جملات زیبای کتاب ابرم در آسمان درد می کند | طاقچه
تصویر جلد کتاب ابرم در آسمان درد می کند

بریده‌هایی از کتاب ابرم در آسمان درد می کند

انتشارات:نشر مشکی
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۶از ۸ رأی
۳٫۶
(۸)
سعی نکن دوستم داشته باشی. تنها یک جرعه از قهوهٔ تلخی که آماده کرده‌ای، می‌خورم. قهوه‌ات را دوست دارم چون خوب بلدی تلخ درستش کنی.
سیدآرمین عقیلی
وقتی چراغ‌ها را خاموش می‌کنم برای پروانه‌ها متاسف می‌شوم و وقتی روشن‌شان می‌کنم برای خفاش‌ها ... نمی‌توانم قدمی راه بروم بدون این که مزاحم کسی باشم؟
Niyaz.h
در اعماق دریا در یک صدف پنهان شده‌ام اما نمی‌دانم کدام صدف. هر روز به دریا می‌روم با دست‌هایم همه جا را زیر و رو می‌کنم که خودم را پیدا کنم. گاهی فکر می‌کنم ماهی غول‌پیکری مرا بلعیده و حالا همه جا را جست‌وجو می‌کنم که کمک‌اش کنم باقی‌مانده‌ام را هم ببلعد.
ali73
اما ببین با فضاهای خالی در چشم‌هایشان به پنجره‌ها چسبیده‌اند.
ali73
زمانی که درمان یک بیماری پیدا می‌شود همهٔ آن‌هایی که بر اثر آن مرض مرده‌اند باید دوباره زنده شوند و باقی روزهایشان را زندگی کنند تا این که بیماری دیگری بگیرند که هنوز درمانی برایش پیدا نشده است.
دلا فروهر
نه عزیزم! سعی نکن دوستم داشته باشی. تنها یک جرعه از قهوهٔ تلخی که آماده کرده‌ای، می‌خورم. قهوه‌ات را دوست دارم چون خوب بلدی تلخ درستش کنی.
دلا فروهر
گاهی فکر می‌کنم ماهی غول‌پیکری مرا بلعیده و حالا همه جا را جست‌وجو می‌کنم که کمک‌اش کنم باقی‌مانده‌ام را هم ببلعد.
دلا فروهر
فکر می‌کنم روزی که به دنیا آمده‌ام مرگ بیمارم کرده است.
سیدآرمین عقیلی
آه! درخت‌ها چه راحت باهم یکی می‌شوند!
Niyaz.h

حجم

۲۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۴۸ صفحه

حجم

۲۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۴۸ صفحه

قیمت:
۱۰,۰۰۰
تومان