چشمانت را باز کن و نگاه کن، نمیبینی چطور مردم شرق در نبرد با مردم غرب هستند؟! این آغاز جنگ با عشق است... عروس تازه در آغوش همسر پیرش میلرزد. او میجنگد و رنج میکشد، اما سرانجام به شادی میرسد و هزاران نفر مشعلها را روشن خواهند کرد و سراسر زمین از صلح و شادی روشن خواهد شد. چراکه او فرمانروای جوان، زیبا، قوی، درخشان، کسی که بر مردم حکمرانی میکند، زاده خواهد شد. عصای او با خودش عشق میآورد، تاجاش از نور است و خودش سرآغاز عصری جدید است! تورفین! آیا حماسۀ افسانهای ثور و لوک در مزرعۀ دورافتاده را بهخاطر میآوری؟