بیلی پاسخ داد: «اینکه چگونه ساکنان یک سیاره میتوانند در صلح زندگی کنند! همانطور که میدانید من ساکن سیارهای هستم که از روز اول خلقت درگیر سلاخیهای بیمعنی بوده است. من با چشمان خودم جسد دخترمدرسهایهایی را دیدم که هموطنانم آنها را زندهزنده در تانکر آب شهر جوشانده بودند و در آن زمان افتخار میکردند که با پلیدی مطلق مبارزه میکنند. چیزی که میگفت حقیقت داشت. بیلی جسدهای آبپزشده را در درسدن دیده بود. «و شبها در زندان مسیرم را با شمعهایی روشن میکردم که از چربی انسان ساخته شده بود. انسانهایی که توسط برادران و پدران آن دخترمدرسهایهای آبپزشده سلاخی شده بودند. یقیناً زمینیها آشوبگران کل جهان هستی هستند! اگر تاکنون سیارههای دیگر در تیررس خطر زمین قرار نگرفتهاند، بهزودی قرار خواهند گرفت. پس راز این را که چگونه سیارهای میتواند در صلح به زندگی خود ادامه دهد به من بگویید تا آن را به زمین ببرم و همه را نجات دهم».