جملات زیبای کتاب سکوت | طاقچه
تصویر جلد کتاب سکوت

بریده‌هایی از کتاب سکوت

۳٫۳
(۱۳)
در فکر بود، گناه همیشه آن چیزی نیست که همه فکر می‌کنند، همیشه که دزدی کردن و دروغ گفتن نیست. گناه یک انسان این است که بی‌رحمانه زندگی دیگران را نادیده بگیرد و از زخم‌هایی که پشت سرش به‌جا گذاشته غافل باشد. و آن‌گاه بود که برای نخستین‌بار دعایی حقیقی بر دلش جاری شد. ناگهان نوری پشت پلک‌های بسته‌اش خورد.
SepidB
شپش‌ها مثل ماسه‌های سفید لای درز لباس‌هایمان جا خوش کرده بودند، تک‌تکشان را با سنگ له می‌کردم و کیف می‌کردم. یعنی حکومتی‌ها هم وقتی مسیحیان را دستگیر می‌کنند و می‌کُشند همین حس را دارند؟
SepidB
پروانه‌ای در تار عنکبوتی گرفتار شد. عنکبوت تاری به دورش تنید. چندی گذشت، پروانه همچنان در تار گرفتار بود. همه از استقامت پروانه در تعجب بودند. تندبادی شد و تار را تکانی داد. پروانه ذره‌ذره شد و ریخت. خیلی‌وقت بود که از درون پوک شده بود.
کاربر ۲۳۶۸۹۹۱
پروانه‌ای در تار عنکبوتی گرفتار شد. عنکبوت تاری به دورش تنید. چندی گذشت، پروانه همچنان در تار گرفتار بود. همه از استقامت پروانه در تعجب بودند. تندبادی شد و تار را تکانی داد. پروانه ذره‌ذره شد و ریخت. خیلی‌وقت بود که از درون پوک شده بود.
کاربر ۲۳۶۸۹۹۱

حجم

۲۱۰٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۲۳۲ صفحه

حجم

۲۱۰٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۲۳۲ صفحه

قیمت:
۸۳,۰۰۰
تومان