
Mrs.H
۲
چون تو زیبایی. من از نگاه کردن به آدمای زیبا لذت میبرم
Mrs.H
۲
" دلم تنگت شد."
تپولی خواه
۱
میخواستم پدر و مادرم را خوشحال کنم. فقط یک چیز در این دنیا وجود دارد که کثیفتر از رنج بردن از سرطان در شانزده سالگی است و این همان داشتن کودکی است که از سرطان رنج میبرد.
Mrs.H
۱
درون یک تابلوی چوبی در هال ورودی با خط مورب کلمات خانه جایی است که دل آنجاست حکاکی شده بود.
Mrs.H
۱
" بدون درد، چگونه میتوانیم لذت را یادبگیریم؟"
Mrs.H
۱
" آخرین بوسهٔ خوشی که داشتی کی بوده است؟"