میونِ سبزها نامِ تو رویید
سکوتِ سبز و آرامِ تو رویید
کاربر ۸۶۴۹۴۷۴
سحر در انتظارِ بیدلان است
صبوری توشۀ دلدادگان است
FASPO
جوونای قلعۀ پیر
همه روزها به نخجیر
شبا در پای آتیش
همهاش در رقص شمشیر...
ایراندُخت
حضوری بودی از حجمی فراموش
کاربر ۸۶۴۹۴۷۴
بیا بی تو صدا در سینهام نیست
شکوهِ رنگ در آئینهام نیست
رها کردم همه هستیِ خود را
که با تو سر کنم مستیِ خود را
FASPO
دلم ابرِ غم و یادِ تو باران
بتاب ای مه به ساقِ سبزهزاران
چه میشد ابری از آغوش بودم
به چشمت شعلهای خاموش بودم
تو آتش بودی و من ساقِ افرا
به شب میسوختم تا صبحِ رؤیا
FASPO
تو ماهی اما نورِ تو خورشیدِ فرداست
* Yas *
تو خندیدی و نامت آشنا شد
کاربر ۸۶۴۹۴۷۴
تو از ره آمدی خاموش و پُر نوش
حضوری بودی از حجمی فراموش
تو خندیدی و نامت آشنا شد
سکوتِ ماه در جانم صدا شد
amirkarimifar
تو همچون شبنمِ صبحی به دشتِ خواب میباری
تو حالِ دیگری داری
تو حتی در هوای غم، هوایِ دیگری داری
تو حالِ دیگری داری...
* Yas *
خدایا چشمهها شد سنگ در سنگ
چراغِ لالهها بینور و بیرنگ
شکسته حنجرم فریاد فریاد...
که دشمن خیمه زد فرسنگ فرسنگ...
* Yas *
بکارم تا برویاند گلِ خورشید
در این تاریکیِ خاموشِ بیامید
* Yas *