
٪۷۰
کتاب یکدیگر را همان طور که هستیم بپذیریم و دوست داشته باشیم
انتشارات:
نشر نون٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
نگارین
۴۱
خودخواهی به این معنی است که بخواهیم دیگران به نیازهای ما قبل از نیازهای خودشان پاسخ دهند؛
پرنیان
۲۸
اگر همیشه به خاطر داشته باشیم که ما مجبور نیستیم پاسخگوی نیازها و انتظارهای دیگران باشیم، آنوقت راحتتر میپذیریم که گاهی از اطرافیانمان جواب نه بشنویم. از سوی دیگر، اگر همهٔ ما بپذیریم که هدف از زندگی در این سیاره این نیست که فقط پاسخگوی نیازهای دیگران باشیم، بلکه زندگی فرصتی است که بتوانیم به نیازها و خواستههای خودمان هم رسیدگی کنیم. و این، همان عشقورزی به خود است. اگر برای پاسخگویی به خواستههایمان به کسی احتیاج داریم، باید همواره به خودمان یادآوری کنیم که دیگری مجبور نیست حتماً جواب مثبت به نیاز و انتظار ما بدهد. این ما هستیم که باید راهی برای پاسخ به آنها پیدا کنیم.
کاربر ۱۴۴۲۳۷۷
۱۳
تو نمیتوانی به کسی که میخواهی تبدیل شوی، تا وقتی که در مقابل کسی که نمیخواهی باشی به پذیرش برسی.
کاربر ۲۲۹۷۶۹۱
۵
درواقع، هر بار که کسی را مقصر میدانیم، این نشانهای است که ما هم به همین دلیل از سوی دیگری متهم شدهایم یا متهم خواهیم شد اگر ما هم همین رفتار را ادامه دهیم
Parinaz
۵
باید بپذیریم که انسان بودن با زخمهایی همراه است که هنوز درمان نشدهاند.
Mahdiyeh Ahmadi
۳
اگر تفکر ما این باشد که خوشحال کردن دیگری نشاندهندهٔ دوست داشتن است، دیگر نمیتوانیم پذیرای انتقاد باشیم.
Parinaz
۳
کسی که مدام میکوشد براساس میل دیگری عمل کند، بدونشک خودش را چندان دوست ندارد.
hAsTybaNoo
۳
ما نمیتوانیم در بلندمدت به کسی که دلمان میخواهد تبدیل شویم، مگر اینکه اول درمورد کسی که دلمان نمیخواهد باشیم به پذیرش برسیم.
احسان رضاپور
۲
اگر نتوانستیم موقعیت ناخوشایندی را تغییر دهیم، بهتر است روش رویارویی با آن را تغییر دهیم.
احسان رضاپور
۲
مهمترین مرحله پذیرشِ لحظه است. درواقع، باید بپذیریم که وقتی فردی رنج میکشد، به این علت است که یکی از تلههایش فعال شده است و او میخواهد به آن واکنش نشان دهد. به این ترتیب، باید بپذیریم که انسان بودن با زخمهایی همراه است که هنوز درمان نشدهاند.
Momentary pleasure
۲
درنهایت، شاید بتوان مفهوم عشق بیقیدوشرط را در کلمهٔ پذیرش خلاصه کنیم: یعنی خود و دیگران را در مسیر تجربههای مختلف زندگی بپذیریم، حتی اگر با آنها موافق نیستیم، یا حتی اگر با تمام آنچه یاد گرفتیم، هیچ تطابق و شباهتی نداشته باشد. مفهوم پذیرش، مفهومی کاملاً روانی و معنوی است؛ در حالی که داشتن نظری یکسان با دیگری مفهومی ذهنی تلقی میشود. به همین علت هم ایگو فقط کسی یا چیزی را میپذیرد که با آن موافق باشد
mrym
۲
باید بپذیریم که انسان بودن با زخمهایی همراه است که هنوز درمان نشدهاند.
sheyda
۲
تا زمانی که دربارهٔ آنچه نمیخواهی به پذیرش نرسیدهای، هر چقدر هم زمان بگذرد باز هم محال است که بتوانی به آنچه عمیقاً میخواهی دست پیدا کنی.»
sheyda
۲
* ما نمیتوانیم وقتی هنوز بذری از عشق بیقیدوشرط نکاشتهایم، انتظار داشته باشیم که آن را برداشت کنیم. ما نمیتوانیم منتظر باشیم تا از دیگران این عشق را دریافت کنیم وقتی خودمان هنوز آن عشق را به آنها نبخشیدهایم. درواقع، این ما هستیم که آن عشق را از خودمان دریغ کردهایم.
کاربر ۴۷۱۷۶۷۶
۱
اگر بخواهیم که اوضاع مطابق خواستهٔ ما پیش برود، نشاندهندهٔ میل ما به کنترل است و تا زمانی که آن را رها نکنیم، چیزی تغییر نمیکند.
Momentary pleasure
۱
هرچه بیشتر یاد بگیری که احساس کنی و با عواطف و احساساتت در ارتباط باشی و نه با هیجانهایت، بیشتر میتوانی درک کنی که چه چیزی با باورهای تو سازگار یا خلاف آن است. به بیان دیگر، بیشتر میتوانی تمام مسائل را در اعماق وجودت احساس کنی. در واقع، منظورم این است که مسائل را درک میکنی بدون هیچ تلاش خاصی؛ و اینگونه یاد میگیری که زندگی بیوقفه ادامه دارد. از طرفی، اگر کسی دلایلی محکمتر و منطقیتر از باورهای کنونی من دربارهٔ مثلاً تناسخ بیاورد، در پذیرش آن تردید نخواهم کرد.
Momentary pleasure
۱
برای من، باور داشتن به این معنی است که چیزی را قبول داشته باشی. واقعیت برای هر کدام از ما متفاوت و نسبی است. ما همیشه باید به آنچه احساس میکنیم افتخار کنیم. وقتی به مسئلهای احساس خوبی داشته باشی، در پذیرش آن شک نخواهی کرد؛ اما اگر احساس خوبی نداشته باشی باید دلیل و منشأ آن را درون خودت بررسی کنی. وقتی ایگوی تو مانع میشود که دربارهٔ مسئلهای به پذیرش برسی، تو همچنان به ترسهایت ادامه خواهی داد. یعنی اگر اجازه بدهی که هر بار ایگو مانع پذیرش اتفاقها و تجربههای جدید در تو شود و تو را متقاعد کند، یعنی همان چیزی که در آن تخصص دارد، آنوقت میتواند به بسیاری از تواناییهای تو در پذیرش دیگران و موقعیتهای مختلف آسیب بزند.»
Momentary pleasure
۱
زندگی مدام در تلاش است که توجه ما را به مسائلی جلب کند که مانع شادی ما میشود. در این وضعیت باید از آنچه نمیخواهیم باشیم آگاهی پیدا کنیم و خودمان را به سوی کسی که میخواهیم باشیم هدایت کنیم. سختیهایی که در زندگی تجربه میکنیم برای کمک به ما و کشف بهتر خودمان و همچنین قویتر شدنمان لازم است.
arezoo ahmadinia
۱
انگار ترجیح میدادم چیزی ندانم تا اینکه بخواهم از آنچه ناراحتم میکند، درس بگیرم.
Mahdiyeh Ahmadi
۱
شریک زندگی ما باید بهترین دوست ما هم باشد و نباید از این ترس داشته باشیم که از احساسات بسیار عمیق خود با او صحبت کنیم؛ ولی تو هم خوب میدانی که اغلب ترس مانع از این میشود که آنطور که میخواهیم رفتار کنیم.
خوشقدم♡
۱
شاید زنها بیشتر از مردها گریه کنند، ولی واقعاً آنها هم به همان اندازهٔ مردان، برای ابراز احساسات خود مشکل دارند. زنها معمولاً فکر میکنند که از احساساتشان صحبت میکنند، در صورتی که بیشتر از هیجانهای خود میگویند؛ یعنی غر میزنند، متهم میکنند، و امیدوارند تا دیگری تغییر کند. به بیان ساده، احساسات آنها بیشتر در قالب سرزنش قرار میگیرد و نه در اشتراک
mrym
۱
انگار ترجیح میدادم چیزی ندانم تا اینکه بخواهم از آنچه ناراحتم میکند، درس بگیرم.
mrym
۱
واقعیت این است که فقط با عمل کردن و تجربهٔ وضعیتها و روشهای مختلف میتوانیم موقعیتهای ناخوشایند را تغییر دهیم.
mrym
۱
ما وقتی کسی را پذیرفتهایم که برای او این حق را قائل باشیم که مطابق میلش رفتار کند؛ نه اینکه به او اجازه بدهی که فقط در فضای موردنظر تو آزادی عمل داشته باشد.
sheyda
۱
تنها راهی که برای رهایی از تلهٔ رهاشدگی وجود دارد این است که بتوانی بدون اینکه قضاوتی داشته باشی، تصور کنی که ترک شدهای یا کسی را ترک کردهای. باید بفهمی که تجربهٔ طردشدگی میتواند برای همه اتفاق بیفتد و این را هم به خاطر داشته باشی که آن کسی که ترک میکند لزوماً نمیخواهد به دیگری آسیب برساند، بلکه او فقط میخواهد مطابق حد و مرزها و نیازهایش رفتار میکند. این هم دلیلی دیگر برای اینکه بدانی همهٔ ما مثل هم هستیم: اینکه همهٔ تجربیاتمان را بپذیریم و بدون قضاوت درمورد آن زندگی کنیم.
Momentary pleasure
۰
* اگر بخواهیم که اوضاع مطابق خواستهٔ ما پیش برود، نشاندهندهٔ میل ما به کنترل است و تا زمانی که آن را رها نکنیم، چیزی تغییر نمیکند.
Momentary pleasure
۰
* هیچکس مقصر نیست: افرادی که مشکلی دارند، فقط نمیدانند که چگونه باید وضعیت را مدیریت کنند.
Momentary pleasure
۰
* اگر نتوانستیم موقعیت ناخوشایندی را تغییر دهیم، بهتر است روش رویارویی با آن را تغییر دهیم.
Momentary pleasure
۰
اگر تفکر ما این باشد که خوشحال کردن دیگری نشاندهندهٔ دوست داشتن است، دیگر نمیتوانیم پذیرای انتقاد باشیم. تا زمانی که یکی از شما به دیگری میگوید که شیوهٔ رفتار کردن، فکر کردن، حرف زدن، یا لباس پوشیدن طرف مقابل را دوست ندارد، به این معنی نیست که خودِ او را دوست ندارد، بلکه بهسادگی میخواهد بگوید که از دیگری در این لحظهٔ خاص خوشش نمیآید. آیا میدانید تا چه حد مهم است که این تفکر را بپذیریم: اینکه هرگز نمیتوانیم بیوقفه مطابق میل اطرافیانمان رفتار کنیم! در غیر این صورت، کسی که بیوقفه اینگونه تلاش میکند احتمالاً احساس کمبود عشق از سوی اطرافیان خود دارد. درواقع، او شک دارد که آیا امکان دارد که دیگران واقعاً او را دوست داشته باشند، بدون اینکه لازم باشد برای آنها کاری انجام دهد.
Momentary pleasure
۰
* این غیرممکن است که همیشه مطابق خوشایند اطرافیانمان رفتار کنیم. کسی که مدام میکوشد براساس میل دیگری عمل کند، بدونشک خودش را چندان دوست ندارد. کسی هم که خودش را دوست ندارد، مدام در اینباره که آیا اطرافیانش او را دوست دارند یا نه شک و تردید دارد.
