جملات زیبای کتاب گذران زمستان های زندگی | طاقچه
تصویر جلد کتاب گذران زمستان های زندگی

بریده‌هایی از کتاب گذران زمستان های زندگی

نویسنده:کاترین می
ویراستار:حسن نوروزی
امتیاز
۳.۳از ۷ رأی
۳٫۳
(۷)
درسی که باید از زمستان آموخت این است: گذشته‌ای هست و حالی و آینده‌ای. پس از زمانِ واپسین هم زمانی هست.
rain_88
«من خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که سوزن پارچه را سوراخ و خراب می‌کند تا آن را بدوزد و درستش کند. نمی‌توان یکی را بدون دیگری انجام داد.»
ش.ن.
زمستان یعنی در خانه‌ای با چراغ‌های فانوس‌مانند روشن‌شده، در شبی مهتابی و صاف برای تماشای ستارگان درخشان آسمان پا به حیاط گذاشتن، خروش صدای سوختن هیزم‌ها در شومینه و هم‌نشینی با عطر خوش چوب نیم‌سوخته است. زمستان یعنی دم کردن چای و پر کردن فنجان‌ها از شیرشکلات داغ و تلخ. زمستان یعنی آش جاافتادهٔ درست‌شده از قلم و گوشت قلقلی غلتان در آن، درست مثل آسمان و ابرهای غوطه‌ور در آن. زمستان یعنی در خلوت خود کتاب خواندن و بعدازظهرها را با تماشای فیلم گذراندن. زمستان یعنی جوراب‌های پشمی و خود را لای ژاکت بافتنی پیچیدن.
rain_88
گاهی بهترین پاسخ به زوزه‌های اضطراب صداقت است. ما به دوستانی نیاز داریم که در هنگامهٔ درد هم‌سفرمان باشند و دلگیری‌های ما را تحمل کنند و اجازه دهند مدتی را در ضعف بگذرانیم تا بتوانیم دوباره روی پای خود بایستیم.
مهدی نیسی پور
درسی که باید از زمستان آموخت این است: گذشته‌ای هست و حالی و آینده‌ای. پس از زمانِ واپسین هم زمانی هست.
ش.ن.
اینجا بر عرشهٔ آندریا بر پهنای دوردست اقیانوس اطلس، و در گذرانِ یک زمستان شخصی، به این اطمینان رسیده‌ام که سرما قدرتی شفابخش دارد که من هنوز آن را نمی‌شناسم. مگر این‌طور نیست که وقتی از ارتفاعی می‌افتیم و مَفصلی آسیب می‌بیند، برای تسکین روی آن یخ می‌گذاریم؟ چرا برای تسکین زندگی همین کار را نکنیم؟
ش.ن.