جملات زیبای کتاب رادیو سکوت | طاقچه
تصویر جلد کتاب رادیو سکوت
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب رادیو سکوت

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۵۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
آلیس آزمن، ثمین نبی‌پور
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۵۸۲۵۱۱۸
۱۲
تا وقتی از تو خبری شود، زنده ماندن اصلی‌ترین اولویتم می‌شود.
sahar
۵
«آدم‌ها ممکنه دامن بپوشن یا ریش و این‌ها داشته باشن، اما باوجودِاین بدون جنسیت باشن.»
آوا~
۳
«همیشه بهتره که درباره‌ش حرف بزنی.»
آوا~
۳
«از یک طرف با خودم فکر می‌کنم این کار واقعاً مهمه، مثلاً خیلی مهمه که نمره‌های خوب بگیرم و در دانشگاه پذیرفته بشم، اما از طرف دیگه، مغزم این‌طوریه که چه می‌دونم، اهمیتی نداره برام. برای همین دارم به نقطه‌ای می‌رسم که تا مجبور نباشم، هیچ کاری نمی‌کنم. فقط کارهایی می‌کنم که مجبور باشم، اما هیچ واسم مهم نیست؟ نمی‌دونم. حرفام با عقل جور درنمی‌آد...»
آوا~
۲
شاید شماها خیلی کوچک باشید، اما همه‌تان در کیهان اهمیت دارید.
Khosrow Salehi
۱
به خاطر اینکه خبری از سکوت‌های معذب نبود، جنگ و جدل نداشتیم
آوا~
۱
«تو واقعاً مجبور نیستی کاری که دوست نداری انجام بدی.» اما هم من و هم آلِد می‌دانستیم این حرف درست نیست
آوا~
۱
«گریه نمی‌کنم... خب، در درون، شاید.»
آوا~
۱
اگه حالت خوش نیست، همیشه بهتره که درباره‌ش با کسی حرف بزنی.
آوا~
۱
«قرار نیست نوجوان‌ها از این دردها بکشن.»
آوا~
۱
«وقتی می‌نوشی، بددهن می‌شی.» «من همیشه تو کلهٔ خودم بددهنم.» «همه تو کلهٔ خودشون یک نفر دیگه می‌شن.»
آوا~
۱
«تو دوست داری معروف بشی؟» «من دوست دارم خاص باشم.» «تو خاص هستی.»
آوا~
۱
اگر فقط به یک دلیل از آدم‌ها خشمگین می‌شدم، آن دلیل این بود که بزرگ‌مآبانه با من رفتار کنند.
آوا~
۱
«نگران نباش. بالاخره در نهایت، یک روزی می‌رسه آدم‌ها دیگه درباره‌ش حرف نمی‌زنند.» آهسته خندیدم: «آره، در نهایت!»
آوا~
۱
حرف زدن همیشه راه‌گشاست، حتی اگر فقط یه‌کم. بهت قول می‌دم، مخصوصاً رودررو.
آوا~
۱
«هنر بازتاب زندگی‌ست. یا... شاید هم برعکسش.»
آوا~
۱
بعضی وقت‌ها نمی‌توانید آنچه در فکرتان هست را به زبان بیاورید. بعضی وقت‌ها این کار خیلی سخت می‌شود
آوا~
۱
«من کی باشم که کسی رو قضاوت کنم؟»
آوا~
۱
گفت: «اگر مردم خوششون نیاد، چی؟» صدایش به‌سختی شنیده می‌شد: «همه در انتظار چیزی درخشان هستند.» گفتم: «مهم نیست. این برنامهٔ توئه. اگر خودت دوستش داشته باشی، حتماً درخشانه.»
آوا~
۰
«گمونم می‌ترسیدم آدم‌ها فکر کنند خُل‌وچِل شدم.» می‌توانستم در جواب این جمله صدها حرف بزنم. اما فقط گفتم: «من هم همین‌طور.»
آوا~
۰
«گمونم می‌ترسیدم آدم‌ها فکر کنند خُل‌وچِل شدم.» می‌توانستم در جواب این جمله صدها حرف بزنم. اما فقط گفتم: «من هم همین‌طور.»
آوا~
۰
اگر زیادی طولش می‌دادم او کم‌کم ازم متنفر می‌شد و من نمی‌خواستم این اتفاق بیفتد. دروغ گفتن به آدم‌ها هیچ‌وقت فایده‌ای ندارد.
آوا~
۰
«اما مسئلهٔ طراحی کردن شخصیت‌ها اینه که من فکر می‌کنم آدم‌ها تصوری از هر شخصیت دارن که کمی با هم متفاوته و همیشه کسانی هستن که از تصویر شخصیت‌ها ناامید می‌شن...»
آوا~
۰
حرف زدن همیشه راه‌گشاست، حتی اگر فقط یه‌کم. بهت قول می‌دم، مخصوصاً رودررو.
آوا~
۰
«تصمیمت اشتباه بود... تو... و فکر کردی مجبوری بری دانشگاه، در صورتی که خودت نمی‌خواستی، یا... یا تو فکر کردی خودت می‌خوای بری دانشگاه، اما واقعاً نمی‌خواستی... فقط به خاطر اینکه تو کله‌مون فرو کردند این تنها انتخابیه که داریم.»