جملات زیبای کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود | طاقچه
تصویر جلد کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۲۸۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
فردریک بکمن، الهام رعایی
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mr.Carton
۳۰۱
یه‌بار معلم ازمون خواست دربارۀ این‌که معنی زندگی چیه انشا بنویسیم.» «تو چی نوشتی؟» «همراهی.» بابابزرگ چشم‌هایش را می‌بندد. «بهترین جوابی که تا حالا شنیدم.» «معلممون گفت باید جواب طولانی‌تری بنویسم.» «خوب تو چکار کردی؟» «نوشتم: همراهی و بستنی.» بابابزرگ لحظه‌ای فکر می‌کند و بعد می‌پرسد: «چه نوع بستنی‌ای؟» نوآ لبخند می‌زند. درک‌شدن خیلی شیرین است.
Hossein shiravand
۱۶۲
«وقتی آدمی رو فراموش می‌کنی یادت می‌ره که اون رو یادت رفته؟»
Marziyeh
۱۳۲
«کسی که برای زندگی شتاب داره در واقع برای مرگ عجله می‌کنه.»
سان
۱۱۷
فقط زمانی شکست‌خورده محسوب می‌شی که دست از تلاش برداری
Ella 𓂃.໑
۹۷
خیلی دردناکه که دلتنگِ کسی بشی که هنوز اینجاست
کاربر ۳۱۸۱۸۴۲
۶۸
بزرگترین ترس من این است که تخیلم را قبل از بدنم از دست بدهم.
کاربر۰۰۰۰۰۰
۶۲
پاهای نوآ از کنار نیمکت آویزان شده و به زمین نمی‌رسد، اما سرش همیشه توی فضاست. چون هنوز آنقدر عمر نکرده که اجازه بدهد کسی فکرش را روی زمین نگه‌دارد.
1984
۵۱
«همیشه هم مجبوریم انشا بنویسیم! یه‌بار معلم ازمون خواست دربارۀ این‌که معنی زندگی چیه انشا بنویسیم.» «تو چی نوشتی؟» «همراهی.» بابابزرگ چشم‌هایش را می‌بندد. «بهترین جوابی که تا حالا شنیدم.» «معلممون گفت باید جواب طولانی‌تری بنویسم.» «خوب تو چکار کردی؟» «نوشتم: همراهی و بستنی.» بابابزرگ لحظه‌ای فکر می‌کند و بعد می‌پرسد: «چه نوع بستنی‌ای؟» نوآ لبخند می‌زند. درک‌شدن خیلی شیرین است.
reyhan
۵۱
هیچ عیبی نداره اگه یه‌کم بترسی.
کاربر ۲۴۵۴۹۲۰
۴۴
«کسی که برای زندگی شتاب داره در واقع برای مرگ عجله می‌کنه
Roya
۴۰
پسرک می‌گوید: «من توی خداحافظی خوب نیستم.» بابابزرگ می‌خندد و همۀ دندان‌هایش پیدا می‌شود. «موقعیت‌های زیادی برای تمرین داریم. توش خوب می‌شی. تقریباً همۀ آدم‌بزرگا پر از حسرت خداحافظی‌هایی هستن که آرزو می‌کنن کاش می‌تونستن برگردن و بهتر اداش کنن.
مرضیه
۳۷
«حتی آسمون هم اونقدر که من دوستت دارم بزرگ نیس.»
haniyh
۳۶
اصلاً دلیل اینکه ما این شانس رو داریم که نوه‌هامون رو لوس کنیم همینه! با این کار از بچه‌هامون عذرخواهی می‌کنیم
negar
۳۴
«معلم مجبورمون کرد یه داستان دربارۀ اینکه وقتی بزرگ شدیم می‌خوایم چیکاره بشیم، بنویسیم.» «خوب تو چی نوشتی؟» «نوشتم که در درجۀ اول می‌خوام تمرکز کنم که کوچیک بمونم.»
سماء راد
۳۳
من که ترجیح می‌دم پیر باشم تا آدم‌بزرگ. همۀ آدم‌بزرگا عصبانین، فقط بچه‌ها و پیرها می‌خندن.»
nazanin
۲۶
روی نیمکت بوی آب و آفتاب می‌آید. هرکسی نمی‌داند که آب و آفتاب بو دارند، اما آنها می‌دانند.
رها
۲۵
هرچیزی که من شدم به خاطر اونه. بیگ‌بنگ من بود.
صبا
۲۴
بابابزرگش کنارش است و البته به‌طور حیرت‌انگیزی پیر شده، آنقدر پیر که آدم‌ها دست از سرش برداشته‌اند و دیگر به او نق نمی‌زنند که باید مثل یک آدم‌بزرگ رفتار کند. آنقدر پیر که دیگر برای بزرگ‌شدن دیر است.
mamad_79
۲۳
«چرا دستمو اینقدر محکم گرفتی بابابزرگ؟» «چون همه‌چی داره ناپدید می‌شه نوآ-نوآ. و من می‌خوام تو رو طولانی‌تر از بقیۀ چیزای دیگه برای خودم نگه‌دارم.»
nazanin_jf
۲۳
زیرا که بزرگترین ترس من این است که تخیلم را قبل از بدنم از دست بدهم. حدس می‌زنم که تنها من نیستم که چنین ترسی دارد. نژاد انسان به شکلی عجیب از پیرشدن بیشتر می‌هراسد تا از مردن.
khazar
۲۳
«با تو همیشه می‌دونستم کی‌ام. تو میون‌برِ من بودی.»
sss
۲۲
«فقط زمانی شکست‌خورده محسوب می‌شی که دست از تلاش برداری.»
friend moon :)
۲۰
خیلی دردناکه که دلتنگِ کسی بشی که هنوز اینجاست.»
haniyh
۲۰
وقتی‌که خداحافظیت کامل شد، برو و پشت سرت رو هم نگاه نکن. زندگیتو بکن. خیلی دردناکه که دلتنگِ کسی بشی که هنوز اینجاست
booklover
۱۹
«کسی که برای زندگی شتاب داره در واقع برای مرگ عجله می‌کنه.»
کاربر ۵۲۰۳۶۴۰
۱۷
«معلمت چی گفت؟» «گفت که من موضوع رو درست نفهمیدم.» «و تو چی گفتی؟» «گفتم اون جواب من رو درست نفهمیده.»
مرضیه
۱۷
«فقط زمانی شکست‌خورده محسوب می‌شی که دست از تلاش برداری.»
فاطیما🌱
۱۶
فقط زمانی شکست‌خورده محسوب می‌شی که دست از تلاش برداری.»
ژنرالیسم
۱۵
«کسی که برای زندگی شتاب داره در واقع برای مرگ عجله می‌کنه.»
haniyh
۱۵
«هیچ‌وقت تو زندگی از خودم نپرسیدم چطوری عاشقش شدم نوآ-نوآ. فقط شدم.»