جملات زیبای کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود | طاقچه
تصویر جلد کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود

بریده‌هایی از کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود

نویسنده:فردریک بکمن
انتشارات:نشر نون
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۱از ۱۸۵ رأی
۴٫۱
(۱۸۵)
یه‌بار معلم ازمون خواست دربارۀ این‌که معنی زندگی چیه انشا بنویسیم.» «تو چی نوشتی؟» «همراهی.» بابابزرگ چشم‌هایش را می‌بندد. «بهترین جوابی که تا حالا شنیدم.» «معلممون گفت باید جواب طولانی‌تری بنویسم.» «خوب تو چکار کردی؟» «نوشتم: همراهی و بستنی.» بابابزرگ لحظه‌ای فکر می‌کند و بعد می‌پرسد: «چه نوع بستنی‌ای؟» نوآ لبخند می‌زند. درک‌شدن خیلی شیرین است.
Mr.Carton
«وقتی آدمی رو فراموش می‌کنی یادت می‌ره که اون رو یادت رفته؟»
Hossein shiravand
«کسی که برای زندگی شتاب داره در واقع برای مرگ عجله می‌کنه.»
Marziyeh
فقط زمانی شکست‌خورده محسوب می‌شی که دست از تلاش برداری
سان
خیلی دردناکه که دلتنگِ کسی بشی که هنوز اینجاست
Ella 𓂃.໑
بزرگترین ترس من این است که تخیلم را قبل از بدنم از دست بدهم.
کاربر ۳۱۸۱۸۴۲
پاهای نوآ از کنار نیمکت آویزان شده و به زمین نمی‌رسد، اما سرش همیشه توی فضاست. چون هنوز آنقدر عمر نکرده که اجازه بدهد کسی فکرش را روی زمین نگه‌دارد.
کاربر۰۰۰۰۰۰
«همیشه هم مجبوریم انشا بنویسیم! یه‌بار معلم ازمون خواست دربارۀ این‌که معنی زندگی چیه انشا بنویسیم.» «تو چی نوشتی؟» «همراهی.» بابابزرگ چشم‌هایش را می‌بندد. «بهترین جوابی که تا حالا شنیدم.» «معلممون گفت باید جواب طولانی‌تری بنویسم.» «خوب تو چکار کردی؟» «نوشتم: همراهی و بستنی.» بابابزرگ لحظه‌ای فکر می‌کند و بعد می‌پرسد: «چه نوع بستنی‌ای؟» نوآ لبخند می‌زند. درک‌شدن خیلی شیرین است.
1984
هیچ عیبی نداره اگه یه‌کم بترسی.
reyhan
«کسی که برای زندگی شتاب داره در واقع برای مرگ عجله می‌کنه
کاربر ۲۴۵۴۹۲۰
پسرک می‌گوید: «من توی خداحافظی خوب نیستم.» بابابزرگ می‌خندد و همۀ دندان‌هایش پیدا می‌شود. «موقعیت‌های زیادی برای تمرین داریم. توش خوب می‌شی. تقریباً همۀ آدم‌بزرگا پر از حسرت خداحافظی‌هایی هستن که آرزو می‌کنن کاش می‌تونستن برگردن و بهتر اداش کنن.
Roya
اصلاً دلیل اینکه ما این شانس رو داریم که نوه‌هامون رو لوس کنیم همینه! با این کار از بچه‌هامون عذرخواهی می‌کنیم
haniyh
«حتی آسمون هم اونقدر که من دوستت دارم بزرگ نیس.»
مرضیه
من که ترجیح می‌دم پیر باشم تا آدم‌بزرگ. همۀ آدم‌بزرگا عصبانین، فقط بچه‌ها و پیرها می‌خندن.»
سماء راد
«معلم مجبورمون کرد یه داستان دربارۀ اینکه وقتی بزرگ شدیم می‌خوایم چیکاره بشیم، بنویسیم.» «خوب تو چی نوشتی؟» «نوشتم که در درجۀ اول می‌خوام تمرکز کنم که کوچیک بمونم.»
negar
روی نیمکت بوی آب و آفتاب می‌آید. هرکسی نمی‌داند که آب و آفتاب بو دارند، اما آنها می‌دانند.
nazanin
زیرا که بزرگترین ترس من این است که تخیلم را قبل از بدنم از دست بدهم. حدس می‌زنم که تنها من نیستم که چنین ترسی دارد. نژاد انسان به شکلی عجیب از پیرشدن بیشتر می‌هراسد تا از مردن.
nazanin_jf
«چرا دستمو اینقدر محکم گرفتی بابابزرگ؟» «چون همه‌چی داره ناپدید می‌شه نوآ-نوآ. و من می‌خوام تو رو طولانی‌تر از بقیۀ چیزای دیگه برای خودم نگه‌دارم.»
mamad_79
بابابزرگش کنارش است و البته به‌طور حیرت‌انگیزی پیر شده، آنقدر پیر که آدم‌ها دست از سرش برداشته‌اند و دیگر به او نق نمی‌زنند که باید مثل یک آدم‌بزرگ رفتار کند. آنقدر پیر که دیگر برای بزرگ‌شدن دیر است.
صبا
«فقط زمانی شکست‌خورده محسوب می‌شی که دست از تلاش برداری.»
sss
«کسی که برای زندگی شتاب داره در واقع برای مرگ عجله می‌کنه.»
booklover
هرچیزی که من شدم به خاطر اونه. بیگ‌بنگ من بود.
رها
خیلی دردناکه که دلتنگِ کسی بشی که هنوز اینجاست.»
friend moon :)
«فقط زمانی شکست‌خورده محسوب می‌شی که دست از تلاش برداری.»
مرضیه
«با تو همیشه می‌دونستم کی‌ام. تو میون‌برِ من بودی.»
khazar
«معلمت چی گفت؟» «گفت که من موضوع رو درست نفهمیدم.» «و تو چی گفتی؟» «گفتم اون جواب من رو درست نفهمیده.»
کاربر ۵۲۰۳۶۴۰
فقط زمانی شکست‌خورده محسوب می‌شی که دست از تلاش برداری.»
فاطیما🌱
«کسی که برای زندگی شتاب داره در واقع برای مرگ عجله می‌کنه.»
ژنرالیسم
«هیچ‌وقت تو زندگی از خودم نپرسیدم چطوری عاشقش شدم نوآ-نوآ. فقط شدم.»
haniyh
وقتی‌که خداحافظیت کامل شد، برو و پشت سرت رو هم نگاه نکن. زندگیتو بکن. خیلی دردناکه که دلتنگِ کسی بشی که هنوز اینجاست
haniyh

حجم

۶۹٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

حجم

۶۹٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

قیمت:
۹۹,۰۰۰
۱۹,۸۰۰
۸۰%
تومان