وقتی چراغها را خاموش میکنم
برای پروانهها متاسف میشوم
و وقتی روشنشان میکنم
برای خفاشها ...
نمیتوانم قدمی راه بروم
بدون این که مزاحم کسی باشم؟
Niyaz.h
سعی نکن دوستم داشته باشی.
تنها یک جرعه از قهوهٔ تلخی
که آماده کردهای، میخورم.
قهوهات را دوست دارم
چون خوب بلدی تلخ درستش کنی.
سیدآرمین عقیلی
در اعماق دریا در یک صدف پنهان شدهام
اما نمیدانم کدام صدف.
هر روز به دریا میروم
با دستهایم همه جا را زیر و رو میکنم
که خودم را پیدا کنم.
گاهی فکر میکنم ماهی غولپیکری
مرا بلعیده
و حالا همه جا را جستوجو میکنم
که کمکاش کنم باقیماندهام را هم ببلعد.
ali73
اما ببین
با فضاهای خالی در چشمهایشان
به پنجرهها چسبیدهاند.
ali73
زمانی که درمان یک بیماری پیدا میشود
همهٔ آنهایی که بر اثر آن مرض مردهاند
باید دوباره زنده شوند
و باقی روزهایشان را
زندگی کنند
تا این که بیماری دیگری بگیرند
که هنوز درمانی برایش پیدا نشده است.
دلا فروهر
نه عزیزم! سعی نکن دوستم داشته باشی.
تنها یک جرعه از قهوهٔ تلخی
که آماده کردهای، میخورم.
قهوهات را دوست دارم
چون خوب بلدی تلخ درستش کنی.
دلا فروهر
گاهی فکر میکنم ماهی غولپیکری
مرا بلعیده
و حالا همه جا را جستوجو میکنم
که کمکاش کنم باقیماندهام را هم ببلعد.
دلا فروهر
فکر میکنم
روزی که به دنیا آمدهام
مرگ بیمارم کرده است.
سیدآرمین عقیلی
آه! درختها چه راحت باهم یکی میشوند!
Niyaz.h