جملات زیبا از متن کتاب درد هر کس به خودش مربوط است | طاقچه
تصویر جلد کتاب درد هر کس به خودش مربوط استsubscriptionAvailable

کتاب درد هر کس به خودش مربوط است

۳.۷(از ۳ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
عفیف باختری، سهراب سیرت
انتشارات: 
انتشارات آمو
categoryدسته‌بندی: 
شعر معاصر

قیمت:

۳۴,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین خود نعش خود به شانه گرفتم گریستم
seyyed hasan emadi
۷۳
مُردیم و من هنوز گمانم که زنده‌ام آن‌قدر زنده‌ام که گرفته است خنده‌ام
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۲۸
دنیای من شبیه درختی است در کویر تنهاییِ اتاق مرا دست کم نگیر
BookishFateme
۹
بذری که در زمین تو میهن! نکاشتیم یا سوخت، یا جوانه نزد، یا غروب کرد دیروزمان در آتش بیهودگی گداخت امروزمان به پوچی فردا غروب کرد
BookishFateme
۸
مادر که خاک گشته، برادر که جنگ رفت این باغِ قفل‌تا به ابد، سرپناه کیست؟
BookishFateme
۵
اشکی به رهگذار تو روشن نمی‌کنم ای مرگ! از هراس تو شیون نمی‌کنم
BookishFateme
۵
دنیای من شبیه درختی است در کویر تنهاییِ اتاق مرا دست‌کم نگیر
mobinabayrami
۵
زین دوزخ عظیم مجال گریز نیست ای اشک‌های شور! چه فوّاره می‌کنید؟
seyyed hasan emadi
۴
کشورم اسبی است تنها، خسته،‌ بی‌افسار و زین نازنین! دیری است در چشم‌انتظاری مانده است
حــــــــنا🌼
۴
زین دوزخ عظیم مجال گریز نیست ای اشک‌های شور! چه فوّاره می‌کنید؟
حــــــــنا🌼
۴
سرک همان سرکِ تنگ و خر همان خرِ لنگ دلم گرفته از این زندگیِ تکراری چه بود جمعهٔ من؟ جز دوباره شنبه شدن تمامِ روز، سپس فاژه‌های بی‌کاری شما و سازش‌تان راه حل و مشکل‌تان من و حماقتِ من، زندگی و ناچاری
BookishFateme
۳
این‌جا به‌جز شکنجه و توهین چه دیده زن؟ غیر از شب و سیاهی سنگین چه دیده زن؟ این‌جا در این معامله‌آبادِ مردها در سینه غیر عقدهٔ دیرین چه دیده زن؟
Leila Koumar
۳
یارب مباد باورم از عشق کم شود بر فرقم آفتاب به یک‌باره خم شود دارد نشاط بیش‌تر از صد قدح شراب چایی که در حرارت یک عشق دم شود
mobinabayrami
۳
هرچه دنیا را تماشا می‌کنم خنده بر غم‌های دنیا می‌کنم گاه‌گاه از کثرت بیهودگی خنده را با گریه یک‌جا می‌کنم
mobinabayrami
۳
پشت تنهایی من کیست که پنهان شده است؟ دلم از سایهٔ خود نیز گریزان شده است تازه از آمدن سال دو روزی نشده که سفر کرده پرستو و زمستان شده است
mobinabayrami
۳
بودند چهره‌ها همه خوش ظاهراً ولی در بین‌شان تسلّیِ خاطر کسی نبود افسوس! درک واژهٔ هجرت چه مشکل است گویی در این زمانه مهاجر کسی نبود هنگام دور گشتن یک سایه در افق در جاده‌ها به جز دو سه عابر کسی نبود
BookishFateme
۲
آبی که در تلاطم بلعیدن من است از شانه کم‌کمک به‌گلوگاه می‌رسد
حــــــــنا🌼
۲
بذری که در زمین تو میهن! نکاشتیم یا سوخت، یا جوانه نزد، یا غروب کرد
حــــــــنا🌼
۲
شراب می‌خوری و می‌کشی پشیمانی پس از دو جام دگر می‌شوی پشیمان‌تر
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۲
من اهل دم و دودم و افیون منی تو! ای نور و نمک ریخته در خون منی تو صد جذبهٔ ناگفته اگر در رگ تار است من نایم و در نالهٔ محزون منی تو هم‌شکل تو، تا پیکری از سنگ تراشم در معجزه، دستان خداگون منی تو
mobinabayrami
۲
در دل غمِ زمانه گرفتم گریستم دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین خود نعش خود به شانه گرفتم گریستم
mobinabayrami
۲
پیوسته درد می‌کشم و درد می‌کشم تقدیر هر چه بر سرم آورد، می‌کشم
- RST
۲
پاییز را بهانه گرفتم گریستم از سوز دل زبانه گرفتم گریستم آیینه‌ای مقابل چشمم گذاشتم یک ژستِ کودکانه گرفتم گریستم
- RST
۲
مُردیم و من هنوز گمانم که زنده‌ام آن‌قدر زنده‌ام که گرفته است خنده‌ام
- RST
۲
مرا به حال خودم زرد و زار بگذارید دلم گرفته از این روزگار، بگذارید!
- RST
۲
زمانه زهر، هوا زهر، خنده‌هایم زهر مرا به حال خودم زهر مار بگذارید
- RST
۲
می‌میرم و به مرگ خودم گریه می‌کنم ای زندگی برای تو کم گریه می‌کنم؟
- RST
۲
خون است این‌که می‌دود... این خط سرخ نیست خطی که دور نام تو نامرد می‌کشم
seyyed hasan emadi
۱
صورت‌گر خزانم و در پردهٔ خیال یک تابلو برای تو «خوشکرد» می‌کشم تا با فضای باغ کمی آشنا شوی یک لانه‌گک که می‌شکند سرد، می‌کشم
seyyed hasan emadi
۱
من و تو هردو گره‌ایم در دو حلقهٔ مرگ دو گام دورتر از من تو حلق‌آویزی
حــــــــنا🌼
۱