جملات زیبای کتاب کارما | طاقچه
تصویر جلد کتاب کارما

بریده‌هایی از کتاب کارما

نویسنده:ساد گورو
مترجم:هما قناد
امتیاز
۳.۳از ۵۵ رأی
۳٫۳
(۵۵)
منشأ بدبختی شما، کارهای گذشته‌تان نیست. منشأ بدبختی‌های‌تان نحوهٔ برخورد شما با آثار کارهای گذشته، در زمان حال است.
Parisa
زندگی را نمی‌توان تصرف کرد. آنچه مسئول رنج‌کشیدن در این سیاره است، نیاز به تصرف زندگی است. فرض کنیم کسی را ملاقات می‌کنید و به او می‌گویید «دوستت دارم». سه روزی حس خوبی از این بابت خواهید داشت. بعد خیال می‌کنید که باید این عشق را به دست بیاورید. خب ازدواج می‌کنید، که البته هیچ اشکالی ندارد. اما زیبایی این تجربه را نمی‌توان حفظ کرد، نمی‌توان در مؤسسه‌ای به آن رسمیت بخشید. دلیل اساسی برای این‌که کارما به مشکل تبدیل شده همین است؛ به این خاطر که سعی می‌کنید زندگی را به تصرف خود دربیاورید. نمی‌توانید زندگی را تصرف کنید، فقط می‌توانید آن را زندگی کنید.
مانا.د
کسانی که مشتاق‌اند از خود ردی به جا بگذارند هرگز پرواز نخواهند کرد.
shokoufeh
فقدان آزادی عمیق‌ترین رنج برای انسان است.
shokoufeh
ای کاش چیزی که در رؤیاهای‌تان هم نمی‌گنجد برای‌تان اتفاق بیفتد.
shokoufeh
هر سه مرد داشتند کار یکسانی انجام می‌دادند. از نظر مرد اول کارش فقط بریدن سنگ بود. برای دومی، صرفاً راهی برای گذران زندگی بود. برای مرد سوم فرصتی بود تا بتواند چیزی را خلق کند که عمیقاً آن را دوست داشت. چگونه کارکردن مسئلهٔ بسیار مهمی است. تمام فعالیت‌های زندگی‌تان می‌توانند این‌گونه باشند. آنچه مهم است محتوای زندگی نیست. مفهوم زندگی است که اهمیت دارد.
shokoufeh
کارما واقعاً چیست؟ این کلمه در لغت یعنی عمل.
Bitt
وقتی با حافظهٔ تنها یک کتاب زندگی می‌کنید، مذهبی هستید. وقتی با حافظهٔ چند کتاب زندگی می‌کنید خردمندید. وقتی با حافظهٔ چند نسل از مردم زندگی می‌کنید به انسانی واقعاً دلسوز تبدیل می‌شوید. اما وقتی فراتر از حافظهٔ نسل‌ها زندگی می‌کنید، عارف می‌شوید.
shokoufeh
تردید بدترین جرم دنیاست.
Maryamz
خوش‌بختی‌ای که انسان سعی می‌کند به دست بیاورد همان شرایط طبیعی است که شما در آن زندگی می‌کنید. نمی‌توان جور دیگری بود، چون خوش‌بختی مناسبت، هدف یا مقصد نیست. خوش‌بختی یعنی وجود مداوم شما. و این پایان رنج‌کشیدن است.
Nasim Shahini
انسان‌ها قادرند تقریباً به‌خاطر هر چیزی رنج بکشند.
کریستال
امروز صبح که از خواب بیدار می‌شوید، هنوز هم فرصت این را دارید که برای خود رنج تولید نکنید. بله، مواد لازم برای بدبختی آماده‌اند. انتظارتان را می‌کشند و شاید حتی شما را وسوسه می‌کنند. اما نمی‌توانند به‌خودی‌خود به رنج منجر شوند.
Parisa
همان‌طور که می‌دانیم ببرها قدرت تصمیم‌گیری ندارند: نمی‌توانند گیاه‌خوار شوند، ازدواج کنند یا یوگی باشند. زندگی آن‌ها ثابت است پس فعالیت کارمیک زیادی صورت نمی‌گیرد. تفاوت‌های شخصیتی خاصی میان آن‌ها وجود دارد: ببرهای خشمگین، ببرهای رام، ببرهای تنبل. ولی تفاوت‌های فاحشی در آن‌ها دیده نمی‌شود. اما زندگی انسان ثابت نیست. شما فرصت و توان این را دارید که در هر لحظه هر طور که دوست دارید باشید. این هم آزادی است هم نفرین. بیشتر انسان‌ها دارند از آزادی خود رنج می‌کشند.
shokoufeh
می‌توانیم انتخاب کنیم چه باشیم: ببر یا آهو، نیروی الهی یا شیطانی.
shokoufeh
رنج و بدبختی همیشه یک انتخاب است. با درد جسمی باید به‌شکل خیلی خاصی برخورد کرد. اما رنج فقط در ذهن انسان است. اگر از نظر ذهنی عذاب می‌کشید، یعنی خودتان منبع رنج‌تان هستید. شما خالق غم خود هستید.
Parisa
پس نحوهٔ زندگی شما تنها به خودتان ارتباط ندارد. این‌که نسل گذشته از کارمای خود رها شود و نسل آینده هم رنج نکشد به نحوهٔ زیستن شما بستگی دارد. سعادتی که در طول عمر خود به دست می‌آورید هم می‌تواند بر کسانی که پیش از شما و پس از شما می‌آیند اثرگذار باشد.
سمانه انصاف جو
وقتی فرد مسئولیت را از خدا به خودش انتقال می‌دهد خالق سرنوشت خود می‌شود.
farin
درنهایت زندگی نه رنج است نه سعادت. آن چیزی است که شما می‌سازید. زندگی هیچ ویژگی ذاتی‌ای ندارد. انتخاب همیشه با شماست. اراده همیشه در دست شماست.
بهنام
آنچه شما نامش را قضاوقدر می‌گذارید موقعیتی در زندگی است که خودتان ناخودآگاه آن را به وجود آورده‌اید. سرنوشت شما چیزی است که در ناآگاهی خلق کرده‌اید. اگر به آگاهی صد درصدی برسید سرنوشت‌تان ماهیتی هشیارانه پیدا خواهد کرد. اگر ناآگاه باقی بمانید برای توصیف وضعیت نامساعد خود به سراغ کلماتی مانند قضاوقدر و مشیت الهی می‌روید. به همین سادگی است.
اِلی
هر کاری که ما انجام می‌دهیم پیامدی دارد. مهم نیست که این پیامد امروز خودش را نشان دهد یا فردا یا ده سال دیگر. نکته این است که همیشه به‌نحوی بروز می‌کند. بنابراین شاید بعضی از کارهایی که سال‌ها پیش از روی ناآگاهی انجام داده‌اید امروز نتیجه بدهند. شاید انتخاب شما این باشد که نامش را قضاوقدر بگذارید. اما می‌توانید به همان اندازه آن را کارما یا مسئولیت خود بنامید.
اِلی
وقتی با حافظهٔ تنها یک کتاب زندگی می‌کنید، مذهبی هستید. وقتی با حافظهٔ چند کتاب زندگی می‌کنید خردمندید. وقتی با حافظهٔ چند نسل از مردم زندگی می‌کنید به انسانی واقعاً دلسوز تبدیل می‌شوید. اما وقتی فراتر از حافظهٔ نسل‌ها زندگی می‌کنید، عارف می‌شوید.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
: این‌که خندیدن، گریه‌کردن یا رقصیدن کار مؤدبانه‌ای نیست. در واقع چیزی که آن‌ها دریافت می‌کنند این است که زنده‌بودن کار درستی نیست.
hasti5
اگر کارهای شما از حافظه سرچشمه بگیرند قطعاً کارما تولید می‌کنند.
کاربر ۳۱۳۱۵۶۶
آداب و رسوم یوگا روش دقیقی برای تفکیک حافظه دارد. یوگا هشت بُعد یا پوستهٔ حافظه را به این شکل از هم متمایز می‌کند: عنصری، اتمی، تکاملی، ژنتیکی، کارمیک، حسی، ارادی و غیرارادی. اساساً هر هشت مورد را می‌توان به‌عنوان کارمای انسانی در نظر گرفت. چهار مورد اول نوعی از حافظه هستند که ارادهٔ شخصی نقشی در آن‌ها ندارد. چهارتای دیگر مواردی هستند که ارادهٔ شخصی در آن‌ها نقش دارد. به عبارت دیگر چهار مورد اول کارمای مشترک ما و چهار مورد بعدی کارمای فردی ما را شکل می‌دهند.
leila safarvand
کارما. اساس اجتناب‌ناپذیر زندگی ما. سازوکاری که مقدر کرده ما نمی‌توانیم از عواقب اعمال خود فرار کنیم. چرخه‌ای که ظاهراً هرجا برویم با جدیت و سنگدلی دنبال ما می‌آید.
کاربر ۱۳۸۹۳۹۷
معجزه‌ای که دلم می‌خواهد در این سیاره به نمایش بگذارم این است که می‌توان در این دنیا فرو رفت اما تحت‌تأثیر آن قرار نگرفت.
علی موحد
دیدیم که کارما چگونه به وجود آمد.
shokoufeh
اما سؤال مهمی که باید به آن پاسخ دهیم این است: آیا واقعاً می‌خواهیم به پایان برسد؟
shokoufeh
شما فرصت و توان این را دارید که در هر لحظه هر طور که دوست دارید باشید. این هم آزادی است هم نفرین. بیشتر انسان‌ها دارند از آزادی خود رنج می‌کشند.
shokoufeh
همین امر دربارهٔ زندگی هم صادق است. شما بذر کارمای خود را دارید. اما علف هرز کارما را هم دارید. این‌جاست که اراده به کارتان می‌آید. این‌جاست که قصد و نیت اهمیت پیدا می‌کند. اگر تصمیم بگیرید علف‌های هرز کارمای خود را از خاک بیرون نکشید، زندگی‌تان به برهوت تبدیل خواهد شد. اگر تصمیم بگیرید این کار ساده را انجام دهید، زندگی محصول پرباری را تقدیم‌تان خواهد کرد.
سمانه انصاف جو