جملات زیبای کتاب ابرم در آسمان درد می کند | طاقچه
تصویر جلد کتاب ابرم در آسمان درد می کندsubscriptionAvailable

کتاب ابرم در آسمان درد می کند

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۳ رأی)
انتشارات: 
نشر مشکی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Niyaz.h
۸
وقتی چراغ‌ها را خاموش می‌کنم برای پروانه‌ها متاسف می‌شوم و وقتی روشن‌شان می‌کنم برای خفاش‌ها ... نمی‌توانم قدمی راه بروم بدون این که مزاحم کسی باشم؟
سیدآرمین عقیلی
۴
سعی نکن دوستم داشته باشی. تنها یک جرعه از قهوهٔ تلخی که آماده کرده‌ای، می‌خورم. قهوه‌ات را دوست دارم چون خوب بلدی تلخ درستش کنی.
ali73
۳
در اعماق دریا در یک صدف پنهان شده‌ام اما نمی‌دانم کدام صدف. هر روز به دریا می‌روم با دست‌هایم همه جا را زیر و رو می‌کنم که خودم را پیدا کنم. گاهی فکر می‌کنم ماهی غول‌پیکری مرا بلعیده و حالا همه جا را جست‌وجو می‌کنم که کمک‌اش کنم باقی‌مانده‌ام را هم ببلعد.
ali73
۲
اما ببین با فضاهای خالی در چشم‌هایشان به پنجره‌ها چسبیده‌اند.
دلا فروهر
۲
زمانی که درمان یک بیماری پیدا می‌شود همهٔ آن‌هایی که بر اثر آن مرض مرده‌اند باید دوباره زنده شوند و باقی روزهایشان را زندگی کنند تا این که بیماری دیگری بگیرند که هنوز درمانی برایش پیدا نشده است.
دلا فروهر
۱
گاهی فکر می‌کنم ماهی غول‌پیکری مرا بلعیده و حالا همه جا را جست‌وجو می‌کنم که کمک‌اش کنم باقی‌مانده‌ام را هم ببلعد.
دلا فروهر
۰
نه عزیزم! سعی نکن دوستم داشته باشی. تنها یک جرعه از قهوهٔ تلخی که آماده کرده‌ای، می‌خورم. قهوه‌ات را دوست دارم چون خوب بلدی تلخ درستش کنی.
سیدآرمین عقیلی
۰
فکر می‌کنم روزی که به دنیا آمده‌ام مرگ بیمارم کرده است.
Niyaz.h
۰
آه! درخت‌ها چه راحت باهم یکی می‌شوند!
Rose
۰
همه چیزِ تو آشناست حتی روزهایی که اتفاق نیفتاده‌اند اما اتفاق خواهند افتاد.