که به قلب تاریکی می‌تازد؟ می‌بینی؟ گویی که قلبش را به جای پیاله آب در دست گرفته است و به قلب هر چه چاه است می‌زند... می‌بینی؟ او را خنجر می‌زنند و از بوسه شمشیر بر تنش چشمه‌ها جاری می‌شود. جای زخمْ غنچه‌ها به گل می‌نشیند. می‌بینی شرمساریِ همه چا‌ه‌های آب جهان را در برابرش و رکوع رودخانه را پیشِ پایش؟
R.Khabazian
۰
مرگ همه را خاموش می‌کند. اما مرگ ناحق حتی سنگ را به سخن وامی‌دارد.