جملات زیبای کتاب چو مرغ شب خواندی و رفتی | طاقچه
تصویر جلد کتاب چو مرغ شب خواندی و رفتی

بریده‌هایی از کتاب چو مرغ شب خواندی و رفتی

انتشارات:نشر مشکی
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۲از ۱۱ رأی
۳٫۲
(۱۱)
میونِ سبزها نامِ تو رویید سکوتِ سبز و آرامِ تو رویید
آزادی
سحر در انتظارِ بیدلان است صبوری توشۀ دلدادگان است
FASPO
تو ماهی اما نورِ تو خورشیدِ فرداست
* Judy Abbott *
بکارم تا برویاند گلِ خورشید در این تاریکیِ خاموشِ بی‌امید
* Judy Abbott *
دلِ من همتی کن خواب باشم اسیرِ جادوی مهتاب باشم دل من عاشقِ خاکِ کویرم دعا کن قطره قطره آب باشم
Niyaz.h
جوونای قلعۀ پیر همه روزها به نخجیر شبا در پای آتیش همه‌اش در رقص شمشیر...
ایراندُخت
حضوری بودی از حجمی فراموش
آزادی
بیا بی تو صدا در سینه‌ام نیست شکوهِ رنگ در آئینه‌ام نیست رها کردم همه هستیِ خود را که با تو سر کنم مستیِ خود را
FASPO
دلم ابرِ غم و یادِ تو باران بتاب ای مه به ساقِ سبزه‌زاران چه می‌شد ابری از آغوش بودم به چشمت شعله‌ای خاموش بودم تو آتش بودی و من ساقِ افرا به شب می‌سوختم تا صبحِ رؤیا
FASPO
تو همچون شبنمِ صبحی به دشتِ خواب می‌باری تو حالِ دیگری داری تو حتی در هوای غم، هوایِ دیگری داری تو حالِ دیگری داری...
* Judy Abbott *
خدایا چشمه‌ها شد سنگ در سنگ چراغِ لاله‌ها بی‌نور و بی‌رنگ شکسته حنجرم فریاد فریاد... که دشمن خیمه زد فرسنگ فرسنگ...
* Judy Abbott *
تو خندیدی و نامت آشنا شد
آزادی
تو از ره آمدی خاموش و پُر نوش حضوری بودی از حجمی فراموش تو خندیدی و نامت آشنا شد سکوتِ ماه در جانم صدا شد
amirkarimifar
این سرو که روییده در این جنگلِ خواب بیدار کند همهمه‌ای در مهتاب
Niyaz.h
از نیستی گذشته مرا هست می‌کند این بوی اطلسی که مرا مست می‌کند...
Niyaz.h
دلِ شب بود و من خوابیده بودم شدم بیدار، خوابت دیده بودم کلافی بودم از ابریشمِ عشق که با مِهرت به هم تابیده بودم
Niyaz.h
این سرو که روییده در این جنگلِ خواب بیدار کند همهمه‌ای در مهتاب خورشید گمان مبر که تاریک شده‌ست دریاب زمانه را در این فصلِ شباب
کاربر ۶۰۲۰۰۱۳

حجم

۴۰٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

حجم

۴۰٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

قیمت:
۳۵,۰۰۰
تومان