
omid
۱
و از آبجوی خنک لذت بردیم. هیتلر کنجکاو شد و یک لیوان آبجو خواست. از آبجو خوشش نمیآمد. قیافه گرفت و گفت: «خیلی تلخ است.»
omid
۱
بهوضوح به بلوندی حسودیاش میشد چون اگر به کس دیگری علاقهمند میشد هیتلر عصبانی میشد و شک میکرد که شاید با یکتکه گوشت محبت سگ نسبت به او کم شده باشد؛ اقدامی که بهشدت ممنوع بود. بنا به گفته هیتلر جلب محبت بلوندی برای هر کس دیگری بیفایده بود؛ چون بلوندی فقط او را دوست داشت.
omid
۱
در حین زمزمه کردن زیر لب، ناگهان دستانش را باز کرد و با هیجان گفت: «چقدر عاشق شدن دو نفر زیباست.» من و دارا تعجب کردیم، چون هیچوقت او را در چنین حالتی ندیده بودیم، هیتلر به طرز عجیبی غرق در عشق بود. بعد از آن به دنبال دکتر مورل در کلبهاش گشتیم و از او پرسیدیم که چرا رئیس طور عجیبی رفتار میکند. مورل از بالای عینکش لبخند شیطنتآمیزی زد و گفت: «پس شما هم متوجه شدید؟ بله به او هورمون بیضه گاو نر تزریق کردم که سرحالش کند!»
omid
۱
براون نامهای به خواهرش نوشته بود: «ما همیشه منتظر مرگ بودیم. قصد نداریم زنده به دستان دشمن بیفتیم.»
omid
۰
به نظر میرسید هیتلر نگاه افلاطونی به عشق داشت.
omid
۰
هیتلر با بسیاری از جنبههای غیرخشن اسلام موافق بود، بهخصوص ممنوعیت خوردن مشروب و گوشت خوک و انجام روزهداری.
