جملات زیبای کتاب اشیاء کمیاب | طاقچه
تصویر جلد کتاب اشیاء کمیاب

بریده‌هایی از کتاب اشیاء کمیاب

نویسنده:کتلین تسارو
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۵از ۱۹ رأی
۳٫۵
(۱۹)
مؤدبانه نیست از دیگران سؤال‌های خصوصی بپرسی.
n re
یکی از همین روزها بیدار می‌شی و متوجه می‌شی که دقیقاً شبیه بقیهٔ ماهایی!»
n re
«فرق می‌کنه با کی زمان می‌گذرونی. تو که نمی‌خوای گیر دوست ناباب بیفتی؟» اصلاً متوجه نبود که من خودم دوست ناباب بودم.
n re
مردم با هم احوال‌پرسی و معامله می‌کردند و برای هم شایعه پراکنی می‌کردند.
n re
هیچ‌کس از یه زن جوان سهل‌الوصول خوشش نمی‌آد
n re
توی پاره‌پاره کردن دل آدم با کلام استعداد فوق‌العاده‌ای داشت.
n re
هیچ‌چیز تا این اندازه آرامش آدم را برهم نمی‌زند که کسی که بدترین رازهایت را می‌داند غافلگیرت کند.
n re
زندگی یه داستان شاه و پریان نیست. وقتی با یه مرد آشنا می‌شی باید فکر کنی، نه اینکه فقط احساس کنی. باید به این فکر کنی که از کجا اومده، به کجا می‌ره و به چی اعتقاد داره...
n re
زمانی‌که بهت شک دارند، طوری رفتار کن که انگار می‌دانی داری چه‌کار می‌کنی. آن‌وقت دیگران هم مثل خودت با تو برخورد می‌کنند.
یك رهگذر
شخصیت ساخته نمی‌شه. پرورش داده می‌شه.
یك رهگذر
«من دیگه به شانس اعتقادی ندارم. ترجیح می‌دم خودم سرنوشتم رو بسازم.
n re
توی زندگی هر آدمی فقط یه دورهٔ طلایی وجود داره.
n re
ما بیشتر وقتی عذاب می‌کشیم که سعی می‌کنیم کسی یا چیزی باشیم که نیستیم
n re
فریب زرق و برق رو نخور. ارزشت از این چیزها بیشتره. از قدیم گفتن: هر چیزی که برق می‌زنه طلا نیست
n re
یه سگ کوچیک می‌گیرم. یکی از اونهایی که موهای فرفری دارن.» نخودی خندیدم. «یه پودل؟» «درسته. یه پودل! ترجیح می‌دم یه روزی یه پودل داشته باشم تا یه مرد!»
daisy
ما بیشتر وقتی عذاب می‌کشیم که سعی می‌کنیم کسی یا چیزی باشیم که نیستیم.
daisy
ما بیشتر وقتی عذاب می‌کشیم که سعی می‌کنیم کسی یا چیزی باشیم که نیستیم.»
roy383
شخصیت آدمی سرنوشت اوست.
اِلی
اگر بتوانی دیگران را متقاعد کنی، ممکن است روزی بتوانی خودت را هم متقاعد کنی.
یك رهگذر
وقتی کسی به فرار کردن از سختی‌ها عادت می‌کنه، کم‌کم از واقعیت‌ها دور می‌شه و رو به تباهی می‌ره. ولی امید هست. می‌شه این عادت رو از بین برد و به جاش عقلانیت رو برگردوند.
یك رهگذر
مردها به کشورشان عشق می‌ورزند، نه برای اینکه بزرگ است، برای اینکه از آن خودشان است. سِنِکا
یك رهگذر
شخصیت آدمی سرنوشت اوست.
n re
«مجبور نیستیم به هیچ‌کسی وابسته باشیم.»
n re
صداش یه دنیا بود، یه سرزمین سبز و غنی پر از کوهستان‌ها و رودخونه‌ها...
n re
صورتی که هیچ‌وقت ندیده‌ای چهره‌ای است که هیچ‌وقت هم به خاطر نمی‌آوری.
n re
زمانی که سرنوشت چیزی مرحمت می‌کند، باید حواست را جمع کنی.
n re
زندگی‌ام پر از شکاف بود. فاصلهٔ خیلی زیادی بین کسی که می‌خواستم باشم و کسی که بودم وجود داشت.
n re
فضیلت و سخت‌کوشی یه نوع برتریه، مهم نیست توی چه موقعیتی باشی.
n re
حسی مثل اینکه تمام زندگی‌ام توی راهرویی بی‌پایان با دیوارهای پوشیده از آینه باشم و سرم را پایین بیندازم، با تمام سرعت بدوم و هر کاری برای پرت کردن حواسم و اجتناب از دیدن خودم توی آینه انجام بدهم.
n re
«می‌تونی ببینی که مشکلاتت حاصل کارهای خودت هستن؟ که فرار کردن از زندگیت فقط باعث شده روزگارت بدتر بشه؟»
n re

حجم

۳۹۱٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۴۳۲ صفحه

حجم

۳۹۱٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۴۳۲ صفحه

قیمت:
۸۸,۰۰۰
۶۱,۶۰۰
۳۰%
تومان