جملات زیبای کتاب پیله رهایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب پیله رهایی

بریده‌هایی از کتاب پیله رهایی

نویسنده:حدیثه عابدی
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۳ رأی
۴٫۰
(۳)
می‌گفت وای که تو چقدر بی احساسی، نمیدانست ک من احساساتم را برای آدم‌های موقت خرج نمیکنم ای کاش ثابت می‌کرد ماندنی است آن وقت به او میگفتم که کی بی احساس است من یا او؟!
Sara
خواستم پرواز کنم بال هایم را بریدند گفتند: کجا؟ گفتم: میروم در پی رویاهای دور گفتند: ما تو را برای اسارت آفریدیم گفتم: اما این نبود وعدهٔ خیال های دور گفتند: خبر نداری! خیال‌هایت سال‌هاست به کابوس‌هایی سهمگین مبدل شده اند ... بنشین در پی اسارتت، این قفس تمام خیال های تو است..
Sara
بهم گفت: به خودت برس، عطر خوب بزن، شیک کن، آرایش کن، موسیقی گوش کن برای خودت زندگی کن، از زندگیت لذت ببر! اما جان من بیرون رفتنی قدری آرایشت را پاک کن و گیسوانت را بپوشان ... نمیدانی سرمهٔ چشمانت، گیسوان پریشانت چه پدری از دل آدم در میآورد ... دل کوچکم طاقت ندارد که چشمانت دل دیگری را بلرزاند...
Sara
دوستت دارم و متاسفانه این جمله هیچ مخاطب خاصی ندارد...
Sara

حجم

۵۷٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۷۰ صفحه

حجم

۵۷٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۷۰ صفحه

قیمت:
۲۶,۰۰۰
تومان